صورت برون گرایانه ی نوروز در این منطقه دست کم در چند صد سال گذشته همانند اکنون، کاملاً وابسته به رفتار و فرمان حکومت بوده است

رسم نوروز در همه جا یکسان نیست. در یک تقسیم بندی کلی جشن های نوروزی سه حالت دارند؛ یا درون گرا هستند، یا برون گرا و یا ترکیبی از هر دو. در مورد لحظه ی تحویل سال و فرا رسیدن لحظه ی موعود که همان رسیدن بهار باشد، نوروز ایران، نوروزی درون گراست که همه ی هیاهو و جنب و جوش های پیش از تحویل سال سرانجام به درونِ خانه و پای سفره ی هفت سین ختم می شود و نمودِ بیرونی ندارد. گرچه همه ی آن هیاهوها و جنب و جوش های پیش از شبِ عید، بزرگترین جلوه ی برون گرایانه ی آن است.

نوروز ایران در واقع با گردهمایی بزرگ چهارشنبه سوری آغاز می شود که آن نیز به دلایل مختلف پیش از آن که جشنی عمومی، متمرکز و دسته جمعی باشد، بیشتر ترکیب واحدهای خانوادگی در کنار یکدیگر است. این موضوع خیلی هم به خاطر ممنوعیت رسمی این جشن در سا لهای پس از انقلاب نیست. در دوره های گذشته نیز مردم اگر بساطِ جشن را در کوچه و خیابان بر پا می کردند به صورت واحدهای جداگانه و چندتایی در کنار هم قرار می گرفتند. این اتفاق در بزرگترین مظهر برون گرایانه ی نوروزِ ایران که سیزد ه به در باشد نیز به همین صورت است. یعنی میعادگاه مشخص و سازمان واحدی برای سازماندهی آن پیش بینی نشده و کاملا خود جوش، مردمی و غیر دولتی است.

در تاجیکستان که زمانی بخشی از ایران بزرگ بوده است، اصولا لحظه ی تحویلِ سال و رسیدن بهار شناخته شده نیست و کسی از آن چیزی نمی داند، یا اگر هم زمانی می دانسته، اکنون دیگر فراموش شده است. مهمترین بخش های آن هم که عبارت است از عید گردک کودکان (بچه ها اولین گل های برآمده از زیر برف را می چینند و با رقص و آواز به در خانه ی مردم می روند و با خبر نزدیک شدن بهار از صاحبخانه عیدی می گیرند) که صورتی از همان  « میر »های نوروزی است، دیر زمانیست که به سود عید فطر و قربان مصادره شده اند. همانگونه که رسم خانه تکانی یا خانه براری و خرید کفش و لباس و پخت و پز و دید و بازدید به چنین سرنوشتی دچارآمده و عملاً از نوروز رخت بر بسته اند. حتی جشن سَمَنوپزان یا سُمَنَک را هم دیگر نمی توان یک رسم کاملا نوروزی دانست. این رسم بیشتر یک جشن زنانه ی بدون موعد مشخص است که با قرار و مدار گروهی از زنان محله یا خویش و تبار و دوست آشنا شکل می گیرد.

رسم نوروز در تاجیکستان

صورت برون گرایانه ی نوروز در این منطقه دست کم در چند صد سال گذشته همانند اکنون، کاملاً وابسته به رفتار و فرمان حکومت بوده است. یعنی هرگاه پادشاه حکم می کرد، کاروان نوروزی به راه می افتاد و مردم نیز با آن همراه می شدند و به شادمانی می پرداختند. حضور و نفوذ روحانیان تنها در این هنگام بود که نادیده گرفته می شد یا تابع حکم پادشاه بود. این شرایط هنوز هم جاری است و نوروز را به طور رسمی با تعیین زمان و روز مشخصی که حکومت مرکزی تعیین می کند، به ریاست بالاترین مقام هر ولایت و شهر و ناحیه جشن می گیرند. بزرگترین جشن نیز با حضور عالی ترین مقام حکومت و بیشتر اوقات در پایتخت برپا می شود. مطابق فرمان حکومت همه ی مناطق کشور موظف اند در بزرگترین مکان گردهمایی محل خود، که غالباً ورزشگا ه ها باشند، به قول فارسی زبا ن های فرارود، برنامه های جشنی تدارک ببینند. در تدارک این جشن همه چیز از قبل و به دقت برنامه ریزی می شود و صدای همه ی تران ه ها و نماش ها از پیش ضبط شده و هنگام برگزاری جشن پخش می شود. موسیقی زنده تقریباً وجود ندارد و خوانندگانی که به نوبت در صحنه ظاهر می شوند، هیچکدام به صورت زنده نمی خوانند و همه نقش بازی می کنند و لب می زنند. اما جالب ترین و جذاب ترین بخش نمایش مربوط به کارهای نمایشی و به طور ویژه رقصندگان است. این رقصندگان ترکیبی از گروه های حرفه ای و دختران و پسران آماتور دانش آموز و دانشجویی است که با تمرین های طاقت فرسا، از یک ماه پیش برای این روز آماده شده اند.

رسم نوروز در تاجیکستان

در نواحی کم جمعیت ترِ کشور، اکثر مردم موفق می شوند مستقیماً در محل برپایی جشن حاضر شوند و مراسم را از نزدیک ببینند. اما در شهرهای بزرگ، بیشتر مردم تنها می توانند به تماشای نمایشگاه های نوروزی که بخش جدایی ناپذیری از این مراسم است، بروند. این نمایشگاه ها به طور کلی از روی نمونه های دوران شوروی نسخه برداری شده و رنگ و بوی آن زمان را دارند و درست مانند آن دوران به صورت غرفه هایی در دو سوی مسیر منتهی به محل برگزاری جشن، برپا می شوند و ابزار و آلات مربوط به آن جشن یا مناسبت را نمایش می دهند. بخش عمده ای از آنچه نمایش داده می شود جزو تکراری و موجود در هر جشن رسمی، ملی یا دولتی دیگریست. برای نمونه عرضه ی محصولات کشاورزی از میوه و گندم و عسل گرفته تا نخریسی و کره گرفتن از دوغ یا نمایش لباسهای محلی بر تن پسران و دختران، تقریبا بخش جدانشدنی و تکراری همه ی جشن ها و مناسبت ها است. در نوروز غرفه های سمنو و سفره های هفت سین و هفت شین هم راه می اندازند که همگی نوعی نمایش تاریخی از رسمی است که دیگر در خانه ی هیچ یک از تاجیک ها پیدا نمی شود.

حضور پر شمار مردم در این روزها و در این جشن ها قابل توجه است، اما برای شرکت در مراسم رسمی و حضور در محل برگزاری جشنِ نوروز که در حضور عالی ترین مقام کشور برگزار می شود، بدون دعو تنامه امکان شرکت وجود ندارد. شرکت کنندگان بیشتر از میان چهره های سرشناس و خانواده های آنها و سپس کارکنان ادارات دولتی و خانواده هایشان انتخاب می شوند و باید مطابق ضوابط از پیش تعیین شده به محل جشن بیایند.

رسم نوروز در تاجیکستان

بقیه ی مردم علاقه مند هم در چنین روزهایی با پوشیدن لباسِ نو در اطراف محل برگزاری جشن حاضر می شوند. زنان و دختران شرکت کننده در جشن موظفند لباسهای ملی معروف به اطلس و چکن به تن کنند و همین پوشش های زیبا و خوشرنگ است که برای ناظر بیرونی، صحنه های چشم نواز و زیبایی را رقم می زند. در بعضی از سا لها و برخی از مناطق، خوراک نیز تدارک می بینند که معمولاً آشِ پلو است. غذایی که از ترکیب برنج و هویج و گوشت تهیه می شود و معرو فترین و رایجترین غذای تاجیکان است. هزینه ی این مورد مهم در بیشتر مناطق از سوی اهالی و یا شرکت های بخش خصوصی تامین می شود. در برخی از مناطقِ روستایی و شهرهای کوچک تَر مسابقه های کشتی و یا بُزکِشی نیز برگزار می کنند که به برندگان حتماً جایزه می دهند. در مجموع نوروزِ تاجیکستان که وجه پُررنگ سیاسی دارد و مورد حمایت جدی دولت است، به همینجا ختم می شود، اما جشن های نوروزی به نوبت و مطابق برنامه در شهرها و ناحیه های مختلف، گاه تا یک هفته و بیشتر ادامه می یابد و پخش مستقیم آن از تلویزیون باعث می شود تا بسیار باشکوه تر و گسترده تَر از آن چیزی که هست جلوه کند. این مراسم تقریبا هیچ گونه چهره و جلوه ی درونی و خودجوش ندارد و در پشت در خانه ی تاجیک ها به پایان می رسد.

تقابل واقعیتها در تاجیکستان
موقعیت نوروز در ایران و تاجیکستان از زاویه ی رابطه ی دولت و ملت کاملا وارونه ی یکدیگرند. در ایران، این مردماند که دولت را و در معنای عام، حکومت را به دنبال نوروز می کشانند. اما در تاجیکستان این دولت یا اگر دقیق تر سخن بگوییم، این شخصِ امامعلی رحمان رئیس جمهور کشور است که مردم را با خود به دنبالِ نوروز می کشاند.

در دنیای مجازی اما، بازتاب گسترده ی جشن های دولتی نوروز در تاجیکستان به این توهم دامنزده است که به راستی نوروز در تاجیکستان چنان در تار و پود جانِ مردم ریشه دوانده است که جایگاه آن را حتا با آنچه که در ایران جریان دارد، نمی توان مقایسه کرد. در حالیکه واقعیت غیر از این است.

کافی است شما دستِ پُرقدرت رئیس کشور را که اکنون می توان از او به عنوان نوروزی ترین مقام رسمی جهان نام برد، از پشت این جشن بردارید تا ببینید که از آن همه شکوه و شادمانی و رنگی که در سا لهای اخیر در تاجیکستان به نمایش در می آید، چیزی جز جشن زنانه ی سُمَنَک به جای نمی ماند. اکثریت مردم تاجیکستان، که بیش از هفتاد درصد آنها در روستاها زندگی می کنند، تقریباً هیچ میانه ای، از آن نوعی که مثلاً در ایران می بینید، با نوروز ندارند. عامل تاریخی حاکمیت هفتاد ساله ی کمونیست ها، اگرچه در فاصله گرفتن توده ها از نوروز و پاسداشت آن تاثیر داشته، اما علت اصلی آن را باید در جایی دیگر و در نوع و شدت پایبندی دینی آنها و به طورِ کلی مردم منطقه به نوعی از اسلام غیر منعطف جستجو کرد.

رسم نوروز در تاجیکستان

درست است که روحانیون و دستگاه مذهبی کشور از زمان استقلال به این سو رسماً با برپایی جشن های نوروز مخالفت نکرده اند، اما به صورت غیرِرسمی دستگاه تبلیغاتی آنها پیوسته و دائم در حالِ مخالفت با نوروز بوده است. از نگاه روحانیونِ سنتی و پیروان آنها در تاجیکستان، هرگونه عیدی جز عیدِ فطر و قربان غیراسلامیست. حتا روحانیونِ حکومتی هم که حقوق بگیر دولت هستند و باید مدافع تصمیم های دولت باشند، ترجیح می دهند کل ماجرا را مسکوت بگذارند و در نفی یا اثبات، اصولا وارد بحث نشوند. در همین روزهای نزدیک به نوروز امسال بود که ویدئوهای بسیاری از روحانیون افغانستانیِ هم کیش این مردم در فضای مجازی به طور گسترد ه منتشر شد. یکی از آنها نه فقط به تحریم نوروز فتوا می داد که هرگونه تشبه ناخواسته به آن را گناه می شمرد. او آشکارا می گفت حتا اگر کسی در روزهای نزدیک به نوروز و سال نو خانه تکانی کند به دلیل همانندی و همزمانی آن با آدابِ نوروزی مرتکب گناهی بزرگ شده است.

این تقابلِ تاریخی روحانیون اسلامی در تاجیکستان و منطقه با نوروز و به طور کلی هویت ملی به معنای آن نیست که مجموعه ی پیروان آنها یکسره از هرگونه عملی که نشان از برگزاری جشن نوروز و شادی مرتبط با آن دارد، دست شسته اند. سَمنو پزان یا همان جشن سُمَنَک مهمترین جشن باقی مانده از سلسله جشن های نوروزیست که از گذشته های دور در آسیای میانه برگزار می شده و همچنان نیز برگزار می شود. این جشن نیز لزوماً به همان گستردگی جشن های نوروزی که در ایران امروز برپا می شود، پاس داشته نمی شود. اما حتا این مراسم که مختصِ زنان و کودکان است، برخلاف بسیاری از آداب نوروزی، تعیّنِ زمانی خاصی ندارد و بسته به شرایط آب و هوایی هر سال، می تواند از اواخر فصل زمستان تا اوایل اردیبهشت ماه و بیشتر در محیط های بسته ی خانه ها در یکی از روزها و نه روزی خاص برگزار شود.

از نگاه جامعه شناسی و مردم شناسی، جشن سُمَنَک را هم باید در چهارچوب گردِهمایی های زنانه ای دسته بندی کرد که این بخش نه چندان آشکار جامعه، می خواهد فارغ از محیطِ مردسالارانه ی موجود، آن را به مفرّی برای خود تبدیل کند تا اندکی هم که شده از شرایط بسته و به شدت کنترل شده اش بیرون بیاید و بروز و ظهوری اجتماعی پیدا کند. این تنها شبی است که زنها می توانند در خانه ی خود نباشند و به بهانه ی سُمَنَک تا صبح بیدار بمانند، پای بکوبند، سر بی افشانند و سرود بخوانند. کاری که مردان در طول سال هرگاه اراده کنند، انجام می دهند.

رسم نوروز در تاجیکستان

بقیه ی آداب نوروزی مانند چهارشنبه سوری، خانه تکانی، پیک های نوروزی، خوان نوروزی و دید و بازدید و سیزده به در و پختن شیرینی و خورا کهای نوروزی، همگی از جشن های عروسی و عیدهای دینی سر درآورده اند. این دیگرگونی ها تا بدانجاست که مردم تاجیکستان به سبزه که تنها به سبزکردن دانه های گندم منحصر است، سُمَنَک می گویند و این گواه دیگریست بر این که جشن سُمَنَک ارتباط مستقیم خود را با آداب نوروزی از دست داده است.

در طول زمان گروه هایی از روشنفکران وفرهنگیانی که به گذشته ی ملی و آداب و سنن خود دلبسته اند، کوشش هایی برای ارج نهادن به نوروز و گرامی داشت آن انجام داده اند و در جمع های کوچک خود تلاشهایی برای بزرگداشت آن به عمل می آورند.  حتا هنوز در برخی از روستاها، برخی از مردم، خوراکی هایی که مخصوص فصل بهار است را پخته و می پزند. اما این اقدامات هیچگاه از فضایی محدود، یا شماری معدود فراتر نرفته و به آن شکل و شمایلی که مثلاً در روزهای پیش از فرارسیدن عید فطر و قربان در این کشور می توان مشاهده کرد نرسیده است. جنب و جوش عیدانه ی پیش از عید فطر و قربان شاید تا اندازه ای، با آ نچه که پیش از نوروز در ایران رخ  می دهد قابل مقایسه باشد و این حال و هوای پیش از نوروزی را به طور قطع جز ایران در هیچ کجای دیگری نمی توان مشاهده کرد، مگر در نقاطی از جهان که باز ایرانی ها حضور دارند.

ظهور امامعلی رحمان و تلاش او برای بازسازی هویت ملی تاجیک ها در این میان، یک استثنا و همزمان یک سیاست است. این تلاش را دیگر رهبران جمهوری های آسیای میانه و قفقاز هم دریافته اند، اما بنیان های ایرانی این جشن که با مردم تاجیکستان یگانه است، به رئیس جمهور رحمان این فرصت را داده تا از این یگانگی تاریخی برای بازسازی هویت مردم کشور استفاده کند. فرصتی که برای رؤسای دیگر کشورهایی که برای نوروز ریشه های جعلی غیر ایرانی می سازند، به آسانی فراهم نبوده است. بنیان هایی که او نه تنها از آن سر باز نزده است، که به شکل های مختلف، اما غیرمستقیم بر آن تاکید نیز کرده است.

در سال ۲۰۱۱ و در جریان به رسمیت شناخته شدن نوروز در سازمان یونسکو و مجمع عمومی سازمان ملل متحد، این امامعلی رحمان بود که بیش از دیگران برای تصویب رسیدن آن در این سازمان ها جدّ و جهد می کرد و هم پای نمایندگان ایران، مدافع بنیان های ایرانی آن بود. رئیس جمهور تاجیکستان در میان بقیه ی کشورهایی که خود را وابسته ی نوروز اعلام کردند، تنها کسی بود که از برپایی نخستین جشن نوروز در ایران و به طور ویژه برپایی آن در تخت جمشید حمایت کرد و تلاش داشت تا این مهم در آنجا صورت واقعیت به خود بگیرد. در این راه محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت ایران نیز تمایل فراوانِ خود را برای تحقق آن پنهان نکرد، اما مخالفت مقام عالی کشور نشان داد که هنوز زمان بهره بردن از این نیروی عظیم فرهنگی برای ایران فرا نرسیده است.

امامعلی اما این فرصت را از دست نداد و پس از بازگشت از نخستین جشن بین المللی نوروز در ایران که به شکل کاملا خنده داری در مکانی بسته و کوچک برگزار شد، به سرعت اولین نوروزگاه رسمی تاریخ معاصر جهان را در شهر دوشنبه برپا کرد و افتخارمندانه ستون های تخت جمشید را در گوشه و کنار آن برافراشت و صحنِ نمایش آن را با پلکان ورودی تخت جمشید و کنگره های آن آراست و بر فراز آن آتشِ نوروزی را روشن کرد و کاری کرد کارستان. این همان مکانی بود که احمدی نژاد به هنگام شرکت در دومین نوروز جهانی در شهر دوشنبه، از پای ستون های جمشیدی اش و با همه ی میلی که به شرکت در آن در وجودش زبانه می کشید، زار و نزار به خانه بازگشت.
 


بیشتر بخوانید

  • ۱ مرداد ۱۳۹۷
  • ۰
  • 31 کاربر | امتیاز: 5 از 5
کل نظرات (۰)