40 اشعار عاشقانه کوتاه شاعران معاصر جدید 97 را در طومار بخوانید.

اشعار عاشقانه

اشعار عاشقانه را در طومار بخوانید.

ما آدم ها یادمان رفت
که زندگی چیز دیگری بود
زندگی بالا رفتن از پله ی کمال بود
زندگی، مفهومی فراتر از جیب ها بود
چیزی به جز این خونریزی ها
،به جز مرز ها و جنگ ها.
تصاحب این همه برای چه؟
برای چند سال؟
در آخر همه ی ما
با دستانی پُر از هیچ خواهیم رفت
و کسی نشنید که انسانی
تاج و تختش را با خود
به دیدار "نور" بُرد..!

اشعار عاشقانه

آسمان چشمانت
شهاب باران کدامین حادثه شد ،
که دلتنگی هایم رنگ ماتم گرفت 
و
گل واژه های کدام بغض 
جان امید هایم را
گرفت 
که اینگونه دستانت 
پس میزند
آغوش کبود انتظارم را

عکس هنری

روزگارت که بگذرد

نه سواری رعنا با اسب سفید میخواهی 
نه دختری با چشم های آبی و موی طلایی
نه نگاهی گیرا با قدی بلند
نه عاشقانه هایی مثل رمان های فرانسوی
نه دلت گیتار زدنش زیر پنجره اتاقت را میخواهد
نه نیمه شب دویدنتان زیر باران

روزگارت که بگذرد

دلت همان معمولی ها را میخواهد

همان معمولی هایی که ماندن بلد باشند
همان معمولی هایی که ماندن ،و گاه " با تو باختن " را بلد باشند.

اشعار عاشقانه کوتاه

دوست داشتن چیزی شبیه‌ به گم شدنه
توی یه آدمِ دیگه
حالا هر چی کسی رو بیشتر
دوست داشته باشی
عمیق‌تر گم میشی
یه جاهایی دیگه نمی‌دونی
برای خودت داری زندگی می‌کنی
یا برای اون...
 

اشعار عاشقانه غمگین

جمعه ها در پس زانوی دلم
غرق می شوم در نبودنت،
این جمعه های تلخ و خاکستری
در آیینه هفته ها و ماهها و سالها
بی حادثه تکرار می شوند.....
و
من
چقدر دلم حادثه می خواهد
حادثه ای از جنس بودن،
من با چشمان بسته سالهاست آغوشم را برایت باز گذاشته ام!

اشعار غمگین

انتظار گاهی قشنگ است،
وقتی که می دانی
یعنی دلت مطمئن است
خدا، جایی
دلی را بی قرارِ
بی قراری هایِ تو کرده.

هیچ گاه "تمام" خودت را
خرج کسی نکن
حداقل کمی از خودت را
برای زندگی ات نگه دار
بگذار کسی باشد که همیشه بودنش را حس کنی
کسی که با هیچ  اتفاقی
قرار نیست تو را ترک کند.
باور کن تو از هر شخص دیگری
برای خودت با ارزش تری
و این خود تویی که تا آخرین لحظه ی زندگی
در کنار خودت خواهی ماند.

متن غمگین

 معلم نیستم
تا عشق را به تو بیاموزم 
ماهیان برای شنا کردن 
نیازی به آموزش ندارند
پرندگان نیز برای پرواز
به تنهایی شنا کن
به تنهایی بال بگشا
عشق کتابی ندارد
عاشقان بزرگ جهان 
خواندن نمی دانستند!

پیش از تو
همه را با معیارهایم می سنجیدم
بعد از تو
همه را با تو می سنجم
حتی معیارهایم را 

اشعار عاشقانه غمگین

تصميم گرفتم
هر روز كمى از تو را
فراموش كنم ؛
اشتباهم اين بود
كه از
چشمهايت
شروع كردم....

باید قلم بردارم و بنویسم از تو
باید چمدان بردارم و سفر کنم در تو
باید از حس دلتنگی‌ام بگویم برای تو
باید که راز دلم را فاش کنم
حرف هایم را
حرف های درون سینه‌ام را فریاد کنم
باید که بدانی
هزاران [دوستت دارمِ] دیگر توی گلویم مانده هنوز

هيچ روزی تکرار نمی‌شود
هيچ شبی، دقيقاً مثل شب پيش نيست
هيچ بوسه‌ای، مثل بوسه‌ی قبل نيست
و نگاه قبلی مثل نگاه بعدی
روزها، همه زودگذرند
چرا ترس، اين همه اندوه بی‌دليل برای چيست؟
هيچ چيزی هميشگی نيست
فردا كه بيايد، امروز فراموش شده است... 

اشعار غمگین عشق

کاش به رسم کودکی
دردهایم
تنها یک لحظه چشم بگذارند!
و من
پشت بزرگترین امنیتی که دارم پنهان ‌شوم ..
حتم دارم
دوست داشتنت آن‌قدر بزرگ است
که دست هیچ دردی به من نمی‌رسد... 

عکس هنری جدید

ما به آدمهایی محتاج هستیم که خود را مدیون زندگانی بدانند نه طلبکار آن.
به آدمهایی محتاج هستیم که به زندگانی عشق داشته باشند نه کینه.
به آدمهایی محتاج هستیم که به آینده بچه هایشان فکر کنند نه به گذشته پدرهایشان.
ما از فرومایگی ها استقبال نباید بکنیم, بلکه می خواهیم اول چنین روحیه های بیماری را در هم بشکنیم. 

 زندگی با تمام فراز و نشیب هایش
ایستگاهِ آرامشی دارد حوالیِ آغوشت!
و عشق
قطعاً همین حال خوبیست که من با حضور"تو" دارم.

 اگر کسی ازمن بخواهد عشق ، خوشبختی و زندگی را معنی کنم..
تصویر تو در ذهنم نقش میبندد..
لبخند میزنم و میگویم..
عشق یعنی نگاه زلال و پرازاحساسش..
خوشبختی یعنی گرمای دستان مردانه اش..
و زندگی یعنی شنیدن ریتم ضربان قلبش..
و من.. چه عاشقانه خوشبختی را زندگی میکنم... 

متن غمگین عاشقانه جدید

روزش است....
دختری که با نگاهش زندگی را نقاشی میکند،
جان می دهد
و
معنا می کند....
روزش است!
دختری که هر روز به هزار و یک ممنوعه محکوم می شود!
روزش است!
دختری که آرزوهایش را زیر رژ لب غلیظ دفن میکند...
روزش است!
دختری که هر روز اسیر قضاوت ها می شود....
گوشی را بر میدارد 
و زندگی را میان حصار دنیای دیگر تجربه میکند!
دختری که آزادیش را میان عکسها جشن می گیرد!
روزش است....
دختری که هر روز مرگ را زندگی می کند!

جمعه!
چقدر تازگی دارد برایم،
من هنوز هم جمعه ها بی تو بی خوابم!
ساعت هایش جور در نمی آیند،
و
آغوشم بی اختیار تو را آرزو می کنند،
می دانی
آغوشهای جمعه با تمام روزها فرق میکند!
در آغوشم بگیر 
من و تو تمام دلتنگی را به دست باد میسپاریم!

متن عاشقانه غمگین 97

مترسک را دار زدند
به جرم دوستی با پرنده که مبادا 
تاراج مزرعه را به بوسه ای
فروخته باشد 
راست میگفت سهراب: 
اینجا قحطی عاطفه است... 

برای بدست آوردن آن چشم ها روی هیچ چیزی نمی توانم حساب کنم!
نه آسمان پر ستاره ای دارم که به
شوق چیدنشان سراغم را گیری،
نه چشم هایی دارم که افسونشان شوی!
تحفه ی من برای داشتنت
لبخندی بیش نیست،
کاش می دید یَش!
می دانی،
من هیچوقت تو را نداشتم!
از اول به شوق رفتن آمده بودی.....

بسانِ دريا ميمانى...
همانقدر رمزآلود...
همانقدر 
گاه عميق و بى انتها و گاه كم عمق و دست يافتنى...
گاه آرام و با آرامش و گاهى مواج و خروشان...
همانند انعكاس طلوع صبحگاهى خورشيد در دريايى...
همانقدر چشم نواز...
همانقدر خيره كننده...
قلبت مرواريدى با ارزش است برايم
چشمانت خورشيدى خيره كننده ايست كه كور كرده ديده ام را
موهايت موج خروشان درياست كه غرق شده ام در آن 
باشد تا پس نزند جسم غرق شده ى مرا درياى وجودت..

 دوست داشتنِ خوبی‌های دیگری ،
دلیل عشق نیست !
بلکه دوست داشتنِ عیب‌های دیگری
بزرگ‌ترین دلیل عشق است !

اشعار عاشقانه

يادت نرود ما به هم احتياج داريم!
باور كن...
براي رسيدن ها و فرار كردن ها
براي ساخته شدن ها و ثبت كردن ها!
ما به هم احتياج داريم
وگرنه من و تو كي را دوست داشته باشيم؟
یا مثلا با كي حالمان خوب شود...
من به تو فكر مي كنم!
به تو احتياج دارم
وگرنه ديگر فكر هم نمي كنم...
واقعيتش را بخواهي من به دليل اعتقاد دارم.
دليلِ من تويي!
تو را نميدانم!
 

قوي كسي است كه نه منتظر ميماند كسي خوشبختش كند و نه اجازه ميدهد كسي بدبختش كند
هرگاه زندگي را جهنم ديدي سعي كن پخته از آن بيرون آيي...
سوختن را همه بلدند
زندگي هيچ نميگويد ، نشانت ميدهد
با زندگي قهر نكن... دنيا منت هيچ كس را نميكشد
"خدا اينجاست"
 

عاشقانه غمگین

آدمها فکر می کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگی 
می کنند، شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود.
فکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص!
اما حقیقت ندارد..
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی
کردن را داشتیم،
اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم، 
اگر آدمِ ساختن بودیم،
از همین جای زندگیمان به بعد را 
مى ساختيم... 

آنگونه که دوست داری
مرا تغییر دِه
آنگونه که هیچکس
پس از تو مرا نشناسد 
تو را به یاد خواهم آورد
به عنوان نمادی از
فراموشی یک عشق...
 


بیشتر بخوانید

  • ۱۷ شهریور ۱۳۹۷
  • ۰
  • 63 کاربر | امتیاز: 5 از 5
کل نظرات (۰)