برد هالند به توان تالار آئینه

برد هالند به توان تالار آئینه

برد هالند به توان تالار آئینه

احساس می کنم که در تالاری از آینه ها کار می کنم. یک هنرمند سالها تلاش می کند تا هویت هنری اش را بیابد و آن را ثبت کند، اما زمانی که اثرش ارائه شد، دیگر آن سبک متعلق به خودش نیست. گاهی احساس می کنم خودم نیز از برد هالند تقلید می کنم

برد هالند به توان تالار آئینه

برِد هالند Brad Holland متولد سال ۱۹۴۳ ، یک هنرمند خودآموخته است که آثارش در نشریات معتبری مثل وَنیتی فِر Vanity Fair ، تایم، نیویورکر، پلِ یبوی، رولین گاستون و... به چاپ رسیده است. او در فریمانت Fremont اوهایو به دنیا آمد. در ۱۵ سالگی شروع به فرستادن نقاشیهایش به والت دیزنی و سَدِرد یایونین گپُست The Saturday Evening Post  کرد، اما نام ههای پ ید رپی او ب یپاسخ ماندند. بعد از آن تصمیم گرفت با اتوبوس به شیکاگو برود. در آ نجا به کارهای متعددی مشغول شد مثل کار در یک سالن خالکوبی. بیست سالش بود که در کَنزَ سسیتی به تصویرسازی کتاب کودکان روی آورد. از کتابهایی که در آن دوران تصویرسازی کرد م یتوان به »سرود کریسمس «A Christmas Carol نوشت هی چارلز دیکنز اشاره کرد. در سال ۱۹۶۷ برای ادام هی فعالیت خود به عنوان تصویرساز به نیویورک رفت. گرچه اولین کار برجست هی مطبوعات یاش با مجل هی اَوَنگغْد Avant-Garde با مدیریت هنری هرب لوبلین Herb Lubalin بود، اما همکاری مداوم او با پلِِ یبوی و نیویور کتایمز نقشی اساسی در کسب اعتبار جهانی او داشت. تصویرسازیهایی که برد انجام م یداد تغییری اساسی در ب هکارگیری تصویرسازی در مطبوعات ایفا کردند. برد در سال ۱۹۷۶ نامزد جایز هی پولیتزر شد. در ده هی ۸۰ میلادی او دیگر تبدیل به چهر های شناخت هشده و معتبر در جامع هی هنری شد تا جایی که روزنام هی واشنگت نپست از او به عنوان ستار هی ب یرقیب تصویرسازی جهان نام بُرد.

متن پیش رو حاصل مصاحبه ی کوتاه مَهدی با برد هالند است که از طریق ایمیل انجام شده است.

در خلق آثارت از چه شیو ه هایی استفاده میکنی؟

برای نقاشی در ابعاد بزرگ از رنگ و روغن و برای طراحی هایم از قلم و مرکب، پاستل و ذغال استفاده میکنم، اما کارهایی که سفارشی اند و زمان محدودی برای انجام و تحویل آنها دارم را با اکریلیک کار می کنم. زمانی که وارد این حرفه شدم بسیاری به من می گفتند به نظر نمی آید بتوانی با شیو ه های متفاوت کار کنی و تنها می توانی بر یک شیوه تسلط داشته باشی و در نهایت همان تبدیل به سبک آثارت خواهد شد.

چطور تفاوت میان سبک و شیوه ی آثارت را بیان می کنی؟

شیوه، چگونگی استفاده از ابزار و سبک، هویت بصری آثار شما است. به عنوان مثال، من در استفاده از اکریلیک، با قلم موی خشک و به صورت لایه لایه، که به اصطلاح آن را گِلیِز می نامند، کار می کنم. اما سبک امری ذاتی و غریزی است که در تمام آثار یک هنرمند مشهود است.

آثار برد هالند
آثار برد هالند

آیا همیشه این تفاوت را میان سبک و شیوه قائل بوده ای؟ حتی در ابتدای فعالیت هنری؟

در آغاز فعالیت هنری ام نوع تصویرسازی های من در بازار کار، غیرمعمول به نظر می رسید. به این نتیجه رسیدم که اگر از شیو ه های ساده و کم هزینه تر استفاده کنم شانس بیشتری برای چاپ آثارم خواهم داشت؛ بنابراین به سراغ قلم فلزی و مرکب رفتم و گاهی از شیو ه ی مونوپرینت نیز استفاده می کردم. پس از آنکه به اعتباری نسبی در تصویرسازی مطبوعاتی رسیدم، رنگ را وارد کارم کردم و این مراحل مرا به سمت یک سبک مشخص سوق داد.

واکنش مدیران هنری در برابر این تحول و تغییر در شیوه چه بود؟

به نظر آنها این تغییر باعث میشد بسیاری از مخاطبانم را از دست بدهم. برخی از مدیران هنری با من تماس می گرفتند و می گفتند که ما با دو  »برد هالند « طرفیم! تو دقیقاً کدامشان هستی!؟ بعدها که شروع به نوشتن مقالات کردم، آنها با سه برد هالند مواجه شدند.

از چه هنرمندانی بیشترین تأثیر را گرفته ای؟

تمام چیزهایی که در طول زندگی تجربه می کنید در اعماق ذهنتان ذخیره می شوند و در هنگام نقاشی به طور تصادفی از جایی که نمی دانید، به ذهنتان خطور می کند و بر کاغذ نقش می بندد. خب البته درست است که یک هنرمند همیشه از آثار هنرمندان دیگر تأثیر می گیرد، اما اگر استعداد، ذوق و خلاقیت ذاتی نداشته باشد، این تأثیرپذیری منجر به کپی کاری خواهد شد. در نهایت با گذشت سالها و تجربیات فراوان به این نتیجه می رسید که بسیاری از این تأثیرها مناسبتان نبوده و تنها قسمتهای به درد بخور در ذهن شما باقی خواهند ماند. مراحل توسعه ی ذهنی انسان بر اساس فرایندهای روانشناختی اتفاق می افتد و حالت تکاملی دارد.  مثلاً زمانی که بچه بودم کمی کاستریپ کار می کردم ولی در حال حاضر تمایلی به آن ندارم، اما ردپای تجارب آن سالها در نقاشی های جدیدم مشهود است.

آثار برد هالند

در مقاله ای به قلم « استیون هِلرِ » Steven Heller افرادی مانند « ادوارد هاپر » ،« Edward Hopper  رولان توپوغ » ،«Roland Topor  گویا» ،«Goya  هاینغیش کلای » Heinrich Kley و  « لنِارد بَسکین Leonard «Baskin  به عنوان کسانی نام برده شده که تأثیری کلیدی بر آثار شما داشته اند.

بله همینطور است ولی آن مقاله  « دی هگو ریورا » Diego Rivera و « بن شان »Ben Shahn را که بیشترین تأثیر و الهام را ازشان گرفته ام از قلم انداخته است. از بن شان آموختم که تصور ذهنی خودم را از فیگورها ترسیم کنم نه واقعیت آنها را. از ریورا پردازش به سبک رنسانس را یاد گرفتم.

بسیاری از منتقدان بر این باورند که شما سطح تصویرسازی در مطبوعات آمریکا را، که به جای عکس بیشتر از تصویرسازی استفاده می کردند، ارتقا بخشیده اید.

همانطور که گفتم در ابتدا بسیاری از اهالی مطبوعات، مفهوم کارم را درک نمی کردند و معتقد بودند که تصویرسازی های من بی ارتباط به متن است و در درک مفاهیم متن دچار مشکل هستم. آنها به دنبال تصاویری با مفاهیم ادبی بودند اما من فیگورهایی را ترسیم می کردم که سرهایشان آتش گرفته است یا جلادی که روی ویلچر نشسته است! یکی از مدیران هنری به من گفت که تو بیشتر از آن که به ناشر نیاز داشته باشی به یک روان درمانگر احتیاج داری.

یکی از مدیران هنری به من گفت که تو بیشتر از آن که به ناشر نیاز داشته باشی به یک روان درمانگر احتیاج داری

پیشتر در جایی گفته بودی که همکاری ات با مجله ی »پلی بوی « بزرگترین اتفاق زندگی ات بوده است. از این همکاری بگو؛ از کجا و چگونه شروع شد؟

یک روز وقتی در حال قدم زدن در ساختمان قدیمی پلی بوی در شیکاگو بودم کیف طراحی هایم را در دفتر مجله جا گذاشتم؛ بعدازظهر روز بعد وقتی برای پیدا کردن آن برگشتم با مدیر هنری مجله مواجه شدم. از من پرسید آیا می توانم با آنها همکاری کنم؟ من برای بخشی که »ریبالد کلاسیکس «Ribald Classics نام داشت تصویرسازی می کردم. این کار برای من در آن مقطع سنی بسیار جذابیت داشت. یادم هست یک بار که برای دیدن کار خودم، قصد خرید مجله را داشتم، فروشنده از فروختن آن امتناع کرد. گفت سنم مناسب نیست و باید رضایت نامه ای از مادرم داشته باشم تا بتوانم آن را بخرم. متأسفانه موفق به دریافت رضایت نامه از مادرم نشدم چون با هیچکدام از نقاشی ها و طراحی هایم ارتباط برقرار نمی کرد. باید اضافه کنم که پلی بوی در آن زمان بالاترین دستمزد را در جهان به طراحان می پرداخت. این مجله در شناخته شدن من در جهان تصویرسازی مطبوعاتی بسیار تأثیرگذار بود.

آثار برد هالند
آثار برد هالند

در مرحله ی تولید اثر چه چیزی باعث می شود آثارت از تکرار به دور باشند؟

چیزی که من تا الان آموخته ام این است که در آغاز کار نباید به این فکر کنم که کارم تکراری نباشد. من هر موقع نقاشی جدیدی را شروع می کنم، طوری کار می کنم که انگار پیش از آن هیچ وقت نقاشی نکرده ام! با این شیوه به طور قطع از تکرار به دور خواهم بود.

طیف گسترده ای از هنرمندان از سبک تو تقلید می کنند. چه احساسی داری وقتی با این حجم از دنباله روها مواجه می شوی؟

احساس می کنم که در تالاری از آینه ها کار می کنم. یک هنرمند سال ها تلاش می کند تا هویت هنری اش را بیابد و آن را ثبت کند، اما زمانی که اثرش ارائه شد، دیگر آن سبک متعلق به خودش نیست. گاهی احساس می کنم خودم نیز از برد هالند تقلید می کنم.

آثار برد هالند
آثار برد هالند

تا چه حد از ادبیات در آثارت کمک می گیری؟

زمانی که جوان بودم از داستانهای کوتاه « ناتانیل هاثورن - Nathaniel Haw « thorne  بسیار الهام می گرفتم و آرزویم بود تا مثل او بنویسم، اما حالا با حال و هوای داستانهایش نقاشی می کنم.

اگر شانس برگشتن به گذشته را داشتی و می توانستی با یک هنرمند برجسته شام بخوری، چه کسی را انتخاب می کردی؟

« هوکوسای » Hokusai ،  هنرمند ژاپنی. احتمالاً زبان یکدیگر را متوجه نمی شدیم بنابراین می توانستیم با رسم شکلها با هم گفت وگو کنیم.

احساس می کنم که در تالاری از آینه ها کار می کنم. یک هنرمند سالها تلاش می کند تا هویت هنری اش را بیابد و آن را ثبت کند، اما زمانی که اثرش ارائه شد، دیگر آن سبک متعلق به خودش نیست. گاهی احساس می کنم خودم نیز از برد هالند تقلید می کنم.

آیا حین نقاشی به موسیقی گوش می کنی؟

بعضی اوقات؛ نیمه شبها. موسیقیدان محبوب من « بتهوون » است.

معمولاً چه اوقاتی از روز را به نقاشی و طراحی اختصاص می دهی؟

عادات عجیب و غریبی مثل اکثر هنرمندان ندارم. من مثل دراکولا شبها کار می کنم، به این علت که دنیا در شب آرا متر است و می توانم بهتر تمرکز کنم.

به عنوان یک سفارش دهنده، آیا همکاری با برد هالند دشوار است؟

با سفارش دهندگانی که برای آزادی اندیشه و خلاقیت هنرمند در انجام کار ارزش قائلند معمولاً به مشکلی برنمی خورم و این موضوع برای من در تعامل با سفار شدهندگان بسیار اهمیت دارد.

آثار برد هالند
آثار برد هالند

از نظر تو سخت ترین کار در فعالیت هنری چیست؟

سعی در اجرای یک اثر هنری در وضعیت بد روحی.

و سوال آخر؛ بدترین چیز برای یک تصویرگر در بازار کار چیست؟

برخی وقتها مجبورم با سفارش دهندگانی کار کنم که برای خودشان ارزش قائل نیستند ، این افراد قطعا برای شما و کارتان نیز ارزش قائل نخواهند شد.

به دبیری مهدی کبیری

آثار برد هالند
  • ۱۸ اسفند ۱۳۹۶
مطالب مشابه
۰ دیدگاه
دیدگاه ها
×