حدود ده تا ماشین بودیم. جاده ی چالوس رو تا مرزن آباد رفتیم و بعد از مرزن آباد وارد جاده ی کجور شدیم

چند وقتی می شد که خیلی دلم می خواست دل به دریا بزنم و یه شبی رو توی طبیعت سرکنم، ولی هیچ وقت موقعیتش پیش نیومد. تب کمپ کردن، مخصوصا تواین فصل که کویربازی و بیابون گردی خیلی تو اینستاگرام داغ شده ، وادارم کرد که برم بگردم دنبال تور. از اون صفحه های خوش رنگ و لعاب اینستاگرام، یکی که بیشتر به دلم نشست رو انتخاب کردم. زنگ زدم و گفتم که تنهام و بی تجربه و حتا بدون ماشین آفرود off-road گفتن که اشکالی نداره، فقط باید یه سری وسایل لازم روتهیه کنی.

کمپ در جنگل های شمال

روز بعد به جمع کردن وسایل گذشت. دوست صمیمیم که اهل کمپ کردن بود، چنان کوله پشتی ای برام بست که نه تنها هیچ کم و کسری نداشتم، بلکه خیلی گول زنک و به ظاهرحرفه ای هم به نظرمیومدم. پنجشنبه موعد حرکت بود؛ با یه نیسان پاترول مشکی، که صاحبش با ذوق و سلیقه ی خاصی گلگیرهاش رو قرمز کرده بود. غیر از من یه دختر تنهای دیگه هم توی گروه بود. سه نفری سوار ماشین شدیم و هم سفر. من روی صندلی عقب نشستم، همون اول یه معارفه ی کوچیک برگزار کردیم و راه افتادیم.

کمپ در جنگل های شمال

حدود ده تا ماشین بودیم. جاده ی چالوس رو تا مرزن آباد رفتیم و بعد از مرزن آباد وارد جاده ی کجور شدیم. قبلا این جاده رو رفته بودم. بسیار زیباست. یکی از نفس گیرترین منظره های بکر طبیعت روتوارتفاعات این جاده دیده بودم، ولی نمی دونستم که تو این مسیر دریاچه ای هم هست. در واقع باید بعد از روستای دلسم ، از جاده ی آسفالت خارج بشید تا بعد از چند کیلومتر پیشروی تو جاده ی خاکی و جنگلی، به دریاچه ی فراخین برسید. هوا قبل از ظهر مه آلود شد. انتظار بارون رو داشتیم. از قبل تو گروه اعلام شده بود که اگه هوا ابری و بارونی شد زیاد جا نخوریم.

کمپ در جنگل های شمال

جاده ی خاکی در اثر بارون طوری تبدیل به جاده ی گلی شده بود و چنان گل می چسبید به شیشه ی ماشین، که چند کیلومتر آخرهیچی ندیدم. رسیدیم؛ همه ی ماشین ها توقف کردن و گفتن رسیدیم.

وقتی پیاده شدیم متوجه شدم به چند صد متری مونده تا دریاچه، ولی متأسفانه به گروه کمپی دیگه زودترازما رسیده بودن وبدجورتوگل گیرکرده بودن ونمی شد جلوتر رفت. یه ساعتی طول کشید تا پاترول رو از گل دربیارن. بعد از اون، یکی از ماشین های خودمون رفت و اونم گیرکرد. یه ساعت دیگه هم واسه درآوردن این یکی پاترول گذشت. بعدش تصمیم براین شد که اصلا اون جا نميشه کمپ روبرقرار کرد و باید بریم یه جای دیگه. گفتن که حتما فردا بعد از صبحونه برمی گردیم و دریاچه رو می بینیم.

کمپ در جنگل های شمال

در کمال تعجب چند کیلومتر اون ورتر، نه نشونی ازمه بود، نه بارون. یه جای بسیار رویایی که رودخونه کنارش بود با درختهای سربه فلک کشیده، و از همه مهمتر این که موبایل آنتن میداد. گروه شروع کردن به جارو زدن و آتیش روشن کردن و تجهیزکمپ. ناهار به لوبیا پلوی خیلی خوشمزه خوردیم و بعدش همه مشغول استراحت و "ریلکس کردن" شدن؛ تا شب.

تجربه ی خوابیدن تو کیسه خواب هم خیلی بهتر از اون چیزی بود که فکر می کردم . البته صبح فردا فهمیدم که فقط من راحت خوابیدم واصلا سردم نشده؛ بقيه اون قدرهم راحت نبودن. اینو باید مدیون اون دوستم باشم که کیسه خوابش از پربود و مخصوص هوای منفی ده درجه.

کمپ در جنگل های شمال

صبحونه هم خیلی خوب بود؛ عدسی خوشمزه، پن کیک ونیمروی آتیشی. بعد از صبحونه قرار شد کمپ رو جمع کنیم و بریم سمت دریاچه. رفتیم، ولی از دیروز سردتربود. ماشین ها رو دورترپارک کردیم و پیاده راه افتادیم. جنگلی با درخت های بلند و صدای پرنده ها و از همه مهمترسکوت! البته اینم بگم که یکی از همراهان ما هرچند دقیقه یه بار با اعتماد به نفسی مثال زدنی میزد زیرآواز و سکوت رو تبدیل به سروصدا و نویزمی کرد. خدارو شکر بقیه بهش تذکر دادن که می خوایم از سکوت لذت ببریم و نتیجه این که صدا قطع شد.

بعد از چند دقیقه رسیدیم به دریاچه ی زیبای «فراخین». کوچکتر از اون چیزی بود که فکر می کردم بود و قشنگ تراز عکسهاش. بیشترگروه شروع کردن به عکاسی از خودشون و طبیعت، چند نفری هم مثل من نشستن و از آرامش اونجا لذت بردن و دو سه نفری هم در کمال ناباوری آب تنی کردن.

کمپ در جنگل های شمال

یکی دو ساعتی که اونجا بودیم خیلی زود گذشت. برگشتیم به محل کمپ . ناهار چیزبرگر زغالی بود. تو اون طبيعت هرچیزی خوشمزه میشه؛ مخصوصا که مه اطراف ما رو گرفته بود وهرگازی که به ساندویچ میزدم یه حالت دلپذيرخاصی داشت. بعد از ناهار سریع وسایل رو جمع کردیم و چیدیم تو ماشین ها و در نهایت خداحافظی و روبوسی و آرزوی دیدار در سفرهای طبیعت گردی بعدی.

همه چی خیلی بهتر از اون چیزی بود که فکرمی کردم؛ همه چی غیراز ترافیک برگشت.

 

حمیرا هاشمی

تصاویر: امیر شاهچراغیان، حمیرا هاشمی


بیشتر بخوانید

  • ۲۹ تیر ۱۳۹۷
  • ۰
  • 64 کاربر | امتیاز: 3 از 5
کل نظرات (۰)