تفسیر یک عکس، سردر دوره قجری

تفسیر یک عکس، سردر دوره قجری

آنچه در تصویر دیده می شود، ورودی سردر یک عمارت دولتی در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار در سال ۱۳۱۸ هجری قمری است

ناصرالدین شاه قاجار چنان به ساختن ساختمانهای دولتی و قصرهای سلطنتی علاقه مند بود که دستور تشکیل اداره ی  «بناخانه و فخارخانه » را داد و این اداره در زمان سلطنت پسرش مظفرالدین شاه نیز رونق به سزایی داشت؛ طوری که ساختمانهای دولتی زیادی احداث گردید.

یکی از مشخصه های تصویربرداری آنتوان سوروگین  Antoin Sevruguin ، عکاسی از ابنیه ی دولتی بود، به طوری که بخش اعظم تصاویری که از این ساختمانها و قصرهای سلطنتی به دست ما رسیده، توسط دوربین سوروگین ثبت شده اند. سوروگین به دستور پادشاهان قاجار از ساختمانهای دولتی و قصرهای سلطنتی تصویر برمی داشت و در عکاسخانه اش در خیابان علاءالدوله چاپ می کرد. گستردگی تصاویر او به قدری است که بسیاری از تصاویرش نادیده و ناشناخته اند. اکثر این تصاویر در موزه ی  «اسمیتسونین » واشنگتن در گالری فریر و ساکلر نگهداری می شوند. تصویری که می بینید در هیچ یک از موزه های جهانی و گالری ها و روزنامه های دوران قاجار ثبت نشده و هویت بنا بر بسیاری از پژوهشگران و محققان و ابنیه شناسان قاجاری از جمله دکتر صفامنش (ابنیه شناس)، دکتر محیط طباطبایی (رئیس سازمان ایکوم)، کیانوش معتقدی (مؤلف کتاب دروازه های طهران قدیم) و محمدرضا طهماسب پور (مؤلف کتاب ناصرالدین شاه عکاس)، بهمن بیانی و دکتر محمدرضا چیت ساز در هاله ای از ابهام قرار دارد. با توجه به این که مجموعه ای از نگاتیوهای تصاویر سوروگین در دوران مشروطه به سرقت رفته یا معدوم شده، به احتمال قوی این عکس جزو تصاویری است که توسط مشروطه خواهان به سرقت رفت و بعدها یافته شد. از این سردر دولتی تنها هویت دستور دهنده ی این بنا بر ما محرز شده و شرح کوتاهی از ابنیه ی آن به تحریر در آمده است.

آنچه در تصویر دیده می شود، ورودی سردر یک عمارت دولتی در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار در سال ۱۳۱۸ هجری قمری است. به دروازه های بزرگ و مدخل اصلیِ ورود به ساختمان یا محوطه های ویژه «سَردَر»  می گفتند. در محل سردرِ نهادهای مهم و ساختمانهای سلطنتی، ساژه های ویژه ای ساخته می شد تا بتوان ورودیِ اصلی آن را به راحتی پیدا کرد. هر سردر مشخصه ی یک بنای خاص بود و هر بنا سردری ویژه داشت.

سردر دوره قاجار

ساختمانهای تهران در زمان قاجار مزین به سردرهای زیبا با کتیبه ها و کاشی کاریهای نفیس بود و نشان از ذوق و سبک صاحب بنا داشت. ساختمانهای دولتی سردرهای بزرگ داشتند که چندین سرباز و گماشته ی نظامی بیست وچهار ساعته از آنها مراقبت و محافظت می کردند.

اهمیت سردرها چنان بود که برترین هنرمندان و زبده ترین صنعتگران در ساخت آن دست داشتند و از به کاربردن مصالح اعلا در ساخت آن دریغ نمی کردند. کتیبه های سردر منازل ریشه در عقاید و باورهای دینی و مذهبی داشتند و بازگوکننده ی هویت و شخصیت صاحبان منازل بوده اند. این سردرها در اغلب موارد از گچ، آجر، کاشی و چوب ساخته می شدند و منقش به طرح گل و بوته بودند.

در این عکس بر روی کتیبه ی این سردر «شاهنشاه دین پناه مظفرالدین» نقش بسته، که کلمه ی مظفر محو شده است؛ تنها نشانی کم سو از آن بر روی تصویر هویدا است و زیر کتیبه با خطی خوش چنین نوشته: »ارواح العالمین فداه و به حسن مراقبت جناب مستطاب اجل اکرم آقای وزیر دربار و مسکوکات و ابنیه و غیره « که نشان از دستور ساخت بنا توسط وزیر دربار مظفرالدین شاه، «میرزا محمودخان بروجردی حکیم الملک» که وزیر ابنیه و وزیر مسکوکات و دارالضرب هم بود، دارد. «حکیم الملک» پزشک شخصی مظفرالدین شاه بود و پس از عزل «میرزا علی اصغرخان امین السلطان» در سال ۱۳۱۴ هجری قمری از صدارت، حکیم الملک به عنوان »وزیر بنایی کل ممالک محروسه ی ایران « اداره ی بناخانه و فخارخانه را عهده دار، و ملقب به وزیر ابنیه شد. مسئولیت وزارت ابنیه، که بر عهده ی طبیب مخصوص شاه قرار گرفته بود، ساختن ساختمانهای سلطنتی بود که مسئولیتی بسیار مهم و شغلی بسیار پردرآمد به حساب م یآمد. حکی مالملک در سال ۱۳۱۷ قمری به «وزارت دربار » که اصطلاحا همان «ریش سفید خلوت»  و «وزیر حضور» بود منصوب شد. ساخت حیاط دفتر قدیم عمارتی بزرگ در عمارت خورشید برای صدراعظم، و ساختن راه این عمارت به باغ شاه، تعمیر و مرمت و نوسازی عمارت برلیان در کاخ گلستان و تعمیر و مرمت تالار آئینه در کاخ گلستان از جمله اقداماتی بود که به دستور حکیم الملک انجام شد.

آنتوان سوروگین عکاس دوره قاجار

آنتوان سوروگین عکاس دوره قاجار

در این عکس پنج سال از فوت ناصرالدین شاه می گذرد. سوژه های عکاسی آنتوان سوروگین دیگر محدود به ساختمانها و مردم عادی شده و دیگر از آن شکوه و جلال خبری نیست. او اینجا زیر تابش مستقیم نورِ آفتاب، تصویر سردر عمارتی نامعلوم راثبت می کند؛ عمارتی که هشت سرباز مسلح و پوشیده در لباس نظامی از آن پاسداری می کنند و دو پیشخدمت درهای آهنی را برای ثبت تصویر گشوده اند؛ عمارتی که درختان چنار کهنسال سر به فلک کشیده، راه منتهی به آن را احاطه کرده اند. در انتهای تصویر سردری دیگر با درهای بسته دیده می شود، منقش به کتیبه ی شیر یال کوپال طلایی رنگ ایران. دو طرف سردر کاشی کاری شده و درهای آهنی بسته ی آن، که پر از رمز و راز ناگفتنی است، منقش به تصاویری چند است. پرچم سه رنگ شیر و خورشید ایران، بر بلندای سردر چون نگینی در باد می رقصد. همه چیز حکایت از ابهت بنا و رازآلود بودن آن دارد. با توجه به مجلل بودن سردر و حفاظت از آن گمان می رود که این بنا متعلق به ابنیه ی دولتی و قصرهای سلطنتی باشد؛ بنایی که حالا دیگر تخریب شده و به تاریخ پیوسته است.

سردری که روزگاری حاکی از جاه و جلال و جبروتی خاص بود، اکنون جایش را به ساختمانهایی چندطبقه داده و از آن فقط تصویری به یادگار مانده است؛ تصویری که هویتش برای بسیاری ناشناخته و مبهم است.
 

  • ۲۹ تیر ۱۳۹۷
مطالب مشابه
۰ دیدگاه
دیدگاه ها
×