تک فرزندان در مراحل مختلف زندگی چگونه اند؟ | ویژگی های تک فرزندی

تک فرزندان در مراحل مختلف زندگی چگونه اند؟

تک فرزندان در مراحل مختلف زندگی چگونه اند؟

تک فرزندان در مراحل مختلف زندگی چگونه اند؟ تک فرزندان در بسیاری از جنبه ها شباهت زیادی به فرزندان اول دارند.

تک فرزندان در مراحل مختلف زندگی چگونه اند؟

ویژگی تک فرزندان در مراحل مختلف تکاملی چگونه است؟

ا- دوران شیرخوارگی و نوپایی: تحقیقات نشان داده است که مادران تک فرزندان، کودک شان را بیشتر می پذیرند، او را بیشتر در آغوش می گیرند، لمس می کنند، می بوسند، تاب میدهند و حمام می برند. آنها به کودکشان بیشتر نگاه می کنند، با او بیشتر حرف می زنند و بازی میکنند. این تعاملات بین والدین و تک فرزندان حتی از تعاملات بین والدین و فرزند اول نیز بیشتر دیده شده است. هر چه تعاملات مادران و فرزندان در این دوره سنی بیشتر باشد، حس دلبستگی مثبت تری بین مادر و کودک ایجاد می شود و این مسئله در سلامت روان کودک، حتی
در بزرگسالی، نقش مهمی دارد. هرچه مادر تعامل بیشتری با فرزندش داشته باشد بیشتر می تواند روی او تأثیر بگذارد. به همین دلیل تأثیر مادر روی تک فرزندان می تواند بیشتر از تأثیر مادر روی کودکان غیر تک فرزند باشد.
۲- دوران مدرسه: تحقیقات نشان می دهد که در این دوران رفتارهای فرزندان اول و تک فرزندان بالغانه تر و مهارت های آنها در صحبت کردن بیشتر است. همچنین چون آنها وقت بیشتری را با والدین گذرانده اند، منظور و توقعات بزرگسالان را بهتر درک می کنند. این توانایی ها به آنها کمک می کند که در نظام مدرسه نیز موفق تر باشند.
برای پسرانی که در سنین مدرسه هستند، توانایی های ورزشی نقش مهمی در اجتماعی شدن آنها بازی می کند. این توانایی هاموجب مقبولیت و محبوبیت آنان در گروه هم سن و سالانشان می شود. این احتمال وجود دارد که چون کودکان تک فرزند خواهر یا برادری که با او بازی کنند نداشته اند، تجربه و توانایی کمتری در بازی های ورزشی پرتحرک و گروهی داشته باشند. این مسئله ممکن است آنان را به فعالیت های تک نفره سوق دهد. اگر والدین امکانات کافی برای فعالیت های ورزشی، بازی های پرتحرک و گروهی با دیگر کودکان را برای تک فرزندشان فراهم کنند، می توانند از بروز چنین مشکلی جلوگیری نمایند.

تک فرزندی

تک فرزندان در جنبه های مختلف زندگی چه ویژگی هایی دارند؟

١- توانایی های فکری و شناختی: در همه فرهنگ ها و همه سطوح اقتصادی و اجتماعی، تبادل اطلاعات در خانواده های دارای تک فرزند، بیشتر از سایر خانواده ها است. تک فرزندان و فرزندان اول دایره لغات وسیع تری نسبت به دیگر کودکان دارند. تجربه ویژه ای که تک فرزندان دارند، داشتن تعامل بیشتر با والدین است، گرچه آنها از داشتن تعامل و رقابت با برادران و خواهران محرومند. تک فرزندان بیشتر بین بزرگسالان رشد می کنند و بیشتر با بزرگسالان سروکار دارند، به همین علت زودتر از کودکان دیگر رفتارهای بزرگسالانه و بالغانه از خود نشان می دهند. آنها منطق گرا و تحلیل گر هستند و به جزئیات پدیده ها توجه زیادی نشان می دهند.
تک فرزندان به واقعیت های قانونمند علاقه مندند. آنان عقاید و واقعیت ها را به طور منطقی تجزیه و تحلیل می کنند تا درک بهتری از آنها پیدا کنند. تک فرزندان تلاش می کنند که در مورد هر مسئله ای اطلاعات بسیار کاملی کسب کنند. آنها معمولا ابتدا به جزئیات و سپس به کلیات قضايا توجه می کنند و از فهمیدن جزئیات قضايا به کلیت آنها پی می برند. گاهی توجه زیاد آنها به جزئیات و جمع آوری بسیار زیاد اطلاعات باعث می شود نتوانند به جمع بندی کاملی از آنها دست یابند و این امر گاهی موجب می شود کلیت پدیده ها را از دست بدهند. اگر آنها نتوانند اطلاعات کافی کسب کنند، یا برعکس در میان جزئیات زیادی که جمع کرده اند گم شوند و نتوانند آنها را سازمان بدهند و از آنها نتیجه گیری کنند، دچار اضطراب می شوند.
۲- اعتماد به نفس و خوشنودی از زندگی: خوشنودی از زندگی در تک فرزندان بیشتر از دیگر افراد است. آنها نسبت به افرادی که از خانواده های پرجمعیت می آیند از زندگی لذت بیشتری می برند. تک فرزندان از نظر اعتماد به نفس با دیگر افراد تفاوتی ندارند ولی چون همیشه سعی می کنند والدین خود را راضی نگه دارند، روند شکل گیری و تقویت اعتماد به نفس در آنها متفاوت است. نوع واکنش والدین به عملکرد تک فرزندشان، اثر بسزایی در به وجود آمدن اعتماد به نفس آنها دارد. تک فرزندان بخش زیادی از اعتماد به نفس خود را از محیط خارج، از دستاوردهای کارشان و از پذیرش دیگران به دست می آورند. یعنی اگر احساس کنند کارهایشان از دید دیگران، صحيح، کامل، مناسب و قابل قبول است اعتماد به نفس بیشتری خواهند داشت. تک فرزندان برای حفظ و تقویت اعتماد به نفس نیاز دارند که احساس کنند در مسیر درست و به سمت هدف مشخصی که دوست دارند، گام برمی دارند. آنها باید احساس کنند مفید موفق هستند و در مرکز توجه و تأیید دیگران قرار دارند. هر زمان که تک فرزندان احساس کنند بی کفایت هستند و توجه و تأیید دیگران را از دست داده اند، احساس ناامنی، ناامیدی و اضطراب خواهند کرد و حتی ممکن است دچار عدم تمایل به برقراری ارتباط، بی تفاوتی و گوشه گیری شوند.
۳- روابط بین فردی: تک فرزندان اعتماد بین فردی بالایی دارند و دیگران آنان را افرادی حمایتگر، کمک کننده و تشویق کننده می دانند. این مسئله می تواند حاصل این واقعیت باشد که آنها از یک طرف تحت حمایت و پرورش صحیح والدین شان بوده اند و از طرف دیگر نسبت به والدین و دیگران احساس مسئولیت پیدا کرده اند. آن ها از نظر اجتماعی موفق تر از دیگران هستند و با افرادی که دارای تحصیلات بیشتر و ویژگی های مناسب تری هستند، ازدواج می کنند. وابستگی های بین فردی در آنها کمتر است و نسبت به افراد دیگر وقت کمتری را با دوستان شان می گذرانند. با وجود اینکه مهارت های اجتماعی آنها خوب است، آنان بیشتر به فعالیت های تک نفره تمایل دارند. دوستی های آنها محدود ولی عمیق است. آنها خود را فردی تنها و منزوی نمی دانند و دیگران نیز آنها را افرادی اجتماعی می دانند.
تک فرزندان خود را مسئول زندگی دیگران می دانند. آنها ممکن است بیش از حد احساس مسئولیت کنند و حتی برای مسائل یا رخدادهایی که تحت کنترل آنها نبوده است، خود را مقصر بدانند و احساس گناه داشته باشند. تک فرزندان در مهارت های اجتماعی و مهارت برای ایجاد و برقراری روابط جدید کمبود یا ضعفی ندارند. آنها افراد وابسته ای نیستند ولی در برقراری ارتباط با دیگران محتاطانه عمل می کنند. در ارتباط با جنس مخالف، برای تک فرزند مهم است بداند که اگر ضعف یا نقصی داشته باش آسیب پذیر باشد، آیا طرف مقابل باز هم او را انتخاب خواهد کرد؟ هنوزه او را قبول خواهد داشت؟ او را جذاب می داند؟ و از او حمایت خواهد کرد؟
۴- سلامت روان: تک فرزندان کمترین گروهی هستند که به مراکز بهداشت روان ارجاع می شوند. آنچه فرزندان را در خطر آسیب های روانی قرار می دهد، اختلال در عملکرد خانواده است و نه تک فرزند بودن آنها.اگر اختلال در عملکرد خانواده وجود داشته باشد، همه فرزندان اعم از تک فرزند یا غیر تک فرزند در خطر قرار می گیرند. سلامت روان کودکان اعم از تک فرزند و غیر تک فرزند ارتباط زیادی به نحوه تطابق والدین آن ها با مسائل زندگی دارد. معمولا اگر والدین تطابق مناسبی با مسائل زندگی داشته باشند، فرزندان نیز از آنها الگوبرداری می کنند و تطابق مناسبی با مسائل زندگی خواهند داشت.

تک فرزندی
قرار داشتن در معرض آسیب های روانی با تک فرزند بودن ارتباطی ندارد.


۵- ارتباط های اجتماعی: تک فرزندان اهل ارتباط برقرار کردن با دیگران هستند ولی ممکن است در ارتباط های اجتماعی دچار درجاتی از اضطراب بشوند. آنها همیشه نگران کفایت خود و نحوه پذیرش و ارزیابی دیگران از عملکردشان هستند. آنها دوست دارند عملکردشان از نظر اجتماع، خوب، مناسب، بی نقص و کامل باشد، و به ارزیابی اجتماع از خودشان اهمیت زیادی می دهند. همین مسئله می تواند آنها را در موقعیت های اجتماعی دچار اضطراب کند.
۶- مسائل احساسی: تک فرزندان علاقه دارند احساسات خود را تحلیل کنند و در مورد آن تعقل نمایند. چون احساسات یک امر درونی است، ممکن است تک فرزندان تا زمانی که فرد مقابل احساساتش را آشکار نکرده باشد از وجود آن غافل باشند. تک فرزندان اگر مطمئن شوند که آشکار شدن احساسات شان مفید است، آن را با دیگران در میان می گذارند. برعکس اگر احتمال دهند که آشکار شدن بعضی احساساتشان می تواند آنها را ضعیف، آسیب پذیر، به درد نخور یا بی ثمر نشان دهد، آن احساسات را مخفی می کنند و وجودش را منکر می شوند. 
۷- نیازمندی ها و توقعات تک فرزندان از دیگران: تک فرزندان نیاز دارند که دیگران به ارزش ها و کفایت های آنها به عنوان فردی مفید که دستاوردهای پرثمری دارد، واقف باشند و آنها را در مجموع قبول داشته باشند. آنها دوست دارند دیگران ضعف ها یا کاستی های آنها را به نوعی آشکار نکنند که موجب تحقیرشان شود. آنها دوست دارند که دیگران هر مسئله ای از جمله قوانین، ارزش ها و توقعات را برایشان به روشنی بیان کنند و هیچ چیز را در پردۂ ابهام، کنایه یا استعاره قرار ندهند.

  • ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
مطالب مشابه
۰ دیدگاه
دیدگاه ها
×