از میز وسط کافه شما چیزهایی رو می شنوید و می بینید که هر وقت تعریف کنید، همه بهتون میگن، «دوباره خالی بستی؟»

میز وسط كافه، جایی که آخرین انتخاب کافه روهاست، انتخاب اول منه. علتش هم واضحه، من کمی کنجکاو هستم که با فضول فرق داره. آدم کنجکاوی مثل من، گوشش تیزه و چشم هاش دنبال سوژه است، دماغش هم گاهی به کمکش میاد. برای همین اون وسط مناسب ترین جاست.

از میز وسط کافه شما چیزهایی رو می شنوید و می بینید که هر وقت تعریف کنید، همه بهتون میگن، «دوباره خالی بستی؟» اما به شرف پیشاهنگیم قسم، همه ی اون چه براتون می نویسم عين حقيقته. چندی پیش تو یکی از کافه های استانبول بودم. چهارراه نه، ترکیه. باورتون میشه که اورهان پاموک و اورهان ولی اونجا بودن و داشتن در باره اورهان کورکماز حرف می زدن؟

حالا این خبرو بخونید، نمی دونم مال کدوم خبرگزاریه.
"اورهان کورکماز نویسنده و روزنامه نگار ناراضی ترکیه به زندان رفت. این خبر در کشور ترکیه خبرتازه ای نیست. این دهمین باری ست که کورکماز به دلایل مختلف از جمله تشویش اذهان عمومی، هجو آزادی های فردی ترکیه و توهین به كمال آتاتورک دستگیر می شود. اورهان کورکماز از دوستان اورهان ولى شاعر و اورهان پاموک نویسنده است. او وضع مالی نسبتا خوبی دارد، ولی با این وجود به صورت حرفه ای در مطبوعات ترکیه مطلب می نویسد."
و من کنار دو اورهان از سه اورهان بودم که می دونم باورکردنی نیست. اون روزپاموک به ولی گفت: «عامل اصلی زندان رفتن های مکرر کورکماز، زنشه، يعني سوفيا اوزال».
ولی: زنی که با اون هیکلش، تو جام ملت های اروپا با هزار بدبختی، خودشو رسوند به میشل پلاتینی که فقط باهاش چند کلمه فرانسوی صحبت کنه.
پاموک: میگن تو کنسرتای لیدی گاگا صندلی ثابت داره.
ولى: توتشییع جنازه پاپ و نلسون ماندلا هم بود. من نمی دونم آخه این چیکاره س.
پاموک: خداییش زندون رفتنهای اورهان برای سوفیا شده دکون. توی همه ی برنامه های انسان دوستانه و حیوان دوستانه ازش استفاده ی ابزاری می کنن. ولی حالا تو زیاد باهاشون دمخور نبودی، یک ماه زندگی با این زن کافیه تا هر نویسنده ای رو مجبور کنه اون ور خط قرمز مطلب بنویسه.
پاموک: هنوزم خوشگله؟ قد بلند که بود.
ولی: چاق شده، نمی دونم اورهان چطور از پسش برمیاد.
پاموک: ظاهرن دیگه برنمیآد.
ولی: بنده ی خدا یه بار قبل از پنجمین باری که بره زندون به من گفت ، "اون ها تصور میکنن من زندانی ام. این اول بزرگراه آزادیه .»
پاموک: ایهام به کار برده. بزرگراه آزادی هم به زندون می رسه.
ولی: شنیدی دیده بان حقوق بشر اعلام کرده که یک سوم روزنامه نگارهای زندونی ترکیه تمایلی به ترک زندون ندارن؟!
در همین حال بانویی قدبلند و با ابهت از در کافه وارد شد، اورهان و اورهان صحبتشون رو قطع کردن. بله خودش بود، سوفیا اوزال و تمام چیزهایی که درباره ش میگفتند به نظر درست می آمد.
حتما شما هم می گین طرف خالی بنده . اشکال نداره . ولی یادتون باشه با وجودی که سه تا میز دوروبر پر بود از سوژه های ناب، متوجه هستید که، اما همه رو بی خیال شدم تا این دیالوگ ناب رو براتون آماده کنم.
 


بیشتر بخوانید

  • ۲ مرداد ۱۳۹۷
  • ۰
  • 96 کاربر | امتیاز: 2 از 5
کل نظرات (۰)