سامان از هشت سال پیش، کار واردات و بازاریابی قهوه را آغاز کرده است

سرگذشت «سامان میرزا بابایی» داستان تکاپوی مدام و تلاش است. حکایت نا امید نشدن به هنگام زمین خوردن، بلند شدن و بیشتر دویدن و البته به قول خودش «کمی هم خوش شانسی، که بی تردید چاشنی تمام موفقیت های بزرگ است».

سامان از هشت سال پیش، کار واردات و بازاریابی قهوه را آغاز کرده و حالا در رأس مدیریت شرکت سمير Sammir، نمایندگی چند برنډ مختلف در ایران را برعهده دارد. از جمله: قهوه ی سگافردو SegaFredo، دستگاه قهوه ساز آئرو پرس Aero Press و سیروپ ۱۸۸۳

او که از جمله اساتید رسمي «انجمن قهوه ی تخصصی اروپا» است، با راه اندازی «آکادمی قهوه ی ایران» به همراه صفا صالحی و تدریس، در جهت رواج دانش قهوه هم یکی از پیشتازان بوده است.
سامان میرزابابایی زمانی واردات و بازاریابی قهوه را جدی گرفت که هنوز اداره ی بازار این محصول در ایران به صورت سنتی بود و قهوه به شکل پراکنده و قاچاق، توسط مسافران وارد کشور می شد، فرهنگ قهوه چندان وجود نداشت و تعداد کافه هایی که قهوه ی خوب سرو می کردند، اندک بود.

تنها برندهای موجود در بازار آن زمان عبارت بودند از: «لسموس»، «مولیناری»، «ژولیس مینل» و «لاواتزا» که جسته و گریخته وارد ایران می شد. سامان کار سختی را شروع کرده بود، چون «اولین برندی بودیم که داشتیم جدی روی واردات قهوه کار می کردیم. نود درصد کافه ها قهوه ی داخلی با کیفیت بد مصرف می کردند. کار سخت من این بود که کافه دارها را توجیه کنم چرا باید هزینه کنند و مثلا برای قهوه ی ما پنج برابر پول بدهند.»

میرزا بابایی یکی از دلایل موفقیتش را توجه به دانش قهوه و آموختن آن می داند. او سال ۱۳۹۰ در ایتالیا چند واحد آموزشی اسپرسو، قهوه، تاریخچه و مدیریت کافه داری را گذرانده بود: «به این ترتیب من جزو اولین کسانی بودم که در خارج از کشور واحدهای قهوه را گذراندم. معتقدم دانش یکی از چیزهایی است که باعث می شود از بقیه متمایز شوى. من از این علم در بازاریابی هم استفاده کردم .»

امروز صحبت کردن از بازار قهوه آسان است، اما تا چند سال پیش، سرمایه گذاری در این بازار نوپا، حتما نیاز به جرأت زیادی داشته است. آیا سامان از این ریسک نمی ترسیده؟ او جواب می دهد: «البته که می ترسیدم ! خانواده ی من بازاری نبودند که یکباره مبالغ زیاد از دست بدهیم و نترسیم. نمی توانستم روی این سرمایه که خانواده ام به من داده بود، ریسک کنم.» سامان مجهز بودنش به دانش قهوه ، روابط اجتماعی خوب و البته برند معتبری که در دست داشته را دلایل اصلی موفقیتش در این بازار ناشناخته می داند. اما در مورد شرایط امروز می گوید: «اگر به خودم بود، با این بازار ناپایدار ریسک نمی کردم و دیگر ادامه نمی دادم. ولی حالا نمی توانم کارم را رها کنم، چون عاشق این کارهستم و از طرف دیگر تیمی مرا در این کار همراهی می کنند که از بهترین های بازارگلچین شده اند.»

دانشجوی قهوه

هیچ کس چنین شروع پررونقی را تصور نمی کرد، اما سامان موفق شد رشد خوبی در بازار قهوه داشته باشد و حدود هفت سال رویایی را سپری کند. خصوصا در دو سال اول، که هنوز بازار تحت تأثیر تحریم های اقتصادی نبود. سامان می گوید: «از صبح تا شب و هفت روز هفته را بدون استثنا کار می کردم. راه های ورود به بازار و نقطه ضعف ها را شناسایی کرده بودم و خوشبختانه این تلاش ها به ثمر نشست. ما سال اول، یک تن واردات داشتیم، اما رشد فروش در سال دوم به پانصد درصد رسید؛ یعنی پنج برابر، چنان که در همایش نماینده های خاورمیانه در دوبی، از عملکردمان تعریف شد.»

«همیشه سعی کردم پایم را از کار صادقانه آن طرف ترنگذارم .» سامان می گوید یکی از خصوصیات مثبتش این است که آدم ها زود به او اعتماد می کنند، در عوض او هم سعی کرده هرگز این نقطه ی قوت را لکه دار نکند. در مقابل بعضی وسوسه ها مقاومت کرده و با دید مثبت، در دادن لوازم رایگان به کافه دارها پیشقدم شده: «به شان کمک می کردم که قهوه ی بهتر و بیشتری بفروشند»؛ یک استراتژي اقتصادی کاملا اخلاقی!

با شروع تحریم ها و گراني ارز، طبقه بندي اجناس وارداتی و قرار گرفتن قهوه در پایین ترین طبقه، یعنی «کالاهای لوکس» دوران سختی شروع شد. می گوید:

چند سال زحمت کشیده بودیم، اما حالا نمی توانستیم کالايمان را وارد کنیم. دوران خیلی بدی بود. خوشبختانه توانستیم از رابطه های زمینی و هوایی که داشتیم، به مشتری هایمان قهوه برسانیم. ولی دیگر نتوانستیم بازار را بزرگ کنیم .»

در زمستان ۱۳۹۳ سامان تصمیم گرفت از شرکت قبلی اش جدا شود: «همیشه از آقای خیامی که من را وارد این حرفه کرد و آقای سادات تهرانی که به من فرصت رشد داد، متشکرم.»

سامان از کارخانجات «سگافردو» در بولونیا دیدن کرد. این آغاز یک همکاری موفق بود. مذاکرات بعدی در نمایشگاه غذایی «گلف فود Gulfood» دوبی هم خوب پیش رفت، تا سامان روندِ ثبت شرکت شخصی اش را برای دریافت نمایندگی محصولات سگافردو به صورت جدی تر دنبال کند. او با همراهی «صفا صالحی» مدیر کافه اُخرا و سایت کافی پرس، سمير Sammir را تأسیس کردند.

سگافردو پانزده نوع قهوه دارد که سمیر فقط سه تا از آنها را به ایران می آورد. می گوید این سه طعم، با توجه به ذائقه ی ایرانیان و با مشورت و تست باریستاها، فروشندگان و کسانی که قهوه را می فهمند» انتخاب شده اند.

همه چیز برای آغاز کار آماده شده بود، اما چند ماهی طول کشید تا روند قانونی اعطای نمایندگی سگافردو به سمیر طی بشود. در این مدت سامان و همکارانش بیکار ننشستند و با استفاده از ظرفیت های معطل مانده، اولین نمایندگی شرکت را گرفتند: AeroPress که یک دستگاه قهوه ساز آمریکایی است.

فروش این محصول اما جوابگوی هزینه های شرکت نبود. این جا بود که صفا صالحی پیشنهاد راه اندازي بخش آموزشی شرکت را ارائه داد. «چون صفا پیشینه ی علمی داشت و قبلا کارآموزشی کرده بود، پیشنهاد داد در کنار شرکت، آکادمی قهوه ی ایران را دایر کنیم. ما نهادی بودیم که واحدهای انجمن قهوه ی تخصصي اروپا SCAE را در ایران برگزار می کردیم .»

سمیرموفق شد اولین کورس SCAE را برگزار کند و حتی لویجی لوپی Luigi Lupi که از بزرگان علم قهوه ی دنیاست را به ایران بیاورد. در یک سال به بیش از هفتصد نفر مدرک داده شد و هفتاد نفرهم عضوانجمن قهوه ی تخصصی اروپا شدند. سامان مدعی است: «تقریبا همه ی کسانی که الان مدرس قهوه هستند، روزی شاگرد دوره های آکادمی قهوه ایران بودند. این دوره ها هر دو یا سه ماه یک بار برگزار می شد و حیات شرکت سمیر از نظر اعتباری و مالی را تضمین می کرد.

اواخر سال ۱۳۹۴ میرزا بابایی و صالحی تصمیم گرفتند برای تمرکز بیشتر، شرکت سمیر که توجهش بر امر بازرگانی بود و آکادمی قهوه که گرایش آموزشی داشت را از یکدیگر جدا کنند و هرکدام به بخش مورد علاقه ی خودشان بپردازند. هرچند که بخش آموزشی شرکت سميرهنوز هم فعال است. سامان می گوید:

من جزو چهارده مدرس ایرانی انجمن قهوه ی تخصصی اروپا هستم. یکی از اهداف مان هم کمک به مشتریان خودمان است، تا یاد بگیرند بهترین قهوه را به دست مشتری بدهند.»
 


بیشتر بخوانید

  • ۲۶ تیر ۱۳۹۷
  • ۰
  • 92 کاربر | امتیاز: 5 از 5
کل نظرات (۰)