چگونه به کودکان خود دستور بدهیم؟همان قدر که کودکان موظف اند رفتارهای مطلوب را بیاموزند. والدین نیز باید از افراط در دستور دادن و سخت گیری بپرهیزند.

چگونه به کودکان خود دستور بدهیم؟

آگاهی پدران و مادران از چگونگی بیان دستورات، کمک می کند تا کودکان حرف شنوی بیشتری از والدین خود داشته باشند و کمتر دست به مخالفت جویی بزنند. در نتیجه رعایت برخی موارد به هنگام دستور دادن ضروری می باشد. این موارد عبارت است از:

پی در پی دستور ندهید

همان قدر که یادگیری معنای نظم و قانون و رعایت آن برای کودکان ضروری است، افراط نکردن و پرهیز از سختگیری بیش از اندازه نیز با اهمیت است. به عبارتی، بسیاری از والدین چنان در دادن دستورات خود افراط میکنند که داشتن هرگونه والدین آزادی عمل را از کودک سلب و سعی می کنند با اعمال یک برنامه اجرایی خشک و سخت گیرانه، همه ی امور و همه ی رفتارهای کودک را لحظه به لحظه مدیریت و کنترل کنند. 

این والدین با چنین ذهنیت و برداشتی و به منظور بالا بردن تأثیرات تربیتی خود، سعی می کنند تا تمامی اعمال و رفتارهای فرزندشان را تحت کنترل درآورند و هر خواسته و کار او را با برنامه ای از پیش تعیین شده و منظم مدیریت و هدایت کنند. آنها حتی گاهی در طول یک روز ده ها دستور و قانون متفاوت و جدید را وضع می کنند و انتظار دارند که تمام آن دستورات و قوانین از سوی کودک عملی شود، در حالی که اجرای برنامه ی فشرده ای که دستورات و بایدها و نباید های فراوانی دارد آزادی عمل کودک را از بین می برد و ممکن است هر کودکی تنها قادر به انجام دادن دو یا سه دستور باشد و پس از اجرای همان دو سا، مورد اولیه دیگر حتی حوصله ی انجام دادن ساده ترین درخواست های والدین را نیز نداشته باشد، به طوری که پس از مدتی احساس درماندگی و عجز بر او غالب می شود و حتی از عهده ی کارهایی هم که قبلا اجرای آنها نیازی به دستور نداشت، بر نمی آید.

بنابراین اگر کودک در مواجهه با دستورات متعدد، تنها چند مورد را انجام دهد و از اجرای تعدادی از قوانین چشم پوشی کند، نباید والدین از این رفتار کودک آشفته شوند و آن را دلیلی بر لجبازی و بدرفتاری فرزندشان بدانند و در صدد برخورد و مقابله با او برآیند، زیرا واقعیت این است که در این مواقع کودک تنها به دلیل مواجهه با دستورات و قوانین متعدد دچار درماندگی می شود و نمی تواند تمامی - درخواست های گفته شده را اجرا کند.

بنابراین با توجه به امکان بروز چنین درماندگی و یأسی از سوی کودک، والدین باید توجه داشته باشند که انجام دادن برخی از کارها نیازی به دستور دادن ندارد و نباید که پدر و مادر برای تمامی امور مربوط به کودک، قانونی را وضع و او را ملزم به یادگیری و اطاعت از آنها کنند. مثلا راه رفتن نیاز به تبعیت از قانون خاصی ندارد و فرد در مسیر رشد خود و به طور طبیعی آن را می آموزد. حالا اگر پدر و مادری حتی برای چنین امر ساده و ملموسی هم، قوانین خاصی را وضع کنند، بدون شک فرزندشان را خسته و زمینه ی بروز مخالفت جویی و لجبازی را در او فراهم می کنند. در نتیجه وضع قوانین مختلف و ضرورت اجرای دستورات سخت گیرانه، الگوی رفتاری مناسب و متعادلی نیست و این روش نیز حتما زمینه ساز مشکلات و در نهایت بروز بدرفتاری در کودکان خواهد شد.

دستور دادن به کودک

دستورات خود را واضح و ملموس بیان کنید.

نه تنها ضروری است تا دستورات و درخواست های والدین در حد توانایی های کودک و قابل اجرا باشد، بلکه هر دستوری در بیان نیز باید بسیار واضح و شفاف مطرح و از بیان عبارات مبهم و غیردقیق پرهیز شود. جملاتی نظیر «مؤدب باش»، «اتاقت را منظم کن» یا «بچه ی خوبی باش» برای کودک ۴ یا ۵ ساله مفاهیم مبهمی است که به راحتی قابل درک نخواهد بود. بنابراین اگر از کودک خواسته می شود که «اتاقت را منظم کن» یا «مؤدب باش»، باید از قبل به شکلی عینی آنها را به کودک آموزش داد و با انجام دادن کارها به صورت عملی، معنای نظم و ترتیب را به او فهماند. برای مثال باید به او گوشزد کرد که «باید مدادرنگی هایت را در کشور قرار دهی، لباس هایت را در کمدت آویزان کنی و... تا همه چیز سرجای خودش قرار بگیرد و اتاقت منظم شود». یا منظور از «مؤدب بودن» را با مثالی نظیر آن که «وقتی کسی چیزی را به تو تعارف کرد، بگو: متشکرم» یا «هنگامی که وارد جمع شدی، سلام کن» یا... برایش ملموس و قابل درک کرد.

پس از آن که کودک چندین بار این مفاهیم را به طور عملی تجربه کرد، از آن به بعد است که استفاده از واژه هایی نظیر «نظم و ترتیب» یا خوب و مؤدب بودن» می تواند برای بچه قابل فهم باشد. توصیه می شود هنگامی که هر درخواستی از سوی کودک درک و عملی شد، پدر و مادر او را با عباراتی مانند: «آفرین که اتاقت را مرتب کردی» یا «خیلی ممنون که به مهمان ها سلام کردی» تشویق کنند.

مورد دیگری که باید در بیان آن از عبارات ملموس و واضح استفاده کرد، مفاهیم مربوط به زمان و مدت است، زیرا این مفاهیم انتزاعی است و کودک درک درستی از سپری شدن آن ندارد. در حقیقت هیچ کودکی تا قبل از مدرسه و حتی در سالهای آغاز دبستان نمی تواند کاربرد و چگونگی استفاده از زمان را درک کند. برای مثال هنگامی که پدر یا مادری به فرزند ۴ ساله خود می گوید: «باید تا یک ربع دیگر مسواک زده باشی.» به دلیل آن که کودک مفهوم زمان را نمی داند، ممکن است دستور والدینش را هرگز انجام ندهد و همین امر سبب شود تا پدر و مادر گمان ببرند که فرزندشان می خواهد از دستورات آن ها سرپیچی کند و در نتیجه با او برخورد کنند، در حالی که تنها دلیل عملی نشدن درخواست والدین، عدم درک مفهوم زمان، برای کودک کم سن و سال است و هرگز قصد او لجبازی کردن با والدین نیست.

در دستورات خود مصمم و جدی باشید.

والدین باید در بیان دستورات و درخواست های خود جدی و مصمم باشند و هرگز از عباراتی استفاده نکنند که در آن حق انتخاب نهفته است، به طوری که کودک احساس کند این موضوع چندان اهمیتی ندارد و انجام دادن یا ندادن آن خیلی هم مهم نیست، و فقط در صورت تمایل است که باید آن کار را انجام دهد (البته این بدان معنا نیست که پدر و مادر نباید از الفاظی مانند «لطفا» یا نظیر آنها استفاده کنند). درنتیجه چون لازم است که هر کودکی ساعت خواب منظمی داشته باشد و قبل از خواب مسواک بزند، ضروری است تا کودک کاملا از قوانین آگاه باشد و خود را در برابر آن ها موظف بداند.

برای آنکه کودک به اهمیت رعایت چنین قوانینی پی ببرد، لازم است تا والدین در لحن و چگونگی بیان این دستورات کاملا جدی و مصمم باشند، به طوری که قطعیت و الزام رعایت آنها برای کودک ملموس باشد و او در انجام دادن یا ندادن کارها مخیر نباشد. برای نمونه نباید برای درخواست رعایت ساعت خواب به کودک گفت: «می خواهی ساعت ۹ شب بخوابی؟» در این حالت به احتمال زیاد جواب کودک «نهل خواهد بود، چون تصور می کند این امری دل بخواهی است و والدین در آن جدی نیستند. در چنین مواردی انجام ندادن دستور والدین به دلیل مخالفت جویی و لجبازی کردن کودک با آنها نیست، بلکه فقط نوع و لحن گفتار بزرگ ترهاست که سبب می شود او موضوع را دل بخواهی قلمداد کند و در نتیجه از آن سر باز زند . در حالی که معمولا پدر و مادر چنین برخوردهایی را نوعی لجبازی و مخالفت جویی از سوی فرزندشان می دانند.

پس برای گرفتن نتایج بهتر و سریع تر باید هر دستوری به شکل یک قانون مطرح شود و کودک ملزم به انجام دادن آن باشد، برای مثال باید گفت: «ساعت خواب تو ۹ شب است و باید قبل از خوابیدن مسواک بزنی.» یا «باید ساعت ۹ شب بخوابی و قبل از خوابیدن مسواک بزنی.» اگر پدر و مادر قصد دارند تا از عبارات خواهشی و الفاظ مؤدبانه تری استفاده کنند، باز هم ضروری است که هرگونه قانون یا خواسته ای، واضح و عینی مطرح و از به کار بردن مفاهیم انتزاعی اجتناب شود. این جمله نمونهی واضحی از یک عبارت عینی، دستوری و در عین حال مؤدبانه است: «لطفا برو بخواب».
به این شیوه کودک می فهمد که انجام دادن این کار ضروری و واجب است و امکان چشم پوشی از آن وجود ندارد، ضمن آنکه حرمت و احترام کودک نیز حفظ شده است.

زمان مناسبی را برای دستور دادن انتخاب کنید

اگر پدر و مادری می خواهند دستورشان عملی شود و کودک از درخواست ها و قوانین وضع شده تبعیت کند، باید زمان مناسبی را برای بیان درخواست های خود در نظر بگیرند. گاهی والدین زمان مناسبی را برای بیان دستورات خود انتخاب انمی کنند. به عنوان مثال گاهی والدین هنگامی که کودک شان در حال تماشای برنامه یا سرگرم بازی مورد علاقه اش است به او می گویند: «برو تکالیفت را انجام بده» یا «زود آماده شو چون می خواهیم به خرید برویم» و... و چون کودک در این مواقع حاضر نیست تا والدین باید در فیلم یا بازی مورد علاقه اش را رها کند، دست به مخالفت جویی می زند و سعی می کند تا از پذیرفتن در خواست والدین امتناع کند. در نهایت، همین امر باعث افزایش زمینه ی بدرفتاری در کودک و ایجاد کشمکش با پدر و مادر خواهد شد. 

والدین و کودک

دستورات خود را رو در رو مطرح کنید

والدین هرگز نباید درخواست ها و دستورات خود را از راه دور و بدون برقراری تماس چهره به چهره بیان کنند. بسیاری از والدین - مخصوصا مادران - در حالی که مشغول انجام دادن کارهای متفرقه ی خود هستند و فرزندشان نیز در اتاق یا مکان دیگری سرگرم امور مربوط به خود است، دستوراتی را از راه دور و بدون مشاهده ی او، مطرح می کنند و از کودک می خواهند آنها را بلافاصله و بدون معطلی عملی کند. اما طرح هرگونه دستوری با این شیوه، باعث می شود که کودک گمان کند این درخواست اهمیت چندانی ندارد و می تواند آن را انجام ندهد.

هنگامی که دستور رو در رو بیان نشود، تأثیر خود را از دست خواهد داد، زیرا بهره گیری از چنین شیوه ی بیانی ای سبب می شود بچه ها تصور کنند که مادر و پدر بر خواسته ی خود اصرار زیادی ندارند و اگر هم آن را انجام ندهند کسی از آنها ناراحت یا عصبانی نخواهد شد. همین طرز تلقی از سوی کودک، موجب می شود که او از دستورات والدینش سرپیچی کند و اگر مشغول بازی یا سرگرم تماشای کارتون است، فرصت را از دست ندهد و از درخواست های پدر و مادر امتناع کند.

برای مثال مادری که از میان آشپزخانه، بی آن که کودک را ببیند کودک در اتاق دیگری مشغول بازی با تماشای تلویزیون است و با او تماس چشمی داشته باشد، با صدای بلند از بچه می خواهد که «برو تکالیفت را انجام بده»، تنها پاسخی که اغلب دریافت می کند یک باشه»ی ساده و نامطمئن از سوی کودک است. و چون کودک در این جا لزوم و اهمیت اجرای دستور را درک نمی کند، ممکن است که اصلا به سراغ آن کار نرود و آن را به تعویق بیندازد.
در این موارد معمولا مادر پس از مدتی دوباره دستور خود را تکرار و باز هم از همان راه دور صدای خود را بلند می کند و تنها از کودک می پرسد که «آیا تکالیفت را انجام دادی یا نه؟» و او هم بار دیگر در جواب مادرش همان پاسخ اولیه را میدهد که «باشه، میرم». اما گاهی حتی خود والدین هم فراموش می کنند تا بار دیگر قضیه را پیگیری کنند و از انجام دادن آن اطمینان یابند؛ به همین دلیل مسئله به حال خود رها و در نتیجه بار دیگر از اهمیت موضوع دو چندان کاسته می شود. به این ترتیب پدر و مادر باید دستورات خود را مستقیم و رو در رو و در حال نگاه کردن به چشمان کودک مطرح کنند و از او بخواهند تا آنها را انجام دهد.

بنابراین توصیه می شود پدر و مادر با متوقف کردن یا پس از اتمام کارهای خود و کودک، نزد او بروند و درخواست های خود را از نزدیک و رو در رو مطرح کنند. برای مثال به اتاق کودک بروند و با نگاه کردن مستقیم در چشمانش و با یک لحن قاطع به او گوشزد کنند که باید کار مورد نظر را انجام دهد. به این طریق اهمیت موضوع برای کودک روشن خواهد شد و درک خواهد کرد که باید دستورات را هر طور شده عملی کند.

چگونه به کودک دستور دهیم

بیشتر بخوانید

  • ۲۲ خرداد ۱۳۹۷
  • ۱۰۲
  • 53 کاربر | امتیاز: 5 از 5
کل نظرات (۰)