مرد روی جلدهای گل آقا رفت! « این جمله ای بود که فردای درگذشت «دکتر حسن حبیبی » بسیاری از رسانه ها به عنوان تیتر خود انتخاب کردند

در روزگاری که رئیس دولت، شخصیتی روحانی بود و در عمل امکان انتشار کاریکاتور چهره اش وجود نداشت، کسی چون حسن حبیبی به عنوان معاون اول رئیس جمهور هدف انتقادات کارتونیستها و طنزنویسان قرار گرفت

«مرد روی جلدهای گل آقا رفت! » این جمله ای بود که فردای درگذشت  «دکتر حسن حبیبی » بسیاری از رسانه ها به عنوان تیتر خود انتخاب کردند.

اما دکتر حسن حبیبی چگونه به روی جلدهای مجله ی  «گل آقا » راه یافت و تبدیل به قهرمان بی رقیب نشریه ای شد که بیش از یک دهه، سهم عمده ای در تاریخ طنز سیاسی و اجتماعی ایران یافت؟ تا آ نجا که بسیاری از مردم، حسن حبیبی را در قامت معاون اول رئیس جمهور، بیش از آ نکه از صفحه ی تلویزیون ملیّ در خاطر داشته باشند، از کاریکاتورهای چهره اش بر پیشانی هفته نامه ی گل آقا به حافظه سپرده اند.

دوستی حبیبی با  »کیومرث صابری فومنی « دیرینه بود و تقارن مبارک این دو در یکی از مهم ترین برهه های تاریخ کشور، فضایی را ایجاد کرد تا طنز و کارتون ایران از فطرتی طولانی سر برآورد و به حیات خود ادامه دهد.

حسن حبیبی و مجله گل آقا

«شفیقه رهیده » همسر حسن حبیبی، دوستی و ارتباط آن دو را این گونه شرح می دهد:  »آقای دکتر با گل آقا، آقای صابری فومنی دوست بودند و از ابتدا برنامه ی رواج دادن نقد دولت را با هم هماهنگ کردند. آقای دکتر خیلی به رواج نقد در مطبوعات اعتقاد داشت. به همین دلیل گل آقا کاریکاتور آقای دکتر را می کشید و برای او می فرستاد. بعدها دکتر می گفت نفرست؛ به من بگویی راجع به چیست، کافی است. با هم روابط صمیمانه و دوستانه داشتند. از این کار هدف داشتند و این نبود که بی هدف این کار را انجام دهند. دکتر می خواست آزادی مطبوعات و نقد دولت شروع شود و بنابراین از خود شروع کرد. *«

انتشار هفته نامه ی گل آقا در آبان ۱۳۶۹ ، زمانی رخ داد که کشور، تازه از زیر فشار جنگی هشت ساله سر برآورده و دولت سازندگی  »اکبر هاشمی رفسنجانی « درحال آواربرداری خرابی های جنگی تحمیلی بود. در چنان فضایی که مطبوعات کشور به دلیل شرایط جنگی، آنطور که باید به نقد و موشکافی کاستی ها نمی پرداختند، انتشار گل آقا مانند پنجره ای بود که هوای تازه ای را به کالبد خسته ی مردم وارد ساخت. و نقد دولت، کاری متهورانه بود که از عهده ی شخصیتی چون کیومرث صابری با پیشینه و سابقه ای که می شناسیم برمی آمد.

حسن حبیبی و مجله گل آقا

در روزگاری که رئیس دولت، شخصیتی روحانی بود و در عمل امکان انتشار کاریکاتور چهره اش وجود نداشت، کسی چون حسن حبیبی به عنوان معاون اول رئیس جمهور هدف انتقادات کارتونیستها و طنزنویسان قرار گرفت و با روحیه ای نقدپذیر، آرام و با رویی گشاده امکان گشایش چنین فضایی را مهیا ساخت.

اما ورود حسن حبیبی به جلدهای گل آقا، اتفاقی آرام و گام به گام بود. درشرایطی که اولین شماره ی این هفته نامه در روز سه شنبه اول آبان ۱۳۶۹ بر پیشخوان نشست، اولین طرح روی جلد با حضور حبیبی، پس از یک ماه و نیم، و در تاریخ ششم آذر ۱۳۶۹ به قلم »احمد عربانی « منتشر شد؛ کارتونی که حبیبی را پشت میز به عنوان معاون اول رئیس جمهور نشان می دهد، درحالی که با یک کارمند دولت گفت وگو می کند.

خبر بالای این طرح، اختصاص هفت دفترچه ی صدبرگی به کارمندان با بن شماره ۸۹ کارمندی را اعلام می کند. کارتونیست، کارمندی را به تصویر کشیده که وارد اتاق معاون اول شده و از او می پرسد: »خب..  حالا این دفترچه ها رو چی کارش کنم؟!«  حسن حبیبی هم در جواب می گوید: »حساب بدهکاری هاتو، توش بنویس!»

احمد عربانی اولین کارتونیستی بود که کاریکاتور حسن حبیبی را بر جلد مجله تصویر، و آن را به نام خود ثبت کرد. هرچند کاریکاتوریستهای مختلفی پس از آن چهره ی حبیبی را طراحی و منتشر کردند اما بیشتر، کارهای عربانی در حافظه ی جمعی مردم ماندگار شد.

حسن حبیبی و مجله گل آقا

طراحی چهره ی حبیبی در آغاز، چندان برای کاریکاتوریستها آسان نبود و مرور آثار آن روزها نشان می دهد آرام آرام طراحی آن به مرز پختگی رسیده است، به طوری که شماره ی پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۷۰ اوج جا افتادگی کاریکاتور چهره ی دکتر حسن حبیبی به قلم احمد عربانی را نشان می دهد.

عربانی خاطره اش از آن طرح را این گونه بیان می کند: «ما هر هفته کاریکاتور آقای حبیبی را می کشیدیم؛ یک بار در جلسه تصمیم گرفتیم که تا مدتی تصویر ایشان را نکشیم تا کاریکاتورهایمان تکراری نشود؛ همان وقت آقای حبیبی در سخنرانی اش گفت:« 75 درصد مردم ایران صاحب خانه اند!»  من کاریکاتوری کشیدم که در آن شاغلام قلم مو و تخته شاسیِ نقاشی را به دست گرفته، تصویر آقای حبیبی را به شکل کلاسیک کشیده و به مخاطبان مجله می گوید: «ما می خواستیم مدتی تصویر ایشان را نکشیم، ولی با این حرف نشان داد که خودش دلش می خواهد. » آقای حبیبی از ما خواست که اصل این کاریکاتور را به او بدهیم و آقای صابری آن را قاب کرد و به ایشان هدیه داد و آقای حبیبی هم یک نامه برای من نوشت و به همراه یک سکه به آقای صابری داد، تا به من بدهد. البته قرار بود یک آپارتمان سه خوابه در اکباتان با شرایط تسهیلاتی هم به من بدهند که البته من بعدها این را فهمیدم. مدتی گذشت و من جواب نامه ی آقای حبیبی را نداده بودم و آقای صابری به من می گفت: «احمد! ایشان که بقال سر کوچه تان نیست؛ معاون رئیس جمهور است. جواب نامه اش را بده، من هم کمکت می کنم.» اما من آنقدر تعلل کردم تا ایشان از سمت خود استعفا داد و آن وقت برایش نامه نوشتم. »

حسن حبیبی و مجله گل آقا

اکثر موضوعاتی که با محوریت حسن حبیبی به تصویر درمی آمد به مشکلات روزمره ی جامعه از جمله گرانی، تورم، بازنشستگی، بوروکراسی اداری و مواردی از این دست برمی گشت که دولت، مسئول حل و فصل آنها بود و دکتر حبیبی به عنوان نماد دولت سازندگی مورد نقد قرار می گرفت. اما برخی موضوعات، مستقیماً به شخص او مرتبط می شد. به عنوان نمونه مجله ی گل آقا در تاریخ سه شنبه بیست و پنج تیر ۱۳۷۰ کاریکاتوری از او به قلم  «ناصر پاک شیر » منتشر کرد که به نظر می رسد نوعی تمجید از شخصیت ممتاز حسن حبیبی بود. پیرو انتشار خبر انتخاب حبیبی به عنوان رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، پاک شیر کاریکاتور حبیبی را چون دانش آموزی به تصویر کشید که روی دفتر مشقش می نویسد: «ادب مرد به ز دولت اوست ». این کاریکاتور به طور جالبی مورد توجه قرار گرفت و در میان مردم دست به دست شد.

دکتر حسن حبیبی در ادبیات و شعر نیز صاحب ذوق بود و گاهی با امضای «بنده ی خدا» برای گل آقا می نوشت. از جمله در پاسخ به نامه ی اعلام وصول کمکهای مردمی که به همت گل آقا برای کودکان آواره ی عراقی جمع آوری و به دکتر حبیبی جهت انتقال به آنها تحویل شده بود، این بیت را سرود:
«مریزاد دستی که مر کودکان را / زخوان کرم قاتق و نان فرستد »

حسن حبیبی و مجله گل آقا

در تاریخ، هم نشینی و تقارن برخی رویدادها و شخصیتها، فصلهای تازه و تاریخی را ایجاد می کنند که سرآغاز تحول و جریانهایی ماندگار می شوند. به گمان نگارنده، حسن حبیبی و کیومرث صابری از آن جمله اند؛ نام هرکدامشان، یاد آن دیگری را نیز زنده و جاودانه می کند.
 


بیشتر بخوانید

  • ۲۸ تیر ۱۳۹۷
  • ۰
  • 66 کاربر | امتیاز: 2 از 5
کل نظرات (۰)