شادی چیست؟ رابطه مستقیم خنده و طول عمر

رابطه مستقیم خنده و طول عمر

رابطه مستقیم خنده و طول عمر

شادی چیست؟ رابطه مستقیم خنده و طول عمر و هدف شادی

رابطه مستقیم خنده و طول عمر

شادی چیست؟

تاکنون از خود پرسیده اید شادی چیست و دستیابی به آن چگونه است؟ آیا می دانید نشانی دروازه شادمانی را در چه دفتری باید جست و جو کرد؟ و می دانید پای نهادن به این سرزمین چگونه است؟ آیا این پرتو اهورایی و شعله گرمی بخش زندگی برای ما هم دست یافتنی است؟ شعله ای که درونمان را روشن سازد و گل واژه های رنگارنگ لبخند و خوش رویی در چهره ما برویاند. باید ره پوی سرزمین شادی شد و کشتزارهای آن را کاوید تا به درختانی که میوهایشان خوشدلی و سعادت است دست یابیم. اگر در پی در و دریچه این نهال جاودان هستیم راه آن بسیار نزدیک است. آینه سرنوشت ما، در این گیر و دار، خویشتن یابی خودمان است.

شادی همان پرواز است. پرواز جان آدمی از دره های تنگ، از نشیب تلخ، از پستی های زشت، از پلیدی های پیش پا افتاده، از رشک و حسد و خود برتربینی که انسان کوته بین جهان را بر خود تنگ می کند. تراز نخست، هرگز در کوچه تنگ نظری گام ننهید که دل آدم شاد را غم آلود می کند. دو دیگر، در خارستان حسادت پا مگذارید که همه وجودتان مجروح می شود و شما را شبانه روز رنج می دهد. سه دیگر، به چهارراه بدگمانی ره مجویید که در این چارراه خشم، بغض، کینه و قهر یکی از گزینه های ناگزیر شماست. به این برو و بیاهای آدم های کوته بین بی توجه باشید. به خود خاطرنشان کنید که جایگاه انسان شاد از شاهراه بلند نظری عبور می کند و گرانی گاه او مهر است و در آسمان زیبای دوست داشتن آشیانه وی تا در چکاد پیش کش مهربانی دکه لطف را گشاید و طبق عشق را به خرد و کلان بدون هیچ چشم داشتی ارزانی دارد. پس شادی برابر است با پرواز جان آدمی و نشستن در تختگاه باغ نشاط زندگی. در حال خواندن همین نوشته هم که هستید جابه جا شوید، خودشیفته نباشید و خود را برتر از دیگران مپندارید.

یکی آن که بر خلق بدبين مباش                  دگر آن که بر خویش خودبين مباش

در باغ شادی جای شما خالی است کوچه را بگذارید تنگی و تلخی را رها کنید تا شربت شیرین شور شدن و شهد خوش نیک نگری را بیابید. رمز شادمانی در نیک نگری است. از پیامبر ایرانی پرسیدند نیک نگری چیست؟ گفت نگاه مادر به فرزند نیکش. قانون فراگیر طبیعی روزی دیگر چشم به راه شماست. اکنون با گذشت از دیگران پرواز کنید تا در آن اوج رنگ لطف و عشق بیابید و پلشتی خودخواهی را از دور و برتان کنار گذارید، در آن بلندا به رامش و آرامش دست بیابید. این قانون فراگیر را فراگیریم، هنگامی که در طبقه دوم ساختمانی قرار داریم چشم انداز ما سطحی فزون تر از طبقه زیرزمین است و فضای پهناورتری را می بینیم. اگر بر سقف همان بنا راه یابیم گستره بیشتری زیر چتر دیدگان ما قرار خواهد گرفت. به بالای آسمان خراش جای گزینیم تا بر همه ساختمان های کوچک و کم مقدار دید و نظر داشته باشیم، در چنین جایگاهی ارزش آن بلندای سایه گستر بر شما نمایان می شود و یکی از ارزشمند ترین دستاوردهای انسانی در درونتان بروز می کند که آن اعتماد به نفس، ایمان به توانایی خویش خود آگاهی از دور و برتان است. این دانستن و آگاهی به اطراف بر اثر گذشتن از خاک و به سوی بالاتر شدن است. این توانایی دیدن و به زوایای پنهان راه بردن و رفتن از زمین تا آسمان و نزدیکی به خانه خورشید ما را چنان می سازد که به پستی دره ها و گذرگاه های کور و تنگ بی نظر باشیم.

خنده درمانگر است

با اینکه مدام می گویند «بخند تا دنیا با تو بخندد» یا «خنده بر هر درد بی درمان دواست» معلوم نیست چرا باز کسانی هستند که اخم می کنند و ابروهای خود را گره می زنند. پژوهش دانشمندان نشان می دهد خنده و شادی از فرو افتادن در چنگ بیماری ها پیشگیری می کند. برای نمونه هنگامی که دچار حساسیت (آلرژی) می شوید، سعی کنید خود را در موقعیت خندیدن قرار دهید.

شرکت کنندگان در تحقیقی که از سوی محققان ژاپنی انجام شده بود زمانی که به تماشای یک فیلم خنده دار نشسته بودند کمتر دچار حساسیت می شدند؛ اما همین افراد زمانی که به تماشای یک فیلم جدی نشستند، پیاپی عطسه می کردند. خنده موجب عملکرد مناسب سیستم عصبی پاراسمپاتیک می شود و حساسیت فرد را کاهش می دهد. خنده و خوش رفتاری موجب می شود که حتی زخم های بدن نیز زودتر بهبود یابد.

رابطه مستقیم خنده و طول عمر

خندیدن که به معنای زادن و هستی یافتن است، سعادت و خوشی را به ارمغان می آورد تا در گیتی جایگاه شاد و خرم زیستن را بیابد؛ زیرا در اندیشه نیاکان ما به هستی رسیدن یا پیدایش یافتن در گیتی همراه با شادی است و ریشه گیاه بذر است که او را بارور می سازد او را به آسمان می برد سایه گسترش می کند. ریشه انسان بزم است که بزمونه به گفتار صاحب برهان قاطع به عنوان اصل و زیاده شدن و اصل و بن زندگی از آن یاد کرده اند. پس بزم و بذر از یک ریشه است. 

ز بحر سور به بزم تو خسروان جهان                        همی زنند شب و روز ماه بر کوهان

ماه بر کوهان زدن نام لحن بیست و یکم باربد است که باز هم مادر زندگی را طرب و شعر می داند. به دیگر گفتار اصل زایش و پیدایش و آفرینش بزم و شادی است. نتایج تحقیقات اخیر دانشمندان بیانگر آن است که خندیدن موجب طول عمر می شود. براساس نتایج پژوهش های جدید، خندیدن چند سال به عمر افراد می افزاید و به هر میزان که خنده عمیق تر باشد، منجر به طولانی تر شدن عمر می شود؛ این پژوهش در دانشگاه «واین» ایالت میشیگان و با بررسی عکس ۲۳۰ بازیکن مطرح بیس بال در سال ۱۹۵۲ انجام شده است و در کنار هر عکس، اطلاعاتی از قبیل سن، وزن، قد و وضعیت تأهل مورد بررسی قرار گرفته است. در مرحله بعد دانشمندان، ورزشکاران را با توجه به خطوط خنده در بازه هیچ تا کامل (۱۰۰-۱) رده بندی کردند؛ مرحله بعدی این پژوهش مقایسه طول عمر این روزشکاران برای نتیجه گیری درباره این مسئله بود. از بین۱۸۴ ورزشکاری که تاکنون فوت کرده اند، افرادی که در رده عدم خنده قرار داشتند، دارای میانگین طول عمر 72.9 سال بوده اند؛ این در حالی است که ورزشکارانی که در رده خنده نزدیک به میانگین قرار داشتند، میانگین طول عمر آنها حدود ۷۵ سال بود.

شادی

بر اساس نتایج این پژوهش، افرادی که در بالاترین رده میزان خنده قرار داشتند، به طور میانگین 79.9  سال عمر کرده اند که این رقم ۷ سال بیش از افرادی است که نمی خندیدند. این پژوهش همچنین حاکی از آن است که خنده تصنعی در این زمینه کارایی ندارد.
اما ایرانیان در روزگار باستان، چنان به شادی و نشاط اجتماعی معتقد بودند که حتی در مرگ نزدیکان نیز گریستن را امری ناپسند می شمردند؛ چنان که در بندهشن به نقل از کتاب جهان فروهری، نوشته استاد بهرام فره وشی آمده است: این که بدان جهان شود دیگران را نشاید که گریستن کنند و اندوه دارند و شیون و مویه کنند، چرا که هر اشک که از چشم شود، آن رودی شود پیش چینود (پل صراط) پس روان آن مرد آن جا بماند و او را از آن جا گذر سخت شود. پس می باید که اوستا بخوانند، تا او را آن جا گذر آسان شود. از این رو است که مردم ایران باستان، هر سال، حدود شصت روز از سال را جشن می گرفتند و به ستایش اهورامزدا می پرداختند. این جشن ها به مناسبت های مختلفی برگزار می شد.»

نوروز، مهرگان و سده، از زیباترین و باشکوه ترین جشن های ملی و مذهبی ایرانیان است که هر یک دست افشانی و پایکوبی را به همراه داشته و شادی را به ارمغان می آورد. در گذشته ایرانیان سی روز ماه را به سی نام می خواندند و برای هر روز از ماه نام خاصی انتخاب کرده بودند که هر گاه نام روزها با نام ماه برابر می شد به دست افشانی می پرداختند. علاوه بر این، آنان شش گاهنبار داشتند که هر کدام پنج روز بود و عقیده بر این بود که خداوند به هر چهره گاهنبار یکی از بخش های مهم عالم را آفریده است. به این ترتیب کی نخست آسمان، سپس آب، زمین، گیاهان و جانوران و در پایان چهره ششم که پنج روز آخر هر سال است، انسان آفریده شد و با پیداش انسان، تأمل در آفرینش به مرحله تازه ای رسید و از آن پس انسان اندیشمند، زندگی خود را بر روی زمین آغاز کرد. انگیزه این آفرینش را استاد عبدالعظیم رضایی در کتاب تاریخ نوروز و گاه شماری ایران این گونه بیان می کند: «انگیزه این آفرینش چنان است که خداوند در آغاز جهان، مینوی یا فروهری آفرید که قالب و شکل مثالی و مینوی، یعنی غیرمادی دارد، همه نباتات و جمادات و جانداران در آن جهان سه هزار سال با سکون به سر بردند؛ ولی اهریمن در روی زمین نشیمن داشت و زشتیها و بدی ها می آفرید.

نویسنده: پریسا سعیدی

  • ۲۴ دی ۱۳۹۷
مطالب مشابه
۰ دیدگاه
دیدگاه ها
×