رستوران فورسیزن نیویورک، رستوران باشکوه قرن بیستمی آمریکا

رستوران فورسیزن نیویورک، رستوران باشکوه قرن بیستمی آمریکا

حتا پولدارها و قدرتمندان و بچه پرروهای تازه به دوران رسیده هم، بر سر میز گرفتن مرافعه راه می انداختند

بیش از نیم قرن، اگر معامله ای ارزش بالایی داشت، در رستوران فورسیزن Four Season یا چهارفصل، واقع در خیابان پارک، در منهتن نیویورک انجام می شد. جایی اعیانی ، امن و با غذاهای سطح بالای فرانسوی. رستورانی تمام عیار، که امسال بسته شد. فضایی که رئیس جمهورها، سوپرمدل ها و رئیس ها و صاحبان پرقدرت کمپانی ها آن را خانه می نامیدند. در سال ۱۹۵۸ میلادی، یک سال قبل از آن که مید تاون فورسیزن افتتاح شود، صاحبان رستوران، با مارک روتکو MarkRothko قراردادی برای نقاشی های سالن اصلی بستند. او قرارداد را پذیرفت و برای "خلق آثاری که اشتهای هر حرامزاده ای را که در این سالن غذا بخورد، تحریک می کند" شروع به کار کرد. اما وقتی به دیدن رستوران آمد، جا زد و بعد نقاشی ها را برای خودش نگه داشت. بعضی از آنها اکنون در موزه تيت مدرن لندن Tate Modern نگهداری می شوند. پیکاسو هم که قرار بود چند مجسمه، از درختان برنزی برای آن جا درست کند، قرارداد را نپذیرفت. در عوض، صاحب رستوران ، نقاشی های جکسون پولاک را قرض گرفت و بلافاصله، رستوران را به عنوان رستورانی عظیم و دیدنی باز کرد. منتقد روزنامه ی نیویورک تایمز درباره ی این رستوران گفته است: «خیلی گران و نفیس. شاید هیجان انگیزترین رستورانی که تا به حال در نیویورک باز شده است. برای بازگشایی رستوران، چهار و نیم میلیون دلار هزینه شد، که در زمان خود، رقمی باورنکردنی به حساب می آمد.

حتا پولدارها و قدرتمندان و بچه پرروهای تازه به دوران رسیده هم، بر سر میز گرفتن مرافعه راه می انداختند

ورودی رستوران بسیار مدرن طراحی شده. این کار برعهده ی معمار معروف آمریکایی «فیلیپ جانسون» بود. جانسون ورودي رستوران را شبیه به «گاتهام» طراحی کرده؛ شهر خیالی فیلم ها و کمیک بوک های بتمن، که خود، بازنمایی نیویورک است. نشستن در طبقه ی اول ساختمان مشهور سیگرام، که توسط «لودویک میس ون درو» طراحی شده، در رستورانی با اتاق استخر و اتاق گریل، افتخاری بود که به سرعت، نام رستوران را به عنوان یکی از مهم ترین و البته گران ترین رستوران های شهر، بر سر زبان ها انداخت. در پایان سال ۱۹۵۹، این مکان آن قدر شلوغ می شد که امکان رزرو میزنبود، مگر این که شما "کسی" بودید. این روزها معنی و مفهوم رستوران های این چنینی، تقریبا از بین رفته است. نه به خاطر این که تعدادشان زیاد شده و همه ی آن ها سعی بر این دارند که نام خود را با ارائه ی سرویس هایی لوکس تر بر سر زبان ها بیندازند، بلکه به این علت که ذات انحصاری و مفهوم اعیانی بودن دچار تغییر شده است. اما فورسیزن، در دوران شکوه و جلال خود، که تا قرن بیست و یکم طول کشید، جایی بود که به چشم می آمد و البته اگرشما سر میز دلخواه خود نشسته بودید، دیگرهمه چیز عالی و بر وفق مراد بود. حتا پولدارها و قدرتمندان و بچه پرروهای تازه به دوران رسیده هم، بر سر میزگرفتن مرافعه راه می انداختند.

رستوران فورسیزن نیویورک


در طول سالیان بعد، دیگر همه آنجا غذا می خوردند. هنری کیسینجر، کلوین کلاین، ترومن کاپوتی، ماریو کومو، اسکار دلا رنتا، جکی کندی، اونا سیس، وودی آلن، سوفیا لورن، مارتا استوارت و بسیاری دیگر هالیوود ریپورتر حتا یک بار نقشه ای از جایگاه افراد بر سر میزهای همیشگی شان را چاپ کرده بود. لوئیس وایس، مدیر تبلیغات و ستون نویس بازرگانی و تجاری ، یک بار گفت: «به من می گویند خدای اتاق نوشیدنی ها. میز سکوی وسط، همیشه مال من بود. حتا اوناسیس هم نمی توانست آن را از من بگیرد. این جایی بود که رئیس جمهور جان اف. کندی، آنجا مهمانی «هر بشقاب هزار دلار را برای تأمین بودجه ی حزب دمکرات برای انتخابات ۱۹۶۲ ترتیب داد؛ بعد از آن که به سمت میدان مدیسون گاردن رفتند، جایی که یکی از مهمانانش، یعنی مریلین مونرو، ترانه ی تولدت مبارک آقای رئیس جمهور را برایش خواند.»
به هر حال برای چشم های تیزبین، فورسیزن مکانی جادویی به شمار می آمد؛ جایی که بیشتراز یک سالن دکوراسیون، مبلمان و غذا بود. بیشتراز هرچیز، جایی بود برای نمایش لوکس بودن ، سلیقه، فخر فروشی، پول و بلند پروازی. حضور در فورسیزن بیشتراز هر چیز دیگر، نشانگر قدرت بود.
در بسیاری از این جور رستوران ها، شاید غذا جزئی فرعی به شمار بیاید، اما در این رستوران غذا ركن اصلی بود. فورسیزن یکی از جدی ترین رستوران های منهتن بود، که منوی خود را به جای فرانسه، به زبان انگلیسی چاپ می کرد. همچنین اولین رستوران در آمریکا بود که از قارچ های تازه ی وحشی در غذاهایش استفاده می کرد و ایده ی چهارفصل بودن و تغییر منو با تغییر فصول را، به ایالات متحده آورد. این رستوران تا پایان کارش، سالنی بود که از چهره های درخشان و معروف، پر و خالی می شد.
من آخرین نهارم را، سه سال پیش در اتاق گریل آن جا خوردم و هنوز مزه ی خاص آن زیر زبانم مانده است و نیز فکرمی کنم جایی بود که معامله ها، حتما در آنجا سر می گرفت. این طور نبود که کسی آنجا سه تا مارتینی برای نهار سر بکشد. تقریبا هیچ کس در آن جا شراب نمی خورد، اما حسی اصیل و واقعی از آرامش، در آن حکمفرما بود. حسی عمیق از این که هیچ جای دیگری، مهم تر از اینجا نیست.
این احساس با سفارش غذای روز، درهم آمیخته می شد؛ حسی که همراه با لذت خوردن ریز و توی قارچی در هم می آمیخت و دیگر مهم نبود که قیمت آن چقدر است. و واقعا چقدر بود؟ به اندازه ی بلیط یک صندلی عادی هواپیما در پرواز نیویورک به لندن!
رستوران در جولای ۲۰۱۶ بسته شد، اما قرار است در سال آینده، نزدیک همین محله بازگشایی شود. به هرحال با نبودن آن، بخش کوچکی از منهتن، مرده به نظر می رسد، هرچند که این امیدواری وجود دارد که به زودی در بخش دیگری به دنیا بیاید.
 

  • ۱۶ تیر ۱۳۹۷
مطالب مشابه
۰ دیدگاه
دیدگاه ها
×