زبان فارسی آیینه دار ملّی ما

زبان فارسی آیینه دار ملّی ما

زبان فارسی آیینه دار ملّی ما

زبان فارسی مِلک مشاع همه ی ایرانیان داخل و خارج از کشور، و دیگر کسانی است که به زبان فارسی، به عنوان زبان نیاکان خود، سخن می گویند یا این زبان را از روی عشق و علاقه و یا به هر علت دیگری یاد گرفته اند و هم اکنون به آن دلبسته اند

زبان فارسی آیینه دار ملّی ما

دشواریهایی که بر سر راه برنامه ریزی زبان فارسی قرار دارد:

1.     اگر در رسانه ها به برخی نوشته ها و بسیاری از گفته ها توجه کنیم، درمی یابیم که بسیاری از مردم، برخلاف گذشته که همه ی زندگی شان با شعر و آهنگ همراه بوده است، حُسن وزن و آهنگ را بیش و کم از دست داده اند؛ نه شعر را می توانند آن سان که بایدوشاید درست بخوانند و حق وزن و آهنگ آن را ادا کنند، و نه در نشر، قواعد دستوری را برای خواندن درست رعایت می کنند.

2.    بخشی از ناتوانی در رعایت وزن و آهنگ و قواعد دستوری، ناشی از ناتوانی در دریافت معانی جمله ها است. قسمتی از این ناتوانی ناشی از ندانستن معنی کلمه است و منشأ قسمتی دیگر عجز در ارتباط دادن میان کلمه های یک جمله و معانی جمله های مقدم و مؤخر است، و این همه ثمره ی تنبلی ذهنی و بی دقتی است و بی دقتی نیز نتیجه ی بی توجهی به زبان فارسی، خصوصاً در وجه مکتوب و نوشتاری آن است.

3.    این دو ناتوانی، که خود حاصل نپرداختن نظام آموزشیِ ما به متون کهن و متن های به نسبت دشوار است، سبب می شود که خودآموزیِ بیشتر و گسترده ترِ دانش آموختگان دوره ی جدید را در زمینه ی متون کهن، دشوار و یا بیش و کم ناممکن سازد، و روزبه روز انقطاع فرهنگی ما را در این زمینه بیشتر و بیشتر کند؛ که آن روز مباد.

4.    ناآشنایی با متون کهن به صورت نظام یافته، اگر همراه با نوعی فضل فروشی، به هر دلیل شود، نتایجی بیش و کم نگران کننده و گهگاه مضحک به دست می دهد. ما با نوشتارها و گفتارهایی روبه رو می شویم که کلمه های آن با هم ارتباط معنایی مستقیم ندارند و جمله ها از انسجام لازم برخوردار نیستند و کنار واژه های سره ی فارسی، لغات نامأنوس عربی و کلمات زبانهای انگلیسی و فرانسوی قرارگرفته اند و نوشته هایی سخت خوان و دشوار به وجود آورده اند. در این نوشته ها ترکیبها و تعبیرها به تقلید دو سه زبان، در کنار هم قرارگرفته اند و درنتیجه دستور زبان را هم از کارایی انداخته اند.

5.    در هر زبان هرقدر کلمه هایی که دال بر مدلولهای مشخص و رایجند فراوان تر باشد، ایجاد ارتباط و تفاهم و درنتیجه تعامل میان شهروندان متكلم به آن زبان بیشتر خواهد بود. اگر این  »کلمه ها « یا تعبیرهای  »دالی « یا  »علم « و حتا کلمات قصار معین، جای خود را به تعبیرهای من درآوردی و حتا شاعرانه ای که بی جا به کار می روند بدهند، قدرت ارتباط دهنده و موجدیِ تعامل زبان کاستی می پذیرد. ما در برخی نوشته ها، هم نوشته های معمولی و هم نوشته های سیاسی و اجتماعی در سالهای اخیر، با چنین دشواریهایی روبه رو هستیم.

6.    چند دشواری که تا اینجا از آنها یادکردیم، گهگاه نظام منطقی جمله ها را در نظام مبتدا، خبری و بیان صغرا و کبرا و نتیجه از میان می برند و نوشتارها و گفتارها را از این جهت نیز بدون استفاده وابتر می سازند.

7.    واژه های بیگانه ی جدید که بیشتر برای بیان مفاهیم نو است یا به وسایل و لوازم و امور روزمره ی زندگی مربوط می شوند، ازلحاظ مفهوم مابه ازای ایرانی، و کاربرد واژه های بیگانه در این موارد علل گوناگون از جمله تظاهر و تفاخر دارند.

را ه حلها
برای همه ی این مسائل و مسائل دیگری از این دست، و شاید از اینها مهم تر، باید اندیشه کرد و هنگامی که راه حل مسئله یافته شد، به سرعت آن راه حل را به کار گرفت، چون به هرحال نمی توان گفت که وقتمان تنگ نیست. بنابراین نمی توان سر فرصت به این امر پرداخت.

1.    باید بپذیریم که زبان فارسی مِلک مشاع همه ی ایرانیان داخل و خارج از کشور، و دیگر کسانی است که به زبان فارسی، به عنوان زبان نیاکان خود، سخن می گویند یا این زبان را از روی عشق و علاقه و یا به هر علت دیگری یاد گرفته اند و هم اکنون به آن دلبسته اند و از عدم تسلط به آن نیز در صورت پراکندگی واژگان، نامفهوم بودن تعبیرها، در هم ریختگی دستور و یا غلط سخن گفتن و نوشتن آن رنجیده خاطر می شوند.

2.    باید بپذیریم که در زمان ما، مالکان بالفعل این زبان بیش از گذشته اند، نه فقط از آن جهت که جمعیت متکلم به این زبان، در کشور جوان ایران یا در آسیای مرکزی و دیگر نقاط، به واسطه ی افزایش جمعیت بیشتر و بیشتر شده است، بلکه از آن جهت هم که وسایل ارتباط راه دور، دسترسی و آشنایی به قلمروی واژگانی زبان را گسترده تر ساخته و درنتیجه، بهره گیرندگان از این قلمرو را افزایش داده است.

3.    باید بپذیریم که بدون اجازه ی صریح یا ضمنی مالکان مشاع زبان فارسی، نباید در این زبان و در واژگان، دستور، ترکیبات و تعبیرات قدیمی، واژه های مشخص و علم آن دخل و تصرفِ دگرگون ساز داشت. دخل و تصرفها حتماً باید به اطلاع همگان، یعنی حداقل استفاده کنندگان روزمره، حتا دلبستگان به زبان فارسی برسد.

4.    باید همگان بپذیریم و بپذیرند که درعین حال نمی توان از تطور و تحول زبان چشم پوشید و اصولا نمی توان جلوی این تحول و تطور را گرفت و بنابراین بهتر است با آن وارد تعامل شد، و ضمن همراهی با آن، گرایش تحولش را نظم و نسق داد و تا آ نجا که ممکن است، اندیشیده عمل کرد.

5.    باید بپذیریم که اگر مراقب واژگان فارسی نباشیم و ورود واژه های بیگانه را سهل بگیریم، ممکن است این رودخانه ی بزرگ، خاصیتِ  »حدود پالایی « را از کف بنهد و چندی دیگر اگر بدان بنگریم، آن را به عنوان زبان فارسی بازنشناسیم؛ بنابراین برای ورود واژه های بیگانه باید سختگیر بود و اگر نظر مرا بخواهید در برابر این ورود و هجوم باید سدی کامل و تمام عیار برافراشت و اگر بخواهیم سهل گیری کنیم، درنهایت می توان به واژه های قدیمی بیگانه تابعیت داد.

6.    و اگر بخواهیم این پذیرشها منتفی نباشد و درعین حال زبان نیز تحول و تطوری سامانمند و نظام یافته _در حد مقدور_ داشته باشد باید سه اقدام اساسی را وجهه ی همت ساخت:

۱- ۶.  نخست آنکه مجمعی از رسانه های جمعی متعهد و علاقه مند تشکیل شود، و همه ی دست اندرکاران این رسانه ها، ایرانی وار، دلیرانه، متعهدانه و از سرِ درد بپذیرند که با نهایت قوت و قدرت و به هر قیمت که می شود، از ورود واژه های بیگانه ای جلوگیری کنند، که فارسی آن  هرچند نارسا وجود دارد.

۲- ۶.  همگان با واژه سازی من درآوردی حتا به عنوان شوخی و مزاح و طنز  مقابله کنند و توجه داشته باشند خطر ماندگارشدن این گونه واژه ها در میان مردم، که از خصوصیت مزاح و طنز برخوردارند، بسیار است و بیرون راندن آنها سخت و دشوار.

۳- ۶.  رسانه های جمعی واژه های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی را هرچند به عنوان صاحب نظر شخصی با آن بیش و کم موافق نباشند به کار ببرند و نظیر هر مورد دیگر که وجود قاعده و نظم بر بی قاعدگی و بی نظمی مرجح است، این مصوبات را که به هرحال نظم دهنده است، بر آشفتگی ترجیح دهند و مطمئن باشند که مالکان و صاحبان زبان فارسی، یعنی مردم، در مورد زبان بهترین داورند و در ظرف مدتی که بیش از دو سه سال به طول نخواهد انجامید، درباره ی مصوباتی از این گونه اظهارنظری قاطع اما بی سروصدا می کنند؛ یعنی یا واژه را می پذیرند که در این صورت معلوم می شود واژه بر سر جای خود قرار داشته است، و یا آن را نمی پذیرند که در نتیجه فرهنگستان باید فکر دیگری بکند.

7.    اقلام اخیر در واقع علاوه بر ترجیح نظم بر بی نظامی  ولو خلاف نظر یک گروه باشد  بر این اصول اصیل و اساسی استوار است که: ایرانیان اولا بر زبان حق مسلم و قطعی دارند و ثانیا حق ندارند دخل و تصرفِ فردی در این میراث مشاع می کند، و درعین حال از تحول و تطور زبان هم نمی توان چشم پوشید و همچنین تحول و تطور بدون گرایش به نظم و قرار اصولا زیان بار است. بنابراین باید مجمعی را به عنوان نماینده ی همه برای دخل و تصرفهای به قاعده برگزید. این گزینش ممکن است همواره مورد رضایت همگان نباشد، اما چون برگزیدگان نیز جزو مالکان این زبانند و هم به لحاظ شخصی نسبت به زبان فارسی دلبستگی و علاقه مندی و دلسوزی و دل مشغولی دارند و هم حیثیت اجتماعی و علمی و فرهنگی شان درگرو تصمیماتشان است، در مورد زبان فارسی جفا روا نمی دارند و حقی را از مالکان زبان که خود نیز از آن جمله اند، ضایع و سلب نمی کنند.

8.    تنها کاری که از این مرحله به بعد باید کرد این است که همگان دست به دست هم بدهند تا عقب افتادگیها جبران شود تا از این پس اندیشه و عملمان در مورد زبان فارسی به روز باشد.

 

بخشی از مقاله  «زبان فارسی آئینه دار هویت ملی ما » که در کتاب «زندگی نامه و خدمات علمی و فرهنگی مرحوم دکتر حسن حبیبی » چاپ شده است.
 

  • ۲۹ فروردین ۱۳۹۷
مطالب مشابه
۰ دیدگاه
دیدگاه ها
×