جملات میلان کوندرا | سخن بزرگان میلان کوندرا | جملات ناب میلان کوندرا

سخن بزرگان : میلان کوندرا

جملات کوتاه و ناب میلان کوندرا را در زیر برای شما جمع آوری کرده ایم. ما تلاش کرده ایم تا بهترین جملات مشاهیر جهان را در مطالب مختلف سایت طومار برای شما جمع آوری نماییم و به صورت پیوسته این جملات را به روزرسانی نماییم. به این امید که عزیزان علاقه مند به زندگی و دیدگاه های مشاهیر جهان بتوانند با استفاده از این جملات ناب و دوست داشتنی کمی بیشتر با این مشاهیر آشنا شوند.

کوتاه درباره میلان کوندرا

میلان کوندرا (به چکی: Milan Kundera) (زاده ۱ آوریل، ۱۹۲۹ در برنو، چکسلواکی) نویسنده اهل چک است که از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی می‌کند و از سال ۱۹۸۱ یک شهروند فرانسوی شده‌است.

میلان کوندرا

گرایش به آشتی دادن ماجرای عشق شهوانی با عشق پاک، عین ذات لذت پرستی است و دلیل ناممکن بودن این آشتی است.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

طلب فراموشی کردن را نمی توان با وسوسه ی ساده به نیرنگ زدن، یکی پنداشت.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

با عمل است که انسان از دنیای تکراری روزانه - جایی که همه شبیه یکدیگرند - بیرون می آید، با عمل است که انسان خود را از دیگران متمایز می کند و فرد می شود.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

روح رمان، روح پیچیدگی است. هر رمان به خواننده می گوید: «چیزها پیچیده تر از آن اند که تو می اندیشی.»

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

بزرگترین عشق، سرانجام به مجموعه ای از یادگارهای بی رونق کاهش می یابد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

نویسنده ای که می کوشد بر ترجمه ی رمانهایش نظارت کند، همچون چوپانی که در پی گله ای از گوسفندان ناآرام است، به دنبال کلمه های بی شماری می گردد؛ حالت این نویسنده برای خودش غم انگیز است و برای دیگران خنده آور.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

انسان و جهان همچون حلزون و صدف اش به یکدیگر پیوسته اند: جهان و انسان تفکیک ناپذیرند، جهان گستره ی انسان است و بتدریج که جهان تغییر می کند، هستی نیز تغییر می یابد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

هنگامی که سخن بر سر پی بردن به مفهوم و ارزش یک اثر هنری است، زمینه های ملی و منطقه ای به هیچ کار نمی آیند.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

یک حالت آغازین موسیقی وجود دارد، حالتی که پیش از تاریخ موسیقی وجود داشته است؛ حالت پیش از نخستین پرسش، پیش از نخستین اندیشه، پیش از نخستین بازی با دورنمایه یا مضمون.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

نوابغ حقیقی قلمرو کمدی، کسانی نیستند که ما را بیشتر می خندانند. بلکه کسانی هستند که «حوزه ی ناشناخته ی عنصر کمدی» را باز می نمایند.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

رمان، عرصه ای است که تخیل نیز در آن، مانند رویا، می تواند فوران کند.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

زمان در ترنی که تاربخش می نامند، سوار شده است؛ سوار شدن در این ترن آسان است اما پیاده شدن از آن دشوار.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

هرکس، اعم از سیاستمدار، فیلسوف و دربان، به درستی سخن خود باور دارد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

براستی، [ می بایست ] انسان را سرزنش کرد که طی زندگی روزمره در برابر [ برخی از ] رویدادها بی اعتنا است و بدین ترتیب، بعد زیبایی را از زندگی خود سلب می کند.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

هرگز نمی توان عملی را که یک بار از دست ما خارج شده است، دوباره در دست گرفت.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

رمان هنری طنز آمیز است؛ «حقیقت» رمان نهفته، ادا نشده و ادا نشدنی است.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

انسان آرزومند جهانی است که در آن خیر و شر آشکارا تشخیص دادنی باشند، زیرا در او تمایل ذاتی و سرکش داوری کردن پیش از فهمیدن، وجود دارد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

تاریخ نگار، تاریخ جامعه را می نویسد نه تاریخ انسان را.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

پرسش بنیادی برای هر هنرمند عبارت از این است که اثر «با ارزش» او با کدام کار آغاز می شود؟

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

زمانه ی آکنده از انبوه ایده ها و بی اعتنا نسبت به آثار [ ادبی و هنری ] ، مرا غرق در نومیدی می سازد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

اگر از دست دادن عشقی با دلیل باشد، ما تسلیم می شویم. اما اگر عشقی را بدون دلیل از دست بدهیم، هرگز خود را نخواهیم بخشود.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

تاریخ نمی آفریند، بلکه «کشف» می کند. تاریخ، از طریق موقعیتهای بی سابقه، پرده از آنچه انسان هست، پرده از آنچه «از دیر زمان» در انسان وجود دارد، پرده از آنچه امکانهای انسان را تشکیل می دهد، بر می دارد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

در سلسله مراتب هنرها، این موسیقی است که جای نخست را می گیرد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

انسان همواره بر این بوده است که زندگینامه ی خاص خود را باز نویسد، گذشته را تغییر دهد و هم ردپای خودش و هم ردپای دیگران را پاک کند.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

آنچه بر حسب ضرورت روی می دهد، آنچه که انتظارش می رود و روزانه تکرار می شود، چیزی ساکت و خاموش است؛ تنها اتفاق سخنگو است و همه می کوشند آن را تعبیر و تفسیر کنند.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

شاعر فقط امکانی بشری را «کشف» می کند؛ امکانی که تاریخ هم به نوبه ی خود روزی آن را کشف خواهد کرد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

سرنوشت همچون گلوله ی آهنینی است که بر مچ پای ما بسته شده باشد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

انسان می اندیشد و به حقیقت پی نمی برد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

زیبایی در هنر، نوری است که به ناگاه از آنچه هرگز گفته نشده است، می تابد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

همه ی آثار بزرگ ( و درست از آن روی که بزرگ اند ) چیزی از انجام نایافته را در بردارند.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

کشفهای رمان نویسان - هر اندازه هم قدیمی باشد - هرگز از به حیرت افکندن ما باز نتواند ایستاد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

انسان تنها هنگامی که سالخورده است می تواند باورهای جماعت، افکار عمومی و آینده را نادیده گیرد. انسان سالخورده با مرگ قریب الوقوع خود تنها است و مرگ نه چشم دارد و نه گوش. انسان سالخورده نیازی ندارد که خوشایند مرگ باشد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

آینده همیشه نیرومندتر از اکنون است. در حقیقت، این آینده است که درباره ی ما به داوری خواهد نشست و بی شک بدون هیچ گونه شایستگی.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

آزمون حقیقی اخلاق بشریت، چگونگی روابط انسان با حیوانات است، به ویژه حیواناتی که در اختیار و تحت تسلط او هستند. اینجاست که بزرگترین ورشکستگی بشر تحقق یافته است.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

ما هرگز نمی توانیم با قاطعیت بگوییم که روابط ما با دیگران تا چه حدی از احساسات ما، عشق ما، فقدان عشق ما، لطف و مهربانی ما و یا از کینه و نفرت ما سرچشمه می گیرد و تا چه حد از قدرت و ضعف ما در میان افراد تاثیر می پذیرد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

شک و تردید، امری یکسره طبیعی است؛ آدمی هرگز از آنچه باید بخواهد آگاهی ندارد، زیرا زندگی یک بار بیش نیست و نمی توان آن را با زندگی های گذشته مقایسه و یا در آینده درست کرد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

رمان همه ی آن جنبه های وجود را که کشف می کند، همچون زیبایی کشف می کند.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

نخستین خیانت، جبران ناپذیر است و از طریق واکنش زنجیره ای، خیانت های دیگری را بر می انگیزد که هر کدام از آنها ما را بیش از پیش از خیانت پیشین دور می کند.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

پزشک، کسی است که می پذیرد تمام عمرش را صرفنظر از نتایج آن، وقف بدن انسان کند. این، یک نوع موافقت بنیادی است - نه استعداد است و نه تبحر - که در سال اول، ورود او را به تالار تشریح فراهم می سازد و به او امکان می دهد که شش سال دیگر پزشک شود.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

بیهوده است اگر بخواهیم رمانی را با زینت دادن سبک، «دشوار » کنیم، هر رمانی که شایستگی این کلمه را دارد، هر چقدر روشن و شفاف باشد، بر اثر طنز ذاتی خود، به اندازه ی کافی دشوار است.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

هیچ وسیله ای برای تشخیص تصمیم درست وجود ندارد، زیرا هیچ مقایسه ای امکان پذیر نیست.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

فراموشی، در عین حال بی عدالتی مطلق و آسایش مطلق است.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

از کودکی بیرون می آییم، بی آنکه بدانیم جوانی چیست، ازدواج می کنیم، بی آنکه بدانیم متاهل بودن چیست، و حتی زمانی که قدم به دوره پیری می گذاریم، نمی دانیم به کجا می رویم: سالخوردگان، کودکان معصوم کهنسالی خویش اند. از این جهت، سرزمین انسان سیاره ی بی تجربگی است.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

هر چه انسانها بیشتر می اندیشند، اندیشه ی این یک از اندیشه ی آن دیگری دورتر می شود.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

از زمان کودکی، پدر و آموزگار مدرسه برای ما تکرار می کنند که خیانت، نفرت انگیزترین چیزی است که می توان تصور کرد. اما خیانت کردن چیست؟ خیانت، از صف خارج شدن و به سوی نامعلوم رفتن است.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

یادبودها در سراسر دنیا پراکنده اند. اگر بخواهیم آنها را پیدا کنیم و از مخفیگاه هایشان بیرون بکشیم، باید سفر کنیم.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

کمال مطلوب مرد زن گریز، تجرد با داشتن معشوقه های بسیار است، یا ازدواج با زن محبوب بدون کودک.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

نوشتن برای شاعر به معنای از بین بردن دیوار نازکی است که در پس آن چیزی تغییر ناپذیر («شعر») در تاریکی پنهان است.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

قدرت در هر جا که خود را خداگونه بنمایاند، خودبخود الهیات خاص خویش را تولید می کند.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

زشتیِ همه جا گسترده ی دنیای جدید که بر اثر عادت از دیده پوشیده می ماند، در کوچکترین لحظات تیره بختی ما بیرحمانه ظاهر می شود.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

رمان نویس اهمیت زیادی برای ایده های خود قایل نیست. او یک کاشف است که کورمالانه می کوشد تا جنبه ی ناشناخته ای از وجود را آشکار کند. رمان نویس مسحور [ =شیفته] رای و آوای خود نیست، بلکه مسحور شکلی است که دنبال می کند و تنها شکل هایی که به خواست های رویایش پاسخ می دهد، جزیی از اثر او هستند.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

مهربانی به معنای ایجاد فضایی مصنوعی است که در آن با دیگری، باید همچون کودک رفتار شود.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

رمان نویس سخنگوی هیچ کس نیست ... او حتی سخنگوی افکار خاص خودش هم نیست.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

تیره بخت ترین افراد همیشه نقش دژخیم [ =بدخوی ] را در فراشد تنزل ارزشها به عهده می گیرند.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

آدمی به ضعف خویش آگاهی دارد و نمی خواهد در برابرش مقاومت ورزد، بلکه خود را به آن تسلیم می کند. آدمی خود را از ضعف خویش سرمست می کند، می خواهد هر چه ضعیف تر شود، می خواهد در وسط خیابان جلوی چشمان همگان در هم فرو ریزد، می خواهد بر زمین بیفتد و از زمین پایین تر برود.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

هر وضعی ساخته ی انسان است و نمی تواند در بردارنده ی چیزی به جز آنچه در انسان هست، باشد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

کارمند، بخش کوچکی از کار عظیم اداری را که از فهم هدف و افق آن به دور است، انجام می دهد؛ این جهانی است که حرکات در آن مکانیکی می شوند و اشخاص معنای آنچه را که انجام می دهند، نمی دانند.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

مترجمان دیوانه وار لغات مترادف را دوست می دارند (من، مفهوم مترادف را به کلی نفی می کنم: هر کلمه معنای خاص خود را دارد و از لحاظ معنا، جایگزین ناپذیر است).

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

در زمان تقسیم بیش از حد کار و تخصص گرایی لگام گسیخته [ =بی بند و بار ]، رمان یکی از آخرین مواضعی است که در آن انسان هنوز می تواند رابطه با زندگی را در مجموعه اش حفظ کند.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

آنچه فرد تحصیلکرده را از فرد خودآموخته مشخص می سازد، وسعت دانش نیست، بلکه مراتب گوناگون نیروی حیات و اعتماد به نفس است.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

در جهان دیوان سالارانه ی کارمند، اثری از ابتکار، نوآوری و آزادی عمل در میان نیست، تنها چیزی که وجود دارد دستورها و مقررات است و این همانا دنیای فرمانبرداری است.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

اگر رمان به راستی باید از میان برود، به این دلیل نیست که نیروی اش تمام شده است، بلکه بدان علت است که رمان در جهانی به سر می برد که دیگران از آن او نیست.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

زیبایی، آخرین پیروزی انسانی است که دیگر امیدی ندارد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

هستی، آنچه روی داده است نیست؛ هستی، عرصه ی امکانات بشری است؛ هر آنچه انسان بتواند آن شود، هر آنچه انسان بتواند واقعیت بخشد.

جملات میلان کوندرا

میلان کوندرا

رمان نویسانی که هوشمندتر از آثارشان اند، باید حرفه ی خود را تغییر دهند.

جملات میلان کوندرا
  • ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
مطالب مشابه
دیدگاه
دیدگاه ها
×