بلوک برنده ی چندین جایزه ی بین المللی و مدال طلا برای آثارش شده است

سرژ بلوک، تصویرگری فرانسوی است، متولد هجدهم ژوئن ۱۹۵۶ در گلمار. او در کارگاه تصویرگری دانشکده ی هنرهای تزئینی استراسبورگ درس خوانده و بعد از پایان تحصیل، شروع به کار در زمینه ی تصویرگری ادبیات کودکان و نوجوانان کرده است. بلوک سردبیر تجسمی انتشارات بایارد ژونس Bayard Jeunesse نیز بوده است. او همچنین با روزنامه ها و مجله هایی مثل روزنامه ی نیویورک تایمز، تایم، مجله ی آلمانی سادویچه تزایتونگ Suddeutsche Zeitung، روزنامه ی بوستون گلوب، لوموند، و بسیاری دیگر همکاری می کند.

بلوک برنده ی چندین جایزه ی بین المللی و مدال طلا برای آثارش شده است. همکاری او با نشریات به طور مستمر ادامه دارد و کتابهایش به زبانهای دیگر ترجمه شده و به چاپ رسیده اند. اقامت و کار وی بین فرانسه و نیویورک تقسیم شده و تخصص خود را در دنیای هنرهای زیبا، با برگزاری نمایشگاه هایی در پاریس، نیویورک، توکیو، سئول و برلین گسترش داده است.

سرژ بلوک تصویرگر کودک و نوجوان

نقاشی بی شک یکی از اولین هنرهایی است که کودکان با آن احساس راحتی می کنند. آیا شما می دانستید که از چنین نعمتی بهره مندید؟

نه. نمیدانستم که نقاشی کشیدن یک موهبت است و فکر میکردم که امری کاملا طبیعی است. من هم مثل همه ی کودکان نقاشی میکردم. کودکان اغلب برای لذت بردن، بیان احساسات و گاهي تعریف کردن داستان این کار را انجام میدهند. آنها زمانی که از این کار نتيجه نمیگیرند، ناامید میشوند ونقاشیهایشان را پاره میکنند، اما من ناامید نشدم و بیشترروی چیزی که میخواستم به تصویر بکشم و بیان کنم، تمرکز کردم. سعی کردم بهتر بکشم. علاقه ی خاصی به داستان داشتم، تعریف کردن را دوست داشتم و به همین دلیل کمتر از همکلاسیهایم ناامید میشدم، چون نقاشی های من شاید زیبا نبودند اما معنی داشتند. در واقع، نقاشی برای من مثل نوشته ای بود که میخواست دنیا را با تعریف کردن جوک های خنده دار بیان کند.

در مورد دوران کودکی تان برای ما بگویید. کجا زندگی می کردید؟ چطور بچه ای بودید؟

کاملا بچه ی نرمالی بودم؛ کلبه می ساختم، دوچرخه سواری می کردم و در کوه می دویدم . من با خواهر و بردارانم در آلزاس و در سفر بزرگ شدم. تا اوایل دوره ی نوجوانی در شهر کوچک، زیبا، آرام و در عین حال خسته کننده ی کلمار زندگی کردم. آنجا لذت بردن را در بین جامعه ی کوچک یهودی شهر، با داستان های کتاب مقدس، و در کنار آن، با تن تن و آستریکس که ترکیبی از جادوی مقدس ، اساطیر، ماجراجویی و طنز است کشف کردم. در حقیقت، تخيلات من از آنجا نشأت می گیرد.

خلاقیت می تواند ارثی باشد؟

نمیدانم. اما همسر من هنرمند فوق العاده ای است و نقاشی های بی نظیری میکشد. ما دو پسر داریم که هردویشان در دبیرستان، هنر خوانده اند؛ یکی در لندن و دیگری در آمستردام. آنها هنر را انتخاب کرده اند ومیدانند که راه سختی طولانی و در عین حال زیبایی را باید طی کنند تا به موفقیت برسند.

سرژ بلوک تصویرگر کودک و نوجوان

آیا در کار شما، خلاقیت ریتم خاصی دارد؟ می شود کمی در مورد عملکرد روزانه یتان برایمان بگویید؟ 

ناامیدتان خواهم کرد چون روش کاری خاصی ندارم. کارهایم را هرروزی که بشود، حتا در تعطیلات انجام میدهم. ما یک آتلیه در پاریس، یک خانه ی ویلایی در حومه ی شهرو یکی دیگر هم در نیویورک داریم؛ جایی که به من اجازه می دهد تا ریتم زندگی، کار و زاویه ی دیدم را تغییر دهم. در پاریس با یک یا دو دستیار کار می کنم. در واقع آنجا کارهایی از قبیل تبلیغات، پوستر، کارتون و پروژه های سنگین را انجام می دهیم. اما در نیویورک کارمان برای گالری ها یا انتشار در مجله ها یا به صورت کتاب است. از آنجایی که کارم بسیار متنوع است، می توانم با تصاویر و نقاشی هایی که برای انتشار در روزنامه ها و مجله ها برایم می فرستند، ارتباط برقرار کنم. در حقیقت، من چندین بار در روز سوژه ها را عوض می کنم. این جنبش و هیجان را دوست دارم و می خواهم به وسیله ی تصاویری که در مطبوعات چاپ می شوند، دنیا را متحول کنم!

کدام موضوع خاص باعث تولد مجدد و رشد شما در زندگی شده است؟

چیزی که بسیاری در مورد من می گویند این است که در زندگی ام این شانس را داشته ام که طراح شوم. البته به نظر خودم، بزرگ ترین شانسم، همسرم «مریل» است. او به من نگرشی تازه در مورد آزادی در طراحی و دنیای پیرامونم داد. یک کاغذ سفید می تواند خشک باشد، صاف یا زبر باشد، تا شود، با جوهر رویش نوشته شود یا با خودکار، اما مهم زمانی است که هنرمند چیزی را لمس می کند و با رویکردی جادویی، به آن زیبایی می بخشد. معلم هنرمدرسه ام در استراسبورگ، «کلود لاپونت» یادم داد که چگونه دنیای تصویر را کشف کنم. دوستم «مارتین برتوميه» هم کسی بود که هویت بصری را به من آموخت. حتا از «مارلن» دستیار آمریکایی ام و «ماری» دستیار ژاپنی ام چیزهای بسیاری آموخته ام . همه ی اینها برایم مثل درهایی هستند که به سوی دنیا باز می شوند و به من اجازه می دهند که خودم را در دنیای تصویر و به گونه ای متفاوت از بقیه پیدا کنم.

سرژ بلوک تصویرگر کودک و نوجوان

چه چیزی روی شما، خلاقیت، احساس و صحبتهای شخصییتان تأثیر میگذارد؟

مردم .

بیشتر در کجاها الهام می گیرید؟

خیلی جاها، مثلا در آتلیه ای که در پاریس دارم، چون پنجره های بلندی دارد و از آن جا میتوانم زندگی و رفت و آمدهایی که در خیابان جریان دارد را ببینم یا در نیویورک، درون آتلیه و بر روی سقفش که از آن جا می شود شهرو آسمان را تماشا کرد. جاهای دیگری هم هست؛ در تختخوابم وقتی که هنوز به خواب نرفته ام، در آشپزخانه ام وقتی که دارم غذای خوشمزه ای برای دوستانم درست می کنم، در اتومبیل یا سوار بر دوچرخه، در مترو وقتی حرفهای دیگران را میشنوم، در قطار یا هواپیما، در حومه ی شهر، کنار دریا، در تنهایی، با دوستانم و به طور کلی همه جا.

اگر از دوستانتان بپرسم که بهترین ويژگي شما چیست، فکرمی کنید چه پاسخی خواهند داد؟

باید از خودشان پرسید. من نمی توانم به این سؤال جواب بدهم.

اگر از شما بخواهم که چشمهایتان را ببندید و در مورد چیزی که بیشتر از همه دلتنگش هستید فکر کنید، اولین چیزی که به ذهنتان میرسد چیست ؟

زمان. برای کار روی تمام پروژه هایی که آرزوی انجامشان را دارم، پوسترها و کتابها.

در چه حال و هوایی احساس بهتری دارید؟

در حال قدم زدن با همسرم در شهر، وقتی با هم بحث می کنیم، وقتی خوردن یک شام خوش مزه کنار کسانی که دوستشان دارم، یک بعدازظهر روی نیمکتی زیر آفتاب، وقتی با یکی از پسرانم به ساحل میرویم.

سرژ بلوک تصویرگر کودک و نوجوان

رابطه یتان با خاطرات چطوراست؟

خاطرات بسیار با ارزشند. با این که فراموششان می کنیم، اما خیلی سریع خاطره های جدید می سازیم. به عقیده ی من آنها مثل آجرهایی هستند که ما روی هم می گذاریم .

با زمان چطور؟

خیلی سریع می گذرد ووقت فکر کردن به آن را نداریم.

می توانید در مورد میزکارتان برایمان بگویید؟ چگونه تصورش کنیم؟

مثل بازار است. در حقیقت من دو تا میز دارم. یکی برای کارهای دیجیتالی است که رایانه، اسکنر وتبلتم را رویش می گذارم، و دیگری برای طراحی، کولاژ و نقاشی است.

طنز یکی از مهمترین قسمتهای خلاقیت در کارشماست. چطوردر زندگی روزانه و روابط انسانی یتان با آن کنار میایید؟

من براین باورم که طنز به آدم آزادی می دهد. لبخند زدن نشانه ی خوش بختی و خندیدن نشانه ی لذت است. در حقیقت، آزادی و کمی عدالت همان خوشحالی ای است که بقیه می خواهند.


بیشتر بخوانید

  • ۳۰ تیر ۱۳۹۷
  • ۰
  • 72 کاربر | امتیاز: 4 از 5
کل نظرات (۰)