سفرنامه استرالیا

سفرنامه استرالیا

سفرنامه استرالیا

سفرنامه استرالیا من و همسرم ساعت 12 شبِ سیزدهم خرداد سال 91 از منزل به مقصد فردگاه امام خمینی حرکت کردیم. کمی استرس داشتیم. اولین سفر خارج از کشور هر دوی ما بود. در ضمن قرار بود حدود پنج ماه آنجا زندگی کنیم. مسیر کمی...

سفرنامه استرالیا

سفرنامه استرالیا

من و همسرم ساعت 12 شبِ سیزدهم خرداد سال 91 از منزل به مقصد فردگاه امام خمینی حرکت کردیم. کمی استرس داشتیم. اولین سفر خارج از کشور هر دوی ما بود. در ضمن قرار بود حدود پنج ماه آنجا زندگی کنیم. مسیر کمی طولانی شده بود. بالاخره ساعت یک شب به فرودگاه رسیدیم. پروازمان از تهران به ابوظبی و از ابوظبی به سیدنی بود. بالاخره بعد از تحویل بار وارد گیت شدیم و ساعت چهار صبح پروازمان انجام شد. دو ساعت بعد در فرودگاه ابوظبی بودیم. هر لحظه از وطن دورتر می شدیم.

فرودگاه ابوظبی شبیه فروشگاه بود. همه جا کالاهای مختلف چیده بودند.بعد از یک توقف یک ساعت و نیمه دوباره به سمت هواپیما راه افتادیم. اینبار دیگر خبری از پرواز دو ساعته نبود. راه طولانی در پیش بود، 14 ساعت در هواپیما بدون توقف. هر چند از قبل همسرم به من گفته بود ولی من برایم سخت بود این همه مدت در هواپیما باشم. پروازمان متعلق به هواپیمایی الاتحاد بود. خدمات پرواز بسیار عالی بود، ما راحت و بدون دغدغه فرودی آرام را در فرودگاه سیدنی تجربه کردیم. ساعت ده صبح به وقت استرالیا ما سیدنی بودیم. تمامی چمدانها با دقت بازرسی شد و بدون هیچ مشکلی ما بارهایمان را تحویل گرفتیم. ولی ما باید به کانبرا پایتخت می رفتیم. بعد از پرس و جو معلوم شد بیرون فرودگاه اتوبوس برای این شهر در حال حرکت هست.

بلیط تهیه کردیم و بعد از نیم ساعت سوار اتوبوس شدیم. بعد از سه ساعت ساعت دو به ترمینال شهر کانبرا رسیدیم. هم در سیدنی و هم کانبرا هوا بارانی بود. جالب است بدانید که در ایران اواخر بهار بود، ولی در کانبرا اواخر پاییز و اوایل زمستان بود. چون ما از نیمکره شمالی به جنوبی رفته بودیم. برای من اتفاق بسیار جالبی بود. بالاخره ما بعد از دو هفته اقامت در منزل استاد همسرم خانه ای مناسب برای اجاره پیدا کردیم. دیگر از استرس خبری نبود. صاحبخانه خوبی پیدا کردیم، مردی بااحترام. در طی این دو هفته نیز استاد همسرم برایمان سنگ تمام گذاشت. پیش خود همش می گفتم همه جا آدم خوب هست. در دانشگاهی که من و همسرم مشغول تحقیق بودیم همه چیز عالی بود. کلی دوست پیدا کرده بودیم. بنابراین ما یکشنبه تا جمعه دانشگاه می رفتیم و روزهای تعطیلی (شنبه و یکشنبه) برای سیاحت و گشت و گذار بود.

 سفرنامه استرالیا

نمایشگر هواپیما که روبرویم بود و هر لحظه نزدیک شدن به مقصد را نظاره می کردم.

از هفته سوم شروع کردیم جاهای دیدنی شهر رو دیدن. البته کلی در مورد اتوبوس پرس و جو کردیم. یک کتابچه بهمون دادند که مسیرها و ساعت های حرکت رو به تمامی نقاط شهر نوشته بود. واقعا هم یک ثانیه هم تاخیر نداشتند. اتوبوسهاشون خیلی جالب بود. برای افراد سالمند، زنان باردار، مادر و کودکان جاهای خاصی وجود داشت.شهر امنیت خاصی داشت. واقعا جالب بود. ما در خونه رو فقط یک با کلید ساده بدون قفل و زنجیر می بستیم. خونه ها ویلایی ولی نهایت امنیت و آرامش. ولی نکته جالب و افتخار آمیز این بود که برای ایرانی ها احترام خاصی قائل بودند. افراد موفق ایرانی آنجا کم نبود.

 سفرنامه استرالیا

پاساژ نزدیک دانشگاه کانبرا که ما ماهی دو بار را آنجا می رفتیم.

 سفرنامه استرالیا

نمای شهر از پارک جنگلی کانبرا و دریاچه مصنوعی وسط شهر.

من نهایت آرامش رو در این شهر تجربه کردم. زباله ای در خیابان ها نبود. همه جا تمیز و سرسبز. زمستانش مانند زمستان ایران نبود. ما آنجا بارش برف را ندیدیم. فقط باران می بارید. هوا معتدل سرد بود. حتی از آن دریاچه مصنوعی وسط شهر کلی استفاده می کردند. دورش پیست دوچرخه سواری بود. قایق های کوچک و متوسط روی آّب دیده می شوند. از آن بالا نقشه شهر بی نهایت منظم بود. دوست داشتم ساعتها شهر را تماشا کنم. مردم شهر به محیط زیست و طبیعت بیش از حد بها می دادند. حفاظت از محیط زیست یک فرهنگ جا افتاده بود.

 سفرنامه استرالیا

چشم انداز خانه ما در کانبرا.

همه همسایه ها جلوی منزلشان محوطه ای را برای درختان و گلها اختصاص داده بودند. ماشین ها هم در پارکینگ بود. ولی پارکینگ بدون دیوار فقط سقف دار. این مسئله از امنیتی که قبلا گفتم نشآت می گرفت. هر کسی بنا بر سلیقه خود درخت و گلهای متفاوتی کاشته بودند. بعضی خودشان آخر هفته باغبانی می کردند عده ای هم باغبان داشتند. همه جا آسفالت بود. حتی کوچه های تو در تو.

 سفرنامه استرالیا

یک آخر هفته که ما قصد داشتیم در شهر گشتی بزنیم.

نمایشگاهی توجه مان را جلب کرد. بله نمایشگاه فرش بود! آن هم 80% فرش ایرانی داشت. کلی ذوق کردیم و از فرشها با اجازه مسئول نمایشگاه عکس گرفتیم. افراد زیادی برای خرید آنجا بودند.

 سفرنامه استرالیا

بعد از نمایشگاه عکس بالا جاهایی بود که رفتیم.

عکس سمت چپ بالا دادگستری کل را نشان می دهد. ساختمانی بزرگ و چند طبقه بود. عکس سمت راست بالا مجموعه کتابخانه شهر، نمایشگاه، خانه تئاتر، موزه را در برداشت، که پرسیدیم گفتند نمادی از انگلیس هست شباهتی به یکی از قسمتهای شهر لندن دارد. عکس سمت چپ پایین فروشگاه مک دونالد بود. که به صورت بیست و چهارساعته باز بود و به مشتری ها خدمات فست فود ارائه می داد. بیشتر از توریست ها اهالی خود استرالیا مشتری فست فود های مک دونالد بودند. عکس سمت راست پایین منظره شهر را از کنار یکی از دریاچه های مصنوعی نشان می دهد.

 سفرنامه استرالیا

عکسهای بالا مربوط به نمایشگاهی در شهر کانبرا بود که ویژگی جالبش این بود که مخصوص خانم ها بود.

این کارهای هنری قشنگ را خانم های استرالیایی ابداع کرده و به معرض نمایش و فروش گذاشته بودند. اتفاقا قیمتها نیز خیلی بالا بود آنها برای کار دستی اهمیت ویژه ای قائل بودند. دو ساعت تمام در نمایشگاه با همسر صاحبخانه مان گشت زدیم. تابلو،روفرشی،رو تختی، کلاه و انواع لباس درآنجا موجود بود. می توانستم هنر را در قالب رنگها و تصاویر به خوبی لمس کنم.

Black Mountain Tower

 سفرنامه استرالیا

عکس بالا مربوط به برج مخابراتی و تفریحی شهر کانبراست.

که به برج کوه های سیاه معروف هست. ارتفاع برج 195 متر مب باشد. چیزی شبیه برج میلاد و در وسعت و ارتفاع کمتر. برای بازدید باید بلیط تهیه می کردیم. طبق برنامه همه برجها با آسانسور بالا رفتیم. در طبقه رستوران و نمایشگاه توقف کردیم. بعد سه طبقه آخر مخصوص بازدید کنندگان را با پله رفتیم، البته تا نوک برج اجازه نداشتیم بالا برویم. منظره شهر از آنجا دیدنی بود.

 سفرنامه استرالیا

حدودا" بعد از دو ماه اقامت در کانبرا استاد همسرم ما رو به نهار و یک بازدید جالب دعوت کرد.

بعد از یک ساعت و ربع بالاخره آقای دکتر کِن توقف کرد و ما از ماشین پیاده شدیم. آنجا مرکز ارتباطات فضایی استرالیا وابسته به ناسا بود. اطرافش پر بود از ماهواه های ارتباطی. در ساختمان مدیریت مسئول این مرکز برای ما توضیحاتی در مورد نحوه کار دستگاهها داد و بعد ما از نمایشگاه ماکت های فضایی بازدید کردیم. بعد از آنجا به پارک ملی طبیعی کانبرا رفتیم.

 سفرنامه استرالیا

در پارک ملی طبیعی کانبرا حیوانات بومی استرالیا وجود داشت.

آنها در فضای جنگلی بزرگی که ورودی داشت و دورش با حصار محدود شده بود زندگی می کردند. نکته جالب این بود که حیوانات در قفس نبودند آزاد در فضایی بزرگ زندگی طبیعی داشتند. متوجه شدیم هفته چند بار به همه آنها محیط بانهای منطقه سر می زنند. عکس بالا کانگورو و بچه اش را در کیسه شکمی مادرش نشان می دهد. حدود ده کانگورو را یکجا دیدیم. البته به ما گفتند زیاد نزدیک نشوید چون آنها خطرناک هستند و باید از آنها فاصله گرفت. همچنین در بعضی مناطق شهر که دورافتاده بود در جاده ها با تابلوی عبور کانگورو و آهسته برانید را دیدیم.

 سفرنامه استرالیا

در عکس بالا متعلق به نمای Parliament of Australia است که خانه پارلمان استرالیا می باشد که چشم انداز بسیار زیبایی دارد.

 سفرنامه استرالیا

عکس بالا سَردر پارلمان جدید استرالیا را نشان می دهد،

که کانگورو و شترمرغ استرالیایی نماد این کشور را می توان دید که در تمامی ارگانهای دولتی این نماد وجود دارد. عکس پایین سمت راست فضای ورودی و در واقع حیاط پارلمان را نشان می دهد، دو عکس دیگر هم متعلق به فضای داخلی ساختمان پارلمان هستند. که عکس پایین سمت چپ تابلوی عکس نخست وزیرهای قبلی را نشان می دهد. روزهای تعطیل ورود برای عموم آزاد و رایگان است. البته با بازرسی کامل و تحویل وسایل اجازه ورود داده می شود.

 سفرنامه استرالیا

در عکس بالا ساختمان سفید رنگ خانه پارلمان قدیمی استرالیا که الان موزه شده دیده می شود.

 سفرنامه استرالیا

در عکس بالا هر دو پارلمان جدید و قدیمی و فضای زیبا شهر را می توانید ببینید.

 سفرنامه استرالیا

عکس بالا متعلق به موزه جنگ استرالیا در کانبراست.

دو عکس پایین گلهای مصنوعی برای یادمان شهیدان استرالیایی در جنگ جهانی اول و دوم هست. ساختمانی عظیم پر از خاطره ها جنگ شامل ماکت ها، ابزار جنگی، عکس و غیره.

 سفرنامه استرالیا

در عکس بالا ماکت های جنگی و همچنین یک ماشین قدیمی مربوط به جنگ دیده می شود.

 سفرنامه استرالیا

در قسمتی از موزه نقشه جهان و کشورهای اصلی درگیر با جنگ جهانی اول و دوم را مشخص کرده بود

من و همسرم هم روی نقشه ایران دقیق شدیم تا مطمئن شویم نام خلیج فارس روی نقشه نوشته شده باشد، وقتی که دیدیم اینگونه بود عکسی برای یادگاری گرفتیم.

 سفرنامه استرالیا

عکس بالا متعلق به جشنواره گل استرالیا در کانبراست.

انواع گل به خصوص لاله فراوان بود. از کشورهای مختلف بخصوص چین توریست زیادی آمده بود. بازدید رایگان بود. مدت جشنواره ده روز بود.در کنار شهربازی شهر کانبرا جشنواره برپا شده بود. بالاخره بعد از کلی گشت و گذار در کانبرا دو روز هم به سیدنی رفتیم. یکی از کارکنان دانشگاه خانمی هندی و مسلمان بود که بسیار مهربان بود، با ماشین آنها به سیدنی رفتیم و دو شب را به همراه آنها منزل خواهرش در سیدنی ماندیم. با اینکه وقت کمی داشتیم ولی سعی کردیم بیشتر جاهای دیدنی را ببینیم. سیدنی بزرگترین شهر استرالیاست و جاذبه های توریستی بسیاری دارد.

 سفرنامه استرالیا

اولین چیزی که در سیدنی دیدیم نمایش بومیان استرالیایی در کنار جاهای دیدنی سیدنی بود.

رهگذران البته توریست ها بیشتر مبلغی را به آنها هدیه می دادند یا بعضی با آنها عکس هم می گرفتند.

 سفرنامه استرالیا

عکس بالا متعلق به Sydney Opera House می باشد.

خانه اُپرا و موزیک سیدنی. معماری بی نظیری داشت. نمای ساختمانش پوسته حلزونی داشت.بسیار بزرگ بود، ولی اجازه ورود نداشتیم. روزهای خاصی آن هم با رزرو بلیط می توان وارد آن شد. تئاتر، موسیقی، جشنواره های موسیقی جزء برنامه های آنجا می باشد. البته بیشتر میزبان هنرهای نمایشی است.

 سفرنامه استرالیا

عکس بالا ساحل زیبای اقیانوس آرام را در کنار ساختمان های آسمان خراش نشان می دهد.

ما سوار کشتی توریستی شدیم. البته بلیطش برای ما ایرانی ها کمی گران بود. این عکسها را از داخل کشتی گرفته ام. آن برج هم یک منطقه تفریحی در وسط شهر بود که رستوران و فروشگاه داشت.

 سفرنامه استرالیا

عکس بالا منظره جالب بندر سیدنی (Harbour Darling)

کشتی توریستی و قایق های بادبانی تفریحی روی آب را نشان می دهد.

 سفرنامه استرالیا

عکس بالا کشتی های کوچک مخصوص حمل علاقه مندان و توریست ها نشان می دهد

که برای دیدن جاذبه های دیگر سیدنی سوار کشتی می شدند و مقصد آکواریوم سیدنی، باغ وحش سیدنی بود و هر نیم ساعت یکبار کشتی مورد نظر برای برگردادن مسافران برمی گشت.

Sydney Harbour Bridge

 سفرنامه استرالیا

عکس بالا پل بندرگاه سیدنی را نشان می دهد من موقعی که در کشتی بودیم از پل عکس گرفتم.

پل فلزی عظیمی است از قطعات فولادی. یکی از نمادهای اصلی شهر سیدنی همین پل است و مرکز شهر را به شمال شهر وصل می کند، این پل قوسی حدود 50 متر عرض دارد. البته برای رفتن بالای آن (قسمت قوسی) از آسانسور کنار پل نیز می توان استفاده نمود. البته هزینه استفاده از آسانسور و پیاده روی روی پل بسیار برای ما ایرانیها گران بود. پل دارای دو خط ریلی برای عبور قطار نیز بود. همچنین در دو سوی پل گذرگاه عابر پیاده و دوچرخه طراحی شده بود.

 سفرنامه استرالیا

عکس بالا متعلق به آکواریوم شهر سیدنی می باشد که آبزیان بیشماری بخصوص ماهی ها را در خود جای داده است.

آکواریوم سیدنی در سال ۱۹۸۸ همزمان با دویستمین سالگرد اکتشاف قاره استرالیا گشایش یافته و یکی از بزرگترین آکواریوم‌های موجود در جهان به شمار می‌آید. حدودا" دو ساعت در آکواریوم بازدید ما طول کشید. عمده‌ترین بخش آکواریوم، تونل شیشه‌ای آن بود که به گونه‌ای خاص، در زیر آب تعبیه شده بود و کوسه‌های عظیم الجثه و ماهی‌های زیبا، از بالای سر بازدیدکنندگان عبور کرده و منظره‌ای شگفت انگیز بود.

 سفرنامه استرالیا

عکس بالا کلیسای مشهور شهر سیدنی را نشان می دهد

فقط توانستیم از منظره بیرون عکس بگیریم، اجازه بردن دوربین به داخل کلیسا را نداشتیم. در داخل کلیسا فروشگاه نیز وجود داشت. مجسمه حضرت مسیح در چند جا، شمع های روشن و معماری بسیار فوق العاده ای داشت. دو مرد هم مأمور امنیتی کلیسا بودند، همه بازدیدکنندگان را زیر نظر داشتند.بالاخره اقامت ما در استرالیا به پایان رسید و ما در فرودگاه سیدنی بودیم تا پروازی به سمت ابوظبی و بعد تهران داشته باشیم.

 سفرنامه استرالیا

این عکس را در فرودگاه سیدنی گرفتم. هواپیما متعلق به هواپیمایی استرالیا معروف به قَنتاس می باشد.

 سفرنامه استرالیا

عکس بالا را در فرودگاه ابوظبی گرفتم، نمایشگر فرودگاه زمان پرواز به سمت فرودگاه امام خمینی را نشان می دهد.

در کل سفر به استرالیا را به مردم ایران پیشنهاد می کنم، سفر بسیار پر خاطره و آرامش بخشی بود. من خود به شخصه تصمیم دارم دوباره به آنجا سفر کنم. قیمت ها البته برای ما که پولمان را به دلار تبدیل می کنیم بالاست، ولی همه قیمتها در مدتی که ما آنجا بودیم ثابت بود، و برای خود مردم استرالیا بسیار ارزان بود. فقط هزینه اجاره مسکن بالا بود. اکثر دانشجوها در خانه ای مشترک زندگی می کردند که فقط اتاقشان مشترک نبود،

در بعضی مواقع اتاق هم مشترک بود. ولی قیمت اتوبوس، خورد و خوراک کم بود برای ما هم مناسب بود. جالب است بدانید شهر کانبرا اتوبوس داشت ولی مترو نداشت. چون جمعیتش نزدیک به چهارصد هزار نفر بود و نیازی به مترو نبود. ما در کانبرا ترافیک ندیدیم. ولی شهر سیدنی هم مترو و هم مونو ریل داشت. شهر کانبرا امنیتی تر بود چون پایتخت بود، مغازه ها به استثنای مواد غذایی پنج عصر تعطیل می شد، فقط جمعه ها تا ده شب همه مغازه ها باز بود. ولی در سیدنی تا دوازده شب بخصوص مرکز شهرش فعال بود. بالاخره ما بعد از سفری طولانی به وطن برگشتیم.

توصیه های شخصی:

1-وقتی می خواهید به هر مملکتی سفر کنید به آداب و اصول اون کشور احترام بگذارید در هر حالی تمدن و فرهنگ ایرانی رو با رفتار تان بهشون نشون می دهید.

2- سعی کنید به هر مقصدی در سفرتان رسیدید کاتالوگ یا دفترجه راهنمای مکان های دیدنی، نقشه و غیره را تهیه کنید.

3-از زمانتان در سفر استفاده بهینه کنید، بیشتر جاهای دیدنی را سیاحت کنید تا مراکز خرید.

4- نماد یا سوغات اون کشور را حتما بخرید.

5- آلبومی از عکسهای مربوط به اون سفر با ذکر تاریخ تهیه کنید و نگذارید عکسها تو کامپیوتر متروکه شوند. ورق زدن آلبوم و دیدن عکس روی کاغذ خیلی فرق داره.

پایان

نویسنده : ندا چاره ساز

تمامی مطالب عنوان شده در سفرنامه ها نظر و برداشت شخصی نویسنده است و وب‌ سایت بانک تور و گردشگری مسؤولیتی در قبال صحت اطلاعات سفرنامه ها بر عهده نمی‌گیرد.

  • ۱۴ آبان ۱۳۹۳
مطالب مشابه
۰ دیدگاه
دیدگاه ها
×