سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)

سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)

سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)

اولین بار چای در ایران توسط حاج محمد حسین اصفهانی به سال 1302 ه.ق در عصر ناصر الدین شاه کشت شد

سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)

سفربه شهرهای: سرعین ، چمخاله،لنگرود و لاهیجان(استانهای اردبیل و گیلان) (قسمت دوم)

 سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)

ساختمان موزه تاریخ چای در لاهیجان

اولین بار چای در ایران توسط حاج محمد حسین اصفهانی به سال 1302 ه.ق در عصر ناصر الدین شاه کشت شد ولی موفقیتی به دست نیاورد. شخصی به نام آقا محمد خان قاجار قوانلو ملقب به کاشف السلطنه مشهور به چایکار در سال 1319 ه.ق چای را در لاهیجان کشت نمود و به بار نشست که در حقیقت پدر کشت چای در ایران محسوب می شود. در اثر به بار نشستن این محصول تاثیرات شگرفی بر زندگی مردم منطقه و اقتصاد کشور به جای مانده است.

 سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)

تصویر" کاشف السلطنه " پدر کشت چای در ایران

محمد میرزا چایکار فرزند اسداالله میرزا معروف به کاشف السلطنه از نوادگان فتحعلی شاه قاجار در اول فروردین 1244 ه.ش مطابق با 21 شوال 1281 ه.ق در تربت حیدریه دیده به جهان گشود.وی در16 سالگی به استخدام وزارت امور خارجه در آمد ودر همان سال (1260ه.ش) باسمت دبیر دومی عازم پاریس شد و به تحصیل رشته حقوق در دانشگاه سوربن پرداخت.در سال 1274 شمسی با مراجعت به ایران بعنوان ژنرال کنسول ایران به هند اعزام شد.در آنجا بود که بخاطر هوش و فراست بالائی که داشت ، مهارت لازم کشت چای را بصورت عملی فراگرفت ودر مراجعت به ایران در سال 1279 شمسی ،4000 گلدان نهال چای باخود به ایران آورد.کشت چای برای اولین بار در سال 1280 صورت گرفت.در سال 1307 (63 سالگی) وی بار دیگر به هند وچین مامورشد ودر راه بازگشت در روزسی و یکم فروردین سال 1308 اتومبیل آنها در اطراف شیراز به دره پرت شد و بدرود حیات گفت .ابتدا بنا به وصیت کاشف‌السلطنه، مزار وی که از مرمر سیاه بود، بدون سقف و حفاظ و در میان بوته‌های چای قرار داشت؛ امِا اندکی بعد مقرر گردید که مقبره‌ای درخور شأن اوساخته شود.هم اکنون مقبره ایشان در سرتپه ای مشرف به باغات چای (همین محل کنونی موزه تاریخ چای) قراردارد.

 سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)
 سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)

داخل موزه تاریخ چای در لاهیجان

از سال 1335 شمسی بنای فعلی به سبک معماری غربی تهیه و به همِت "انجمن آثار ملّی" به شکل کنونی با اسکلتی از بتن مسلّح و نمای سنگ تیشه‌ای طوسی‌رنگ با زیربنای 512 مترمربع ساخته شد. در سال 1371 شمسی کلّ مجموعه به "سازمان میراث فرهنگی کشور" واگذار گردید و سالن مستطیل‌شکل نسبتاً وسیعی که در جوار برج آرامگاه بود، برای احداث "موزه تاریخ چای ایران" درنظر گرفته شد. این طرح با پیشنهاد، نظارت و اجرای سازمان میراث فرهنگی و با غرفه‌بندی و بهره‌گیری از تزئینات سنّتی چوبی بسیار زیبا در دو طبقه پلکانی‌شکل در شهریورماه 1375 شمسی به پایان رسید. این مجموعه، هم‌اکنون با داشتن ادوات و وسایل سنّتی و تخصّصی مربوط به چای و مدارکی مربوط به چگونگی فعالیت‌های پدر چای ایران،

همه‌روزه پذیرای بسیاری از افراد بومی و نیز گردشگران است. موزه چای دارای سه قسمت است: قسمت آرامگاه که با برجی مرتفع و چهارگوش در غرب و سالن اصلی که با دو اتاق به ابعاد حدود 14 مترمربع در شرق جای دارند. ورودی اصلی بنا در سمت شرق، ابتدا به دو فضای جانبی تالار اصلی گشوده می‌شود، با پرده‌ای از نمایش تعزیه آراسته شده است در سمت راست، اسناد و مدارک تاریخی مربوط به کشف و امتیاز و عکس‌های اولیه کاشف‌السلطنه به دیوار آویخته شده است. اتاق سمت چپ، محلّ اسکان مدیر و اتاق نگهبانان موزه است. تالار اصلی توسط یک طبقه چوبی به دو بخش فوقانی و تحتانی تقسیم می‌شود و در ابتدای تالار، دو پلکان چوبی با حالتی نیمه‌دوار به طبقه دوم منتهی می‌گردد.

در جانب دیگر تالار در طبقه همکف، پلکانی سنگی به مقبره کاشف‌السلطنه راه می‌یابد. طبقه‌بندی تالار با نمایی چوبی به موازات ستون‌های شش‌گانه داخلی انجام شده است. غرفه‌های این تالار در دیوارهای جانبی و به‌صورت جعبه آئینه‌ای سراسری ایجاد شده است. در طبقه همکف، در داخل ویترین‌ها، دو سماور روسی، سینی نقره، انگاره ساخت اصفهان، پیمانه و جعبه چای، چیق کیسه توتون، قهوه‌خوری چینی، مشربه و دست‌نوشته‌های کاشف‌السلطنه در معرض دید قرار گرفته‌اند.

در ویترین‌های طبقه فوقانی، وسایلی مانند ظروف سفالی و زیورآلات و اشیایی دیگر از عصر اشکانی و سلجوقی و نیز اسناد و قباله، تسبیح، جاجیم، پیمانه شیر، هاون چوبی، تغار کوچک چوبی، تنگ و... به نمایش گذارده شده‌اند. در فضای داخلی قسمت مقبره، کف آرامگاه با مرمر سفید فرش شده و دیوارهای جانبی به‌صورت مدور و با ستون‌هایی مرتفع که تا سقف امتداد یافته، جلب‌نظر می‌نمایند. بر شکاف‌های نیمه‌مدور دیوارهای داخلی، عکس‌ها و اسناد مربوط به شخص کاشف‌السلطنه به دیوار آویخته شده است. سنگ مزار کاشف به رنگ قهوه‌ای در ابعاد 78 × 172است.. نمای بیرونی موزه به‌طور کامل با سنگ تیشه‌ای خاکستری پوشیده شده است. کف سالن اصلی و محوطه مقبره نیز با سنگ مرمر فرش شده است. آرامگاه کاشف‌السلطنه و موزه تاریخ چای ایران، متعلّق به دوره معاصر بوده و دارای شماره ثبت ملّی 1769 از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور است.

جاذبه های گردشگری و تاریخی لاهیجان عبارتند از:

مسجد جامع لاهیجان/حمام گلشن/مسجد اکبریه/پل خشتی/بقعه شیخ زاهد/آبشار شاه نشین کوه/تالاب بین المللی امیر کلایه/استخر لاهیجان/تله کابین/بام سبز/موزه تاریخ چای ایران و آرامگاه کاشف السلطنه .

برخی از مشاهیر لاهیجان:

شیخ زاهد گیلانی /شمس الدین محمد بن یحیی بن علی لاهیجی(اسیری لاهیجی)/شیخ زاده لاهیجی/ملا عبد الرزاق حکیم لاهیجی(صدر)/حکیم نجیب الدین همام گیلانی لاهیجی/حکیم نور الدین گیلانی لاهیجی/حکیم ابو الفتح دوائی لاهیجی/یقینی لاهیجی/قاضی یحیی لاهیجان/سید محمد رضا صدر العلما/صدر المتکلمین لاهیجانی/آیت الله حاج عبد الحسین عترتی کوشالی لاهیجی/سید احمد موسوی میر مطلبی لاهیجی/آیت الله شیخ حسن نخعی لاهیجانی/شیخ محمد محقق لاهیجی/آیت الله حاج شیخ محمد حسن غروی کوشالی/آیت الله حاج شیخ مهدی مهدوی لاهیجی/آیت الله حاج محمد مهدوی سعیدی لاهیجی...

 سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)
 سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)

نماهائی از شهر لاهیجان . منطقه اطراف موزه تاریخ چای

بعد از بازدید از موزه تاریخ چای ایران و آرامگاه کاشف السلطنه در داخل شهر، بطرف جاذبه دیگر شهر در حدود3 کیلومتری جنوبشرقی ، به سمت قریه شیخانه راه افتادیم تابه" بقعه شیخ زاهد گیلانی" رسیدیم که هم زیارتی کرده و هم در مسجد جوار آن نماز ظهر و عصر را اقامه کرده باشیم.

 سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)

نمائی ازحومه شهر لاهیجان از بلندیهای نزدیک بقعه شیخ زاهد گیلانی

شیخ تاج‌الدین ابراهیم ملقب به شیخ زاهد گیلانی )615-700ه.ق )از عرفاً و دراویش بزرگ ایران و از استادان شیخ صفی‌الدین اردبیلی بود. تبار او به شهر سنجان در خراسان می رسد.شیخ صفی الدین اردبیلی(650-735ه.ق) بنیانگذار دودمان صفوی،25سال نزد شیخ زاهد گیلانی گذراندودختر او رابه زنی گرفت. پس از مرگ شیخ زاهد، و به روایتی در همان دوران زندگی وی، صفی‌الدین به اردبیل باز می‌گردد و طریقتی به نام صفویه در همان جا بنیان می‌گذارد. ابتدا مقبره شیخ زاهد در جائی دیگر قرار داشت تا اینکه درسال 892ه.ق سلطان حیدر صفوی به سبب خوابی که دیده بود با معماران ونجارانی از شهر شیروان با کشتی به لاهیجان آمده بودند،بنای فعلی را ساخت و جسد شیخ را به این محل منتقل کرد. بنای این بقعه در میان مزارع برنج و چای و جنگل احاطه شده است . بقعه دارای دو اتاق مربع و مستطیل شکل در کنارهم است. در سمت شمال، ایوان طویلی با هفت فیلپا قرار دارد. در شرق حرم، ایوانی با شش فیلپا و در حاشیه و قسمت جنوبی همین اتاق نیز ایوان دیگری با شش فیلپا دیده می‌شود. ازاره دیوارهای ایوان‌ها تا ارتفاع ۱۱۵سانتی متر با کاشی کاری هفت رنگ عصر قاجار تزیین شده است و طاقچه‌هایی با طاق جناقی در قسمت‌های مختلف ایوان به چشم می‌خورد. بنا دارای گنبد هرمی و هشت ترک فیروزه ای بسیار زیبا است که شیب تند آن به دلیل عبور سریع آب باران تهیه شده و سطح حره را با کاشی کاری زرد و آبی، سفید و سیاه، با نقوش سنتی و گل دار پوشانده‌اند. اطراف گنبد و دیگر نقاط بنا را با سفال پوشش داده‌اند.

 سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)
 سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)

نمای خارجی و داخلی بقعه شیخ زاهد گیلانی در لاهیجان

این بنا متعلق به قرن نهم قمری بوده و دارای شماره ثبت ملی ۸۲۴ از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور است. ساعت 14 به مرکز شهر لاهیجان برگشتیم زمان صرف ناهارفرا رسیده بود. به رستوران هتل جهانگردی واقع در ضلع جنوبی استخر رفتیم. من پلوماهی و خانم جوجه کباب ترش سفارش داد. پلو ماهی هرچند اختلاف قیمت چندانی با غذای دیروزی نداشت، ولی به کیفیت اون نمی رسید ولی غذای خانم گویا خوشمزه تر بود.بعد از ناهار و کمی قدم زدن دور استخر، بطرف جای دیدنی دیگر شهر یعنی " شیخان کوه" که در اصطلاح عموم "شیطان کوه" می نامند ، رفتیم. در لاهیجان زیبایی های طبیعت و شهرسازی همدیگر را تکمیل کرده‌اند.شیطان کوهاز مناطق زیبای طبیعی لاهیجان است. در گذشته به این منطقه شاه نشین کوه می گفتند و برکه ای که ۲۰۰ متر طول و ۷۰ متر عرض داشت در جلوی آن بود که برای انبار کردن آب در امر آبیاری از آن استفاده می شد. امروز برکه به دریاچه ای مصنوعی تبدیل شده که در میان آن جزیره ای وجود دارد و عمارت کوچکی در این جزیره خودنمایی می کند.

در دل شیطان کوه آبشاری مصنوعی ایجاد شده که آب آن از همین دریاچه که به استخرلاهیجان معروف است سرچشمه می گیرد استخر لاهیجان اکنون نسبت به گذشته بزرگتر(نزدیک به دو کیلومتر) و زیباتر و اطراف آن با سنگفرش هایی که برای پیاده روی اختصاص پیدا کرده پوشیده شده است .این کوه سر سبز که در امتداد سلسله جبال البرز واقع شده و با ارتفاعی نزدیک به ۶۰ متر از درختان و شمشادهای کوتاه و سبز پوشیده شده و در ناحیه شرقی شهر لاهیجان قرار داردو به دلیل واقع شدن در داخل مجموعه شهری باعث به وجود آمدن چشم اندازهای زیبایی شده و گردشگران زیادی را به سوی خود جلب می کند.آبشار که از بدنه شیطان کوه به پای کوه سرازیر می شود به وسیله پمپاژ آب از استخر تغذیه شده و حوضچه هایی برای تخلیه و حرکت آب در پایین آن احداث شده است.

در کنار این آبشار یک راه پلکانی تا قله کوه وجود دارد که گردشگران با پشت سر گذاشتن بیش از ۷۵۰ پله که از کنار آبشار و پای کوه آغاز شده و از داخل درختان سر سبز می گذرد به قله کوه و بام سبز می رسند.

در بالای شیطان کوه فضایی مسطح وجود دارد که به بام سبز لاهیجان مشهور است. از این محوطه سبز و زیبا راهی وجود دارد که هم پیاده و هم با ماشین می توان به آنجا رفت، بامی که در آنجا شهر و قشنگی هایش چه در روز و چه در شب در زیر پای ماست و ما بیننده این زیبایی ها هستیم .

 سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)

نمای شهر از بام سبز لاهیجان

درکنار بام سبز طرح تله کابین بام سبز لاهیجان بعنوان نخستین تله کابین گیلان راه اندازی شده است. طول این تله کابین یک هزار و ۵۵۰ متر است که از بام سبز به قله تاج خروس کشیده شده و در هر ساعت یک هزار نفر را جا به جا می کند این تله کابین دو ایستگاه و پنج دکل و ۳۵۰ متر در مرتفع ترین نقطه از سطح دریا ارتفاع دارد.این طرح با هدف توسعه گردشگری ایجادشده و ظرفیت جابه‌جایی سالانه ۹۶۸ هزار نفر برای آن پیش‌بینی شده‌است. مسیر حرکت تله‌کابین به نحوی طراحی شده که از داخل کابین ها نمای زیبایی از شهر و طبیعت چشم‌نواز اطراف دیده می‌شود. احداث پارک مجهز به رستوران، کافی شاپ و انواع غرفه های آلاچیق و ایجاد فضای مناسب برای گردشگران از دیگر برنامه هایی است که برای احداث در ایستگاه های تله کابین در نظر گرفته شده است.

در بام سبز و اطراف تله کابین لاهیجان فضای بسیار بزرگی برای کوهنوردی و پیاده روی مورد استفاده قرار می گیرد. برای رفتن به ایستگاه دوم تله کابین هنگامی که داخل کابین بنشینید اگر به زیر پای خود نگاه کنید جنگل ها و باغات چای و شیروانی و سقف خانه ها را می بینید که خیلی آرام از بالا ی آنها رد می شویدعده ای از افراد این مسیر را ترجیح می دهند با پای پیاده طی کنند تا به ایستگاه برسند. هنگامی که از ایستگاه دوم به دیدن شهر بنشینیم هنگام غروب خورشید، استخر مانند یک الماس در وسط شهر می درخشد.بام سبز با زیبایی‌های خود در کنار دیگر جاذبه‌های گردشگری لاهیجان همواره پذیرای میهمانان داخلی و خارجی میباشد.

 سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)
 سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)

مناظر زیبای اطراف بام سبز لاهیجان و تله کابین

تعداد زیادی بقعه ، اماکن متبرکه و سنگ قبر در استان گیلان وجود دارد و شاید به جرات ادعا کرد که تنها استان کشوره که بیشترین مکانهای زیارتی رو داراست بطوریکه تنها در شهرستان لنگرود 41 بقاع متبرکه وجود دارد.

 سفرنامه سرعین و چمخاله (قسمت 2)

text-align: center;"> نمای خارجی بقعه ی آقا میر صادق در داخل شهر لاهیجان ( 1242 ه.ق)

ازساعت 17 رفته رفته نم نم باران شروع شد وما یواش یواش راه چمخاله را در پیش گرفتیم.در خروجیهای شهر، چشمم به فروشگاه مرکزی کلوچه نادی افتاد و از اونجا یه کم کلوچه برا خودمون و سوغاتی خرید کردیم.می خواستم دو شیشه کوچک مربای بهارنارنج(450گرمی) هم برای سوغاتی بگیرم که نداشت. کمی بعد سرراه لنگرود ، کنار فروشگاه مرکزی کلوچه نادری نگه داشتم تا مرباها رو از اینجا بخرم.مربای شیشه کوچک روتمام کرده بود و تنها از شیشه های بزرگ(900 گرمی) داشت ومن که عین همین مرباها رو از فروشگاه "ماورا" به قیمت 11000 تومان خریده بودم با شنیدن قیمت 7000 تومان ،جا خوردم که چطور دو فروشگاه نزدیک به هم و یک نوع جنس و باوزن مساوی چنین اختلاف قیمتی داشته باشه؟ دو شیشه گرفتم و براه افتادیم.با نزدیک شدن به چمخاله بر شدت باران هم افزوده شد .دیگه هوا هم تاریک شده بود و شدت باران همچنان ادامه داشت .شب تا صبح باران با شدت و توام با رعد و برق می بارید.

صبح روز دوشنبه(28 مهر) زود از خواب بیدار شدیم .چون هوا همچنان به شدت بارانی بود، تصمیم گرفتیم صبحانه رو درسوئیتمون صرف کرده و بعدا با تحویل آن ، چمخاله را به سمت تبریز ترک کنیم.حدود ساعت 7 بود که جهت خریدن یک قرص نان بربری به همان نانوائی دیروزی رفتم.باران همچنان می بارید.نانوائی تازه باز کرده بود وشاطر، خمیرهای نان رو آماده می کرد.هنوز مشتریها نیومده بودندو من تنها مشتریش بودم.روی همه نونا کنجد می پاشید بعد داخل تنور می ذاشت. شاطراز من پرسید: کنجد هم بزنم؟ گفتم: مگه روی نونا کنجد نمی پاشی؟گفت : چرا.حدود 10 دقیقه ای منتظر شدم تا نانها آماده شد.یکی از اون نونها رو جلوم گذاشت و گفت : 1000 تومن.گفتم مگه قیمت هر قرص نان 500 تومن نیست؟گفت:چرا ولی این نون فرق میکنه.گفتم : با اونای دیگه چه فرقی داره. گقت : کنجدش زیاده!خدا وکیلی هیچ فرقی باهم نداشتند و تنها شاید دو سه تا کنجد اضافی داشت نه بیشتر.گفتم یکی از معمولیاش بده.

شاطر خیلی عصبانی شد و با ناراحتی که از چهره اش مشخص بود، یک نان جلومن گذاشت. 500 تومن دادم وبرگشتم .با خودم بین راه فکر می کردم که مگر 500 تومن چه ارزشی داره وچه مبلغ کلانیه که بخاطر اون شاطر حاضره نون حروم بخوره و پول حروم به خونه اش ببره و از مهموناش اخاذی کنه؟متاسفانه عده ایجور آدما که ظرفیت اندکی رو دارند، توکشور ما کم نیست.شاید شاطر نونوائی نتونه بیشتر از 500 تومن اخاذی کنه ،مغازه دار خرد نتونه بیشتر از 1000 تومن، مغازه دار کمی بزرگ 4000 تومن( اختلاف قیمت دو شیشه مربا)رستوران 6000 تومن و همینطور تا برسه به معاملات بزرگتر مثل خرید اتومبیل، زمین ،مسکن و...که سر از کلاه برداریهای کلان می زنه. یک نمونه که شاید برای همه ما این روزها پیش اومده باشه اینه که وقتی به یک فروشگاه مثلا مبل فروشی میریم و با قیمت 30 میلیون مواجه می شیم و نمیدونیم این مبلغ به تومانه یا ریال؟چون می تونه هردو قیمت هم باشه. شاید اگر به نظر عده ای 500 تومان پول کمی بیاد و فکر کنند با پرداخت آن به شاطر نه اون ثروتمند می شه و نه ما فقیر. ولی باید این موضوع رو در نظر داشت که" عاقبت تخم مرغ دزد ، شتر دزد می شود" ودر نهایت ،کلی مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کشور که بدنبال خودش پیش میاره وباید از سرچشمه جلوهمه بی عدالتیها رو گرفت و این وظیفه عمومی تک تک ماست.

تا ساعت 0830 خوردن صبحانه و جمع و جور کردن وسایل بطول انجامید و آماده حرکت در زیر بارش شدید باران شدیم. حالا زمان تحویل دادن اتاق و تسویه حساب بود.کارکنان مجتمع یواش یواش سر کارشون می رسیدند.به نگهبانی گفتم که ما می خوایم بریم و لطفا به مسئول مربوطه اطلاع بدین تا اتاق ما رو تحویل بگیره.ایشون هم گفت : شما تو اتاقتون باشین تا مسئول مربوطه بیاد.بعد از چند دقیقه آقای میانسالی که کاملا قیافه و لحن حرف زدنش گیلکی بود سررسید. به ما گفت بیرون باشید تا من تمام وسایل اتاقو چک کنم.حدود دو سه دقیقه ای بیرون در منتظر شدیم و ایشون یک برگه کوچک کاغذ دست من داد و گفت بریم پیش مسئول پذیرش.کلید سوئیتو از ما گرفت و رفت . ما سریع در زیر بارش شدید باران وسایلامونودر جعبه عقب خودرو جاسازی کرده و به راه افتادیم. نزدیک در خروجی نگه داشتم تا با دادن برگه، کارت ملی حاج خانم رو از پذیرش تحویل بگیرم و حرکت به سمت تبریز.برگه رو به مسئول پذیرش دادم و ایشون گفتند که تو برگه نوشته شده یکی از لیوانهای موجود در سوئیت،" لب پر" شده و شما باید خسارتشو پرداخت کنید. خیلی ناراحت شدم .تهمت بزرگی بود.

گقتم : آقای محترم ما اصلا دست به وسایل اتاق نزدیم و همه وسایل لازمو با خودمون آورده بودیم ضمنا اگر هم لیوانی لب پر شده شاید از قبل بوده باشه.با آنکه حدس می زدم که قیمت اون لیوان درجه 2 ایرانی بیشتر ازدو هزار تومن نباشه و هزینه بسیار اندکی بود ولی چون ما از این موضوع کاملا بی اطلاع بودیم، به شدت سر حرف خودم ایستادم و گفتم کار ما نیست که نیست. در یک لحظه یاد اختلاف قیمت مربا، هزینه غذای رستوران لاهیجان و نانوائی چمخاله افتادم که نکنه اینهم نقشه ای باشه برای سرکیسه کردن مهمونا!.مجتمع بزرگی که با داشتن بیش از 100 واحد اقامتی(که همه ایام سال پر می باشد) اعم از سوئیت و ویلا که اگه هر روزموقع تحویل گرفتن آنها از بابت حداقل لب پر شدن لیوانا یا موارد متعدد دیگر، بیش از 200 هزار تومان به راحتی و بدون هیچ مشکلی (چون اکثر مردم حوصله بحث به خاطردو هزار تومان ندارند و راضیند با پرداخت آن هرچند به ناحق، هرچه زودتر اونجا رو ترک کنند) چند کارمند از خدا بی خبربه جیب بزنند.


به هیچ وجه حاضر به پرداخت غرامت عمل انجام نداده رو نبودم و به جد سر حرفم ایستادم.گوشی تلفنمو برداشتم تا با رئیس تشکیلات خانه کارگر تبریز صحبت کنم و موضوع رو با ایشان در میان بذارم که مسئول پذیرش بلافاصله کارت ملی حاج خانم رو بدستم داد و گفت به سلامت.چون نمی خواستم زیاد موضوع رو کش بدم و به حقم رسیده بودم ، از در پذیرش خارج شدم تا به سمت خودرو برم. دراین فاصله شنیدم یکی دیگر از کارکنان مجتمع ( که نمی دونم از کجا خبردار شده بود و شاید هم کار گروهی و همیشگیشون باشه) یواشکی به مسئول پذیرش گفت که: غرامت لیوانو گرفتی؟سوار خودرو شدم و بطرف در خروجی رفتم تا از مجتمع خارج بشم که دیدم مسئول پذیرش با پای پیاده در زیر بارش شدید باران دوان دوان بطرف ما میادو درست بغل در خروجی جلوی مارو گرفت و گفت: غرامت لیوان لب پر شده رو نمی دی؟گفتم:چند بار خدمتتون عرض کنم که کار ما نبوده؟ چون اینبار حاج خانم هم کنارم بود، به شدت منکر لب پر شدن لیوان از جانبمون شد و محکم روی حرف خودمون ایستادیم . چون حرف ما حق و خواست طرف ناحق بود ومتوجه شد که ریالی به ناحق از جیب ما خارج نمیشه ، حرف اضافه بر زبان نراند، پشیمون شد و دست از پا درازتر برگشت.

بالاخره باداستانهائی که سرمون اومد، چمخاله رو در ساعت 0930 به سمت جاده رشت- قزوین –تبریز ترک کردیم.خیابانهای لنگرود مثل همیشه ودر زمانهای بارندگی،مانند دریاچه شده بود .ریزش شدید باران همچنان ادامه داشت. به هر مصیبتی بود از لنگرود گذشتیم و بطرف جاده رشت – قزوین براه افتادیم . خوشبختانه تابلوهای مسیر دقیقا مارو بطرف اتوبان رشت – قزوین هدایت کرد.حوالی ساعت11 به رودبار رسیدیم.چند شهر تو کشورمون وجود داره که خیلی دوستشون دارم .مغازه های این شهرها همه سوغاتی های اونجاست . ازجمله:"بلداجی"تو استان چهار محال و بختیاری که همه مغازه هاش گز فروشیه. یا" سردرود"(5 کیلومتری جاده تبریز- آذرشهر) که پایتخت تابلو فرشه.یا "فومن" که بیشتر مغازه هاش کلوچه سنتیه و رودبار که پر از فروشگاههای زیتون وروغن و سیر ترشی و نظایر آنهاست. فرصتی پیش اومد که هم کمی خستگی در کنیم و هم از یکی از فروشگاهها مقداری سیر ترشی، زیتون و روغن زیتون بخریم. قیمت هر کیلو سیر ترشی بین 10 تا 12 تومن ( بسته به تازه و کهنه بودن) بود و روغن زیتون خالص سبزرنگ و با طعم خوش آیند کمی تلخ مزه اش،28 تومن و زیتون هم قیمتهاش بسته به درجه اش از 12 تا 18 تومن متفاوت بود.سپس به مسیرمون ادامه دادیم.

فاصله 7 کیلومتری رودبار تا منجیل ( که دقیقا 25 سال پیش، زمانی که در پادگان آموزشی تفنگداران دریائی منجیل،دوران خدمت مقدس سربازی را می گذراندم ،چندین بار دویده بودم ونقطه به نقطه آن برام خاطرات شیرین روزهای سخت را تداعی می کرد) با سرعت خودروهای امروزی ، به نظرم خیلی کوتاه آمد.زمانی که ساعت 14 برای صرف ناهار به زنجان رسیدیم، همچنان بارش باران ادامه داشت. نزدیکیهای بستان آباد، برف همه جا رو پوشانده بود.مشخص بود که شب قبل برف شدیدی در منطقه آذربایجان به زمین نشسته باشه و این برای اولین بار در عمرم بود که درروز 28 مهرماه چنین هوای سرد و برفی رو تجربه می کردم.خوشبختانه هرچند کیلومترهائی از اتوبان بستان آباد – تبریز برفی بود ولی نیازی به زنجیر چرخ نبودوما ساعت 18 صحیح و سالم درخونمون تو تبریزبودیم . روز بعد در اخبار شنیدم که همه شهرهای شمالی کشوراز بارش خوبی برخوردار بودند مخصوصا به لاهیجان در عرض 2 شبانه روز بارندگی شدید ، حدود 600 میلیمتر(یک سوم میانگین بارندگی سالانه) باران باریده است که در 50 سال اخیر بی سابقه بود.

نویسنده : فرشاد شفیعی شهیدلو

  • ۲۶ آبان ۱۳۹۳
مطالب مشابه
۰ دیدگاه
دیدگاه ها
×