عشق چیست و آیا لازمه ازدواج است؟ عوامل موثر در ازدواج چیست؟

عشق چیست و آیا لازمه ازدواج است؟

قبل از ازدواج باید از طرف مقابل و خانواده او اطلاعات کافی داشته باشید. هنر زندگی مشترک تحمل و بردباری و سازگاری با اختلافات است.

عشق چیست و آیا لازمه ازدواج است؟

محور اصلی تعریف عشق بایستی ذهنی یا پدیده شناختی باشد نه عینی یا رفتاری. عشق اساسأ عبارت است از اشتیاق و محبت توأم با لذت شادی، رضایت، احساس غرور و حتی وجد و شعف از برخوردار بودن از این حساس، در صورتی که همه چیز به خوبی پیش برود. در این حالت گرایش و تمایلی به نزدیک تر شدن به شخص مورد علاقه وجود دارد، به داشتن ارتباط صمیمانه تر با او، به لمس کردن و در آغوش گرفتن محبوب و مشتاق او بودن. در یک رابطه عشقی سالم، گرایش بسیار کمی برای سلطه گری و تأثیرگذاری وجود دارد. این رابطه طوری است که حتی احتمال پنهان ساختن معایب جسمی ناشی از میانسالی و کهنسالی و نظایر آن را کم می کند و تمایل به حفظ فاصله، اسرار آمیز بودن، فریبندگی، احتیاط و اختفا و نهانکاری بسیار کمتر می شود. عشق شکل عالی مرتبط بودن به دیگران و به خویش است و به معنای مسئولیت، توجه، احترام، معرفت، تمایل به رشد و پیشرفت شخص دیگر می باشد و بیان صمیمیت بین دو انسان و حفظ همبستگی بین آن هاست. عشق در درجه اول شبیه نوعی پیمان شراکت است تا یک سرخوشی و نشاط خودانگیخته، رفاه نوع بشر یا وظیفه تولید مثل یا پیشرفت آینده بشر، که افراد را به یکدیگر جذب می کند. اما چه زمانی برای ازدواج مناسب است؟

اگر تصور بر این باشد که عشق به تنهایی می تواند مسائل ما را حل کند و باعث راحتی و خشنودی بی حد ما شود یا باعث شود که با خویشتن، با تنهایی خود، با دردها و مرارت ها مواجه نشویم و دلبستگی بیش از اندازه به جنبه های بهشتی عشق داشته باشیم، ممکن است به نتایج ناامیدکننده ای منتهی شود. عشق فقط عبارت زیبایی است و این فکر که تنها با تکیه بر جنبة عاشقانه یک رابطه و با بالا رفتن از نردبان عشق می توان همه مسائل و مشکلات را پشت سر گذاشت، فکری واهی است. عشق اراده است. نیت و عمل باید هر دو با هم باشند. عشق ورزیدن انتخاب ماست. اراده متضمن انتخاب است. ما مجبور به عشق ورزیدن نیستیم. ممکن است بر این گمان باشیم که عشق می ورزیم در حالی که در واقع عشق نمی ورزیم؛ زیرا انتخاب ما عشق نورزیدن بوده است. بنابراین به رغم نیات خوبمان عشق نمی ورزیم. از سوی دیگر هرگاه واقعا در جهت رشد معنوی تلاش کنیم، علتش انتخاب ما بوده است. بیماران روان رنجور بدون استثناء ذهنشان در مورد ماهیت عشق مخدوش است. علتش این است که در مواجه شدن با راز عشق، سوء تفاهم ها سر بر می کشند، سوء تفاهم هایی که تنها باعث رنج بیماران می شوند.

«عاشق شدن»، حداقل تجلی عشق است و ممکن است سوءبرداشتی از عشق باشد؛ زیرا از لحاظ ذهنی عاشق شدن عمیقا به عنوان تجربه عشق است اما فرد عاشق بدون شک، به آنچه فکر می کند تجربه ای شهوانی و جنسی است. در این رابطه ما تنها زمانی عاشق می شویم که آگاهانه ان جنسی برانگیخته شده باشیم، به همین خاطر این احساسی گذراست جاذبه آن سریع سپری می شود و شکوفه عشق پژمرده می گردد. درکل شرایط ایده آل برای ازدواج را بدانید.

عاشق شدن:
*ارتباط چندانی با پرورش هدفمند و تکامل معنوی فرد ندارد.
*گسترش محدودیت ها یا مرزهای شخصی نیست، فروپاشی گذرا و جزئی آنهاست.
*احساس به مقصد رسیدن و قله را فتح کردن است. فرد عاشق از جایی که ایستاده احساس رضایت میکند و همه چیز (مخصوصا معشوق) را متكامل می بیند.
*عشق انواع مختلف دارد: عشق الهی، عشق شهوانی، عشق کامل، عشق ناکامل، عشق رمانتیک و.... در نتیجه در همه انواع عشق فقط مسائل جنسی یا شهوانی مد نظر نیست.
*دکتر کارل فینگر یکی از روان شناسان مشهور آمریکایی اعتقاد دارد که عشق درمان کننده است، هم کسی را که مورد عشق واقع می شود شفا می دهد و هم کسی را که عشق را ارزانی می کند.»

چه کسی می داند برای ازدواج تفاهم مهم تر است یا توافق؟ هنوز هیچ پاسخ قطعی یافت نشده است.

عشق چیست؟

عشق رمانتیک و آرمان گرایانه چه تأثیری در انتخاب همسر دارد؟

عشق مبهم ترین هیجان بشری است که به رغم تلاش دانشمندان، شاعران و ترانه شرایان برای توصیف این حالت معماگونه، تاکنون تعریف مشخصی از آن ارائه نشده است. اما اعتقاد به عشق رمانتیک هنوز تداوم دارد و همه ما به نوبه خود در جست وجوی همسری هستیم که به بهترین وجه، آرمان های ما را در زندگی متجلی کند.
عشق های رمانتیک به تمدن های اولیه روم و یونان بازمی گردد و ویژگی های آن عبارتند از:
*حالت هیجانی دیوانه وار، برانگیختگی فیزیولوژیک، سرگشتگی و گمگشتگی، شیفتگی شدید و میل مفرط.
*عشق رمانتیک در همان نگاه اول شکل می گیرد؛ عشاق در این روند عیوب و ضعف های یکدیگر را نادیده میگیرند و تنها عشق را حلال همه مشکلات می دانند.
*گاهی مترادف با هوس و اتحاد جنسی است.
*عشق های رمانتیک معمولا ناگهانی و بسیار مهیج شروع می شوند و ممکن است به ازدواج هم منجر شوند؛ اما زوج بر گل فرایند ازدواج کنترل محدودی دارند. معمولا طول عمر عشق های رمانتیک کوتاه است.

چگونه می توان عشق هیجانی و رمانتیک را از واقعی تشخیص داد؟

همه انسان ها می خواهند که عاشق باشند و مهم ترین هدف تشکیل یک زندگی زناشویی سعادتمند است. افراد انتظار دارند که ای نیازهای آنها را برآورده کند و آنها را به رشد فردی و جمعی برساند؛ و اگر عشق نتواند یک زوج را به این نقطه برساند کم کم فراموش می شود. به همین دلیل است که وقتی جوانان با کسی معاشرت می کنند و با او در هم اوقات خوش هستند، فکر می کنند که ازدواج هم چیزی شبیه به همین رابطه است؛ اما وقتی زندگی تشکیل می دهند، بعد از مدتی آن احساسات گرم از بین می رود، و تعهد به طرف مقابل و احساس مسئولیت در مورد فرزندان جای عشق شان را می گیرد.
همه ما در خانواده هایی رشد می کنیم که به شکلی دارای عیبها و نواقصی هستند، و به ما اطلاعاتی می دهند. در نتیجه ما درباره خود و ارتباط هایمان نگرشی پیدا کرده و به نوعی درباره آنها قضاوت می کنیم؛ که این نگرش و نوع قضاوت کردن ها، می تواند مانع از ایجاد پیوندهایی شود که باعث رشد و تکامل ما می شوند. احساساتی که در مورد خود و دیگران پیدا می کنیم تا پایان عمر همراه ما هستند. تنها زمانی می توانیم به گونه ای مؤثر به این داوری ها و نگرش های خود سمت و سوی درست بدهیم که نسبت به آنها آگاهی پیدا کرده باشیم. برای آنکه از قدرت لازم روانی در جهت ارتقای روابط خود با همسرمان، به عنوان فردی با شخصیت متفاوت، برخوردار شویم، باید از روان شناسی عشق و روان شناسی علت های رفتاری آگاه باشیم. عشق ناپخته، زودهنگام و نارس در اثر نوعی بلوغ، احساسات جنسی، احساس نیاز به جنس مخالف و کنجکاوی های نوجوانی ایجاد می شود. بدین معنا که نوجوان فردی را مورد نظر قرار می دهد و شبانه روز به عنوان عاشق به او فکر می کند. او این احساس خود را عشق می دانند و همیشه احساس می کنند که طرف مقابل نیز از تمام حالات او آگاهی دارد. در صورتی که معشوق او در یک بی خبری کامل به سر می برد. معمولا این عشق های رمانتیک دوامی نخواهند داشت و بعد از زمان کوتاهی، یا به دلیل دل بستن به دیگری یا به دلایل دیگر از بین می رود و ضربه های روانی شدیدی به خانواده ها و دختران و پسران جوان وارد می آورد. در حقیقت زیربنای این گونه عشق ها عبارت است از: جاذبه های جنسی، صورت ظاهری، مسائل مالی و... در صورتی که زیربنای عشق واقعی عبارت است از: شناخت کافی از یکدیگر، انتظارات واقع بینانه از یکدیگر، حل و فصل مسائل شخصیتی و رفتاری، داشتن تصویر روشن ذهنی از همسر آینده و بررسی انتظاراتی که در آینده از یکدیگر خواهند داشت.
عاشق یعنی انتخاب و مهر ورزیدن به کسی که حداقل شباهت ها را به شما داشته باشد و تا حد امکان از تفاوت های مسئله ساز دور باشد و دارای ویژگی های مهم شخصیتی، برای جبران اختلاف ها باشد. عشق نیروی سرشاری به زندگی ما می دهد و انقلابی در روابط ما با دیگران ایجاد میکند. عشق می تواند اعجاز کند؛ می تواند کارهای دشوار را به فرصت های مناسب تبدیل کند؛ می تواند انگیزه دهنده رفتارهای شجاعانه باشد؛ عشق مهم ترین احساس بشر است. 

آیا دوست داشتن دلیل می خواهد؟

در اشخاص سالم یعنی کسانی که هیچ گونه تعارض و مشکل شخص روانی نداشته باشند، دوست داشتن غریزی است.

دوست داشتن، عشق و صمیمیت از فرمول خاصی تبعیت نمی کنن علاقه ای است که در «ته دل» افراد نسبت به دیگری ایجاد می شود و بنیان زندگی براساس آن گذاشته می شود. به همین دلیل این امر همیشه قابل بحث نیست؛ مثلا شما از فرزند خود سؤال میکنید که چه چیز این مرد را دوست داری؟ قیافه، تحصیلات یا ثروت او را؟

شما در آن فرد هیچ نکته قابل توجهی نیافته اید ولی اثری فوق العاده در دل دختر جوان شما دارد که با معیارهای رایج اجتماعی قابل قبول نیست. شاید به همین دلیل است که عده ای معتقدند علاقه و دوست داشتن تابع فرمول خاصی نیست، ولی درست یا غلط بودن آن را می توان با بررسی های دقیق تر و کامل تر مشخص کرد و نشان داد که آیا این علاقه احساسی زودگذر است یا منطقی و پایدار؟

مقوله دوست داشتن می تواند تابع این اصل هم باشد که با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند» و شاید افعال نیک طرف مقابل اثر خوبی بر ذهن و زندگی فرد گذاشته است.

عشق رومانتیک


در صورت مخالفت خانواده، چه باید کرد؟

مخالفت خانواده با ازدواج فرزندان معمولا از عدم تفاهم دو نسل با یکدیگر نشأت می گیرد. خانواده ها معمولا ضروری می بینند که به نکاتی مانند تناسب فرهنگی خانواده ها، نکات مثبت عروس یا داماد آینده، میزان تحصیلات، دین و مذهب و جاذبه های مادی او دقت کنند، و به دلیل اینکه تجربه بیشتری از جوانان دارند، این نکات را برای تشکیل یک زندگی موفق لازم میدانند. مخالفت آنها هیچ گاه برای اذیت و آزار فرزندانشان نیست. مخالفت کردن خانواده بر اساس دلایل منطقی و دوراندیشی آنان است. در هر صورت عقاید و افکار والدین در بسیاری جهات با فرزندان شان هماهنگ نیست. در اکثر این اختلافات والدین معتقدند که مثلا پسر جوانشان در یک مهمانی یا یک گردش خیابانی با این دختر آشنا و از مسیر سنتی انتخاب خانواده دور شده است، آنها فکر می کنند که احتمالا چنین انتخابی پایدار نیست؛ چرا که از روی احساس و عاطفه انجام گرفته است و چون آنها در این انتخاب هیچ دخالتی نداشته اند، از روی تجربه حس می کنند که این فرد نمی تواند انتخاب مناسبی باشد.

در هر ازدواج روابط خانوادگی زن و شوهر با افراد خانواده شان نیازی طبیعی است و این در صورتی برآورده می شود که در بهترین حالت هر دو خانواده با ازدواج فرزندان خود موافق باشند. در غیر این صورت دختر و پسر جوان باید در رفتارشان سیاست ویژه ای برای جلب نظر مساعد خانواده ها داشته باشند. عروس جوان از نظر عاطفی، باید نظر مادرشوهر آینده را جلب کند و در مدت آشنایی به نوعی قابلیت های خود را به او بقبولاند. این نوع انتخاب اصطلاح شورشی از سوی جوانان علیه خانواده، و طبیعتا بحران زاست؛ که در این شرایط بهترین راه حل این است که فرزندان و خانواده ها اختلافاتشان را به شکلی واقع بینانه و طبیعی برطرف کنند.

معمولا وقتی خانواده ها با ازدواج فرزندشان با شخص خاصی مخالفند و نمی توانند نظر فرزندشان را تغییر بدهند، خود را کاملا از زندگی او کنار می کشند و حمایت های فکری، عاطفی و مالی خود را قطع می کنند؛ یعنی به قول معروف فرد را به حال خود رها می کنند که هر کاری خواست بکند و عواقب کارش را هم خودش تحمل کند. در چنین مواقعی فرزندان احساس می کنند که یک بخش مهم و قوی زندگی شان را از دست داده اند و دیگر راه برگشتی ندارند؛ در نتیجه احساس امنیت در آنها متزلزل می شود و احساس تنهایی می کنند. عموما اینگونه زوج ها زندگی سختی دارند و باید با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم کنند؛ ولی گاهی پس از گذشت چند سال، کم کم خانواده ها به این زوج نزدیک می شوند و اختلافات و مشکلاتشان از بین می رود. نکته اساسی و قابل ذکر در پایان مبحث این است که: باید به والدین هشدار داد اگر بنا به نظر شما مثلا پسرتان این دختر را ترک کند و خود را در جهت انتخاب همسر، کاملا در اختیار شما بگذارد، آیا تضمین می کنید انتخاب شما برای چهل سال آینده فرزندتان انتخاب درست و مناسبی خواهد بود؟ بدین معنی که پدر و مادر به رغم تجربه طولانی و منطقی ای که دارند، آیا می توانند در این گونه انتخاب ها آینده پیچیده و بسته ازدواج فرزندشان را تضمین کنند؟ و اگر فرزندان به روش آنان پیش روند تا چه میزان خطر طلاق را می توان کاهش داد؟ پس همیشه به خانواده باید به صورت مشاوران دلسوزی نگاه کرد که تجربیات، امکانات فکری و مالی خود را رایگان در اختیار جوانان قرار می دهند و مانند سایر مشاورین می توان نظرات آنها را شنید و تصمیم گرفت که آیا به دستورالعمل آنان رفتار کنیم یا خیر؟

ازدواج موفق
  • ۲۵ خرداد ۱۳۹۷
مطالب مشابه
۰ دیدگاه
دیدگاه ها
×