غزل شماره ۴۴۱: چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی

غزل شماره ۴۴۱: چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی

چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی

که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی

بگفتمی که چه ارزد نسیم طره دوست

گرم به هر سر مویی هزار جان بودی

برات خوشدلی ما چه کم شدی یا رب

گرش نشان امان از بد زمان بودی

گرم زمانه سرافراز داشتی و عزیز

سریر عزتم آن خاک آستان بودی

ز پرده کاش برون آمدی چو قطره اشک

که بر دو دیده ما حکم او روان بودی

اگر نه دایره عشق راه بربستی

چو نقطه حافظ سرگشته در میان بودی

صوتی

معنی و تفسیر فال

معنی

۱- چه میشد اگر آن یار ماهر و با ما مهربان بود که اگر او چنین بود، حال ما اینگونه نبود. 

۲- اگر در هر سر مریم، هزار جان وجود داشت آنگاه می گفتم که نسیمی از گیسوی یار چه ارزشی دارد. 

٣- پروردگارا اگر برات شادمانی ما، نشان ایمنی از آسیب روزگار را داشت، چه چیزی از دستگاه آفرینش کم میشد؟ 

۴- اگر روزگار مرا محترم و عزیز می داشت، تختگاه ارجمندی و عزت من خاک آستانه بار بود. 

۵- ای کاش همچون قطره اشک، از پرده بیرون می آمد تا فرمانش را بر دو چشم خود می نهادم و حکمش را جاری می کردم. 

۶- اگر عشق همچون دایره ای، از هر سو راهمان را نمی بست، حافظ سرگشته مانند نقطه ای در حلقه محبت قرار نمی گرفت.
 

تفسیر اول فال

چشم خود را باز کن و پیرامونت را آنچنان که هست ببین. یا اگرها، ای کاش ها و خیالبافی ها نمی توان زندگی کرد. سرگردانی و سرگشتگی تو علتی جز خیالبافی و واقعت گریزی ندارد. به خود بیا و خود را با شرایط فعلی سازگار کن و چاره ای عملی بیندیش که تو را به مقصود و نیتت برساند.

تفسیر دوم فال

چشم انتظار دیدن یار هستید و این انتظار شما را بی قرار و ناراحت کرده است. نگرانی به دل راه ندهید و از یاس و ناامیدی برحذر باشید که به زودی با تلاش و پشتکار به مراد دل خواهید رسید.

صبور و شکیبا باشید تا خداوند لطف و رحمتش را شامل حال شما کرده و به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید.

 

فال حافظ جدید

  • ۲ تیر ۱۳۹۷
۰ دیدگاه
دیدگاه ها
×