فال حافظ با تعبیر و تفسیر کامل غزل

فال حافظ با معنی، تعبیر و تفسیر کامل غزل


فال حافظ با معنی، تعبیر و تفسیر کامل غزل

مشاهده فال

فال حافظ

« خواجه شمس الدّین محمّد حافظ شیرازی »، شاعر قرن هشتم هجری، بلندآوازه ترین شاعر ایران است. اگرچه در عرصه ی جهانی به اندازه ی خیّام مشهور نشده است، ولی در وطن خویش، نامدارتر از "مولوی"، "سعدی"، "خیام"،"عطّار"، "نظامی" و دیگر شاعران پرآوازه ی ایران است. بیش از هر شاعر دیگری دیوانش تصحیح و چاپ شده است و هر کسی از ظنّ خود، یار او گردیده است.
"حافظ" شاعری است که هر کسی در حدّ تورّق هم اگر شده است، از او چند غزلی خوانده است. اگر هم این کار را نکرده باشد، در حدّ بیت هم که شده است، از دیوان او فال گرفته است یا فال او را از دهان پرنده ای ستانده است یا از دست کودکی معصوم در چهارراهی. چهارراهی که می تواند همان چهارراه حوادث باشد و آدمی می کوشد در آن لحظات از نَفَس حقّ کسی مَدَدی بگیرد و چه کسی بهتر از "حافظ".
 "حافظ" را همگان از فقیه گرفته تا رِندخراباتی دوست دارند و هر کسی شراب شعر او را آن طوری که دوست دارد معنا می کند، چون حافظ با این که از همگان بلندآوازه تر است، با این حال کم تر درباره ی او می دانیم و زندگی و افکارش را فقط در آینه ی آثارش می توان دید. رازآمیز بودن زندگی او و همچنین چندمعنایی شعرش، باعث شده است اقبال زیادی به فال او به وجود بیاید. "حافظ" می تواند حافظ اسرار ما هم باشد و رازهای مان را با کسی درمیان نگذارد. می تواند بدون این که ما را بشناسد به ما مشورت بدهد و چه بهتر از این که برای مشورت به سراغ کسی برویم که رازدار است و بدون منّت به ما مشورت می دهد و برای هیچ چیز هم سرزنش مان نمی کند.

​​​​​​​ چه خوب است که مَحرمی چنین داریم که دیوانش را کنار کتاب آسمانی مان گذاشته ایم و هروقت دل مان می گیرد، یا بر سردوراهی مانده ایم از او مدد می جوییم. گاه بدون این که بر سر دوراهی مانده باشیم، دوست داریم به دیوان او تفألی بزنیم و از آینده خبری از او بگیریم. این کار را معمولاً بر سر سفره ی هفت سین انجام می دهیم یا بر کرسی شب یلدا. این رسم از قدیم در خانواده های ایرانی مرسوم بوده است و اگرچه کرسی را جمع کرده ایم، ولی همچنان دیوان حافظ در برابر ما گشوده است.

معنی فال

فال در لغت به معنای طالع، بخت و نیز پیشگویی و عاقبت بینی است. کلمه ای عربی است و در فارسی یعنی شگون، هم در معنای خوب و هم در معنای بد. فال گرفتن یعنی اطلاعات از ناشناخته ها؛ و در عربی به فال خوب زدن، «تفأل» و به فال بد زدن «طیره» می گویند. در فارسی، فال خوب زدن را «مروا» و فال بد زدن را «مرغوا» گویند که از دو کلمه «مرغ» و «آوا» تشکیل شده است. ایرانیان با آواز و جهت حرکت پرندگان فال می زده اند؛ مثلاً با دیدن عقاب به عقوبت و هدهد به هدایت پی می برده اند.

چرا به حافظ شیرازی لسان الغیب می گویند؟

دکتر محمد خالصی استاد گروه فلسفه دانشگاه شیراز در این رابطه می گوید : شعر حافظ می‎آید و همطراز متون مقدس قرار می‎گیرد با آن مردم تفأل می‎گیرند و به همین دلیل است که اگر رگه‎های پرمایه معنویت در اشعار خواجه نبود این امکان پیش نمی‎آمد که مردم از همان ابتدا یعنی ابتدای فوت وارد این عرصه شوند. از سوی دیگر حدودا اولین لقبی که خواجه گرفته درسال 840 هجری 48 سال بعد از مرگش لسان الغیب است یعنی زبانی در غیب؛ در مقابل شهود در مقابل مادیات عالم معنویات مطرح است.

یکی دیگر از دلایل اشتهار او به لسان الغیبی فالهای مناسب و پاسخهای رندانه خواجه است که عموما برای آگهی از عاقبت کار یا تسلی خاطر و یا رسیدن به آرزوهای پنهانی از دیوان وی فال می گرفته اند و به فراخور فهم و درک به معنی یا پاسخی مناسب می رسیده اند. تاثیر عمیق حافظ بر قلوب ایرانیان که به صورت تفال از دیوان لسان الغیب متجلی شده رازی است که تنها با بررسی پیوند لفظ و معنی میسر نیست، بلکه می توان گفت در شعر حافظ خصوصیتی است که توانسته است «احساس مبهمی از یک سعادت و امید و انتظار و شهود مجهول را در ما برانگیزد».

دولتشاه سمرقندی نیز صد سال پس از وفات حافظ او را بدین سان معرفی می کند: «ذکر محرم راز حضرت بی نیاز، خواجه شیراز… سخن او از مشرب فقر چاشنی دارد و اکابر او را لسان الغیب نام کرده اند.

پس از وفات حافظ، اهل ذوق و عرفان وی را به القاب ذیل خوانده و ستوده اند: بلبل شیراز، لسان الغیب ، خواجهٔ عرفان ، خواجهٔ شیراز، ترجمان الحقیقه، کاشف الحقایق ، ترجمان الاسرار، مجذوب سالک ، ترجمان اللسان ، و غیره .

برخی حافظ را «لسان‌الغیب» می‌گویند یعنی کسی که از غیب سخن می‌گوید ولی بر اساس بیتی از شعر حافظ  خود وی معتقد است که هیچ‌کس زبان غیب نیست:

ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان

کدام محرم دل ره در این حرم دارد

روایت دروغین دفن و لسان الغیب شدن حافظ

اما در روایتی که به وفور در فضای مجازی دیده می شود و حتی برخی از اصحاب هنر همچون پرویز پرستویی نیز به این روایت اشاره می کند ماجرای خاکسپاری حضرت حافظ است. در این روایت آمده است :

ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ حافظ :بسیار جالبه –  ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ از دنیا می رود ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺎﺯار ﺑﻪ ﻓﺘﻮﺍﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻣﯿ ﺮﯾﺰﻧﺪ ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻓﻦ ﺟﺴﺪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺭ ﻣﺼﻼﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧد. به اﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﺍﺏ ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺑﯽ ﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺷﻮﺩ .ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺮمی ﺨﯿﺰﻧﺪ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﮕﻮ ﻣﮕﻮﯼ ﻭ ﺟﺮ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺯﯾﺎﺩ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ می ﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺎﻝ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ .ﮐﺘﺎﺏ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﺩﮐﯽ می ﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ می کند ﻭ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ می ﺸﻮﺩ :

عیب ﺭﻧﺪﺍﻥ ﻣﮑﻦ ﺍﯼ ﺯﺍﻫﺪ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺳﺮﺷﺖ

ﮐﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﮔﺮﺍﻥ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﻮﺷﺖ

ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﮑﻢ ﻭ ﮔﺮ ﺑﺪ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺵ

ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﺩِﺭﻭَﺩ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﻪ ﮐﺸﺖ

ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﻃﺎﻟﺐ ﯾﺎﺭﻧﺪ ﭼﻪ ﻫﺸﯿﺎﺭ ﻭ ﭼﻪ ﻣﺴﺖ

ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﭼﻪ ﮐﻨﺸﺖ

ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺣﯿﺮﺕ ﺯﺩﻩ می ﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﯾﺮ ﻣﯽ ﺍﻓﮑﻨﻨﺪ . ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﻓﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﯽ ﭘﺬﯾﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ  ﺣﺎﻓﻆ ” ﻟﺴﺎﻥ ﺍﻟﻐﯿﺐ ” ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪ.

اما این روایت یک دروغ تاریخی است که به نام ادوارد براون ذکر می شود

۱-  این روایت از خاکسپاری حافظ که متاسفانه به وفور در در فضاهای مجازی تکرار و منتشر شده است، یک دروغ تاریخی تحریف شده می باشد.

۲- اصل «داستان خاکسپاری حافظ » که از قول ادوارد براون نقل شده است، از طریق لینک زیر قابل دسترسی می باشد.

دانلود کتاب تاریخ ادبیات ایران نوشته ادوارد براون

این روایت، محتوایی بسیار متفاوت با داستان ذکر شده در متن شایعه دارد که بعنوان مثال از میان آنها به ۳ اختلاف اشاره می کنیم:

* در داستان تحریف شده،‌ حافظ را به دروغ بی دین و شراب خوار معرفی کرده اند.

* همچنین در داستان تحریف شده، تقابل و جدال بین مردم عادی با اندیشمندان و فرهیخته گان، ساخته و پرداخته ذهن شایعه پرداز بوده است.

* از دیگر تحریفات صورت گرفته، حذف ابیات نقل شده در روایت براون و جایگزین کردن هدفمندِ سه بیت دیگر به منظور و قصد شبه افکنی در شخصیت خواجه شیراز می باشد.

۳- لازم به ذکر است که حتی داستان نقل شده توسط ادوارد براون نیز به مقصود بیان حقیقتی تاریخی نبوده است و هیچ منبع و مرجع تاریخی برای اثبات آن وجود ندارد. نقل این روایت توسط براون به این دلیل بوده که وی قصد داشته تا به نوعی تمایل ایرانیان به فال حافظ را به نمایش گذارد.

شرایط گرفتن فال

ایرانیان معمولاً در جشنها، شادیها، اعیاد و مناسبتهای خاص و یا برای نیتهای خاص و گرفتاری های شخصی به دیوان خواجه تفأل می زنند.

نحوه آن نیز معمولاً با وضو و قرائت حمد و سوره و گرفتن دیوان در دست چپ و با حضور قلب، توسط دست راست باز می شود و اولین غزلی که از سمت راست صفحه می آید، البته از ابتدای غزل، مورد لحاظ قرار می گیرد. اولین بیت غزل بعد نیز شاهد یا تأئید کننده تفأل است. البته ناگفته نماند که روشهای متعدد دیگری برای اینکار وجود دارد که هر کس براساس اعتقادات قلبی خویش عمل می کند و هیچ روش مدونی ندارد.

درخصوص تفسیر نیز به حالات و وضعیت روحی- روانی، احساسی، عاطفی و باورهای صاحب فال بستگی دارد و به یقین هرگز نمی توان حکمی کلی صادر کرد؛ چرا که همان طور که گفتیم، کلام حافظ چند وجهی است. فال حافظ هیچ رابطه ریاضی ندارد، بلکه سر و کارش با دلهای مشتاق، مؤمن و روحانی مردم و خمیر مایه اش روح پاک و ملکوتی حافظ است و آن را نمی توان نوعی طالع بینی دانست.

بعضی با استناد به مسائل علمی، فال را رد می کنند.

گرفتن فال حافظ

برای گرفتن فال حافظ مراحل زیر را انجام دهید:

۱- نیت کنید. در دل خود نیت خود را مرور کنید و دقیق به آن بیاندیشید.

۲- حافظ را به عزیزترین کسانش قسم دهید. یعنی خدا و (شاخ نبات) همسر حافظ. این قسم را به این شکل ادا کنید :

ای حافظ شیرازی
تو مَحرم هر رازی
تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می دهم
که هرچه صلاح و مصلحت می بینی
برایم آشکار و آرزوی مرا برآورده سازی.

یا می گوییم:

ای حافظ شیرازی
تو مَحرم هر رازی
ما طالب یک فالیم
بر ما بنما رازی.

یا می گوییم:

ای حافظ شیرازی
 بر من نظر اندازی
من طالب یک رازم
تو کاشف هر فالی
به شاخه نباتت قسم می‌دهم
و به قرآنی که در سینه داری
این فال مرا بگشای.

۳- برای شادی روح حافظ فاتحی بخوانید.

۴- روی دکمه زیر کلیک کنید تا فال خود را ببینید.

فال روزانه حافظ

صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد

بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد

بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه

زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد

ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان

دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد

این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت

و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد

ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم

زآنچ آستین کوته و دست دراز کرد

صنعت مکن که هر که محبت نه راست باخت

عشقش به روی دل در معنی فراز کرد

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید

شرمنده ره روی که عمل بر مجاز کرد

ای کبک خوش خرام کجا می‌روی بایست

غره مشو که گربه زاهد نماز کرد

حافظ مکن ملامت رندان که در ازل

ما را خدا ز زهد ریا بی‌نیاز کرد

برای مشاهده تفسیر کامل غزل شماره ۱۳۳: صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد کلیک کنید.

  • ۲ تیر ۱۳۹۷
۲ دیدگاه
دیدگاه ها
  1. علی ۲۱ دی ۱۳۹۷

    بسیار تفسیر دیوان حفظ زیباست.

  2. امیراحمد معدلی ۱۰ فروردین ۱۳۹۸

    سلام بخش فال حافظ،خوب نوشته شده همراه با معانی و تفسیر ارزنده ولی قسمت فال گیری مجدد و جستجو برای فال خاص زیاد جالب نیست ممنون

×