«وقتی شما اون پایین قهوه دم کردین، دیگه يه مرد واقعا به چه چیزی نیاز داره؟ فقط سیگار و یه فنجون قهوه .»

در آمریکا بیست و نهم سپتامبر را به عنوان روز قهوه جشن می گیرند؛ نوشیدنی ای که بسیاری از ما معتقدیم بدون آن، ادامه ی زندگی میسر نیست. در بزرگداشت این روز بزرگ، سراغ فیلم هایی رفتیم که در آن ها، لذت بردن از قهوه صحنه هایی از فیلم را شکل می دهد؛ دم کردن، سرو، مزه، بو و نوشیدن قهوه. شاید به یاد داشته باشید که قهرمان فیلم وسترن «جانی گیتار» در صحنه ای می گوید: «وقتی شما اون پایین قهوه دم کردین، دیگه يه مرد واقعا به چه چیزی نیاز داره؟ فقط سیگار و یه فنجون قهوه .» زمانی که اودری هیپورن، در یکی از صحنه های فیلم «صبحانه در تیفانی» به ما زل زده و جرعه جرعه قهوه اش را از لیوان کاغذی می نوشد را به یاد دارید؟ یا صحنه ای از فیلم «دو یا سه چیزی که درباره ی او می دانم» که ژان لوک گدار با نشان دادن نمایی نزدیک از چرخش و حرکت قهوه در یک فنجان، صبرو اشتیاق ما را امتحان می کند؟ این فیلم های کلاسیک هرگز فراموش نخواهند شد، اما اجازه دهید ببینیم که قهوه چه نقش آفرینی های دیگری در آثار سینمایی معاصر داشته است. در برخی از صحنه های فیلم هایی که انتخاب کرده ایم، قهوه موضوعی مربوط به مکالمه است؛ نشان دهنده ی عشق فناناپذير نسبت به قهوه، یا خلق فلسفه ای  درباره ی مراسم نوشیدن آن. در برخی دیگر، قهوه صحنه را به وجود می آورد؛ بیشتر صحنه هایی که در کافه اتفاق می افتند. اما نقش مهم دیگری هم هست، که به عنوان عنصری اصلی در خط داستانی فیلم به کار گرفته می شود؛ لحظه ای که در یک گفت وگو، قوی ترین ارتباط را بین دونفربرقرار می کند و خود را به عنون جزئی تفکیک ناپذير و ضروری به ما می نمایاند. جزئی که اگر حذف شود، خلأ بزرگی در سیر داستان به وجود می آید.

فیلم قهوه و سیگار، اپیزود از ملاقات شما در عجبم

فیلم کوتاه «از ملاقات شما در عجبم» ساخته ی «جیم جارموش» که در سال ۲۰۰۳، اپیزود نخست فیلم بلند «قهوه و سیگار» شد، مثال کاملی از این حقیقت است، که نوشیدن قهوه ، چطور ساده اما عمیق می تواند دو نفر کاملا غریبه را با هم آشنا کند. روبرتو بنینی و استیون رایت، به شکلی اتفاقی کنار یکدیگر می نشینند و وارد مکالمه ی عجیب و غریبی می شوند. در طول لحظاتی که با آنها هستیم، کم کم ما را به این باور می رسانند، که قهوه روی هردوی آنها تأثیر داشته است. در این فیلم حرافی های بداهه ی بازیگران در مورد عادات قهوه نوشیدن، صحنه هایی فراموش نشدنی را به وجود می آوردند. مثلا  رایت می گوید: «من قبل از خواب خیلی قهوه می خورم چون بعدش میتونم سریع تر خواب ببینم» و قبل از آن درباره ی این نظریه حرف می زنند که «میشه چوب بستنی رو تو قهوه بذاریم و بعد منجمدش کنیم، این جوری قهوه یخی درست می شه. چرا تا حالا بهش فکر نکردیم؟ »

فیلم قهوه و سیگار

فیلم قهوه و سیگار، اپیزود عموزاده ها

بله، دوباره همین فیلم ! نتوانستیم در برابر یک صحنه ی مبتکرانه ی دیگر آن مقاومت کنیم. در عموزاده ها، کیت بلانشت دو نقش بازی می کند: اولى خودش، یک بازیگر موفق اما پرتضاد و دومی دخترعموی هیپی اش که به موفقیت اولى حسادت می کند. شخصیت این دو از ابتدا اساسا متفاوت است و تا قبل از نشستن در لابی هتل و قهوه نوشیدن و شروع صحبت، می فهمیم که چقدر از هم دور بوده اند و اصلا با هم حرف نمی زده اند. تنها چیزی که بین آن ها مشترک باقی مانده، این است که هر دو اسپرسو سفارش می دهند. وقتی سر هر صحبتی باز می شود، آن ها برای فرار از خنده های دروغین، یک جرعه قهوه می نوشند، تا دوباره به تعادل برسند و به مسیر قبلی صحبت بازگردند. قهوه برای به هم رساندن و نزدیک تر کردن آنها، حتا برای همین زمان کوتاه مؤثر می شود.

فیلم قهوه و سیگار

بیشتر بخوانید

  • ۲۶ تیر ۱۳۹۷
  • ۰
  • 88 کاربر | امتیاز: 5 از 5
کل نظرات (۰)