متن کپشن های خاص جدید و احساسی اینستاگرام و واتس آپ

متن کپشن های خاص جدید و احساسی اینستاگرام و واتس آپ

متن کپشن های خاص جدید و احساسی اینستاگرام و واتس آپ

متن کپشن های خاص جدید و احساسی اینستاگرام و واتس آپ

متن کپشن های خاص جدید و احساسی اینستاگرام و واتس آپ

متن کپشن های خاص جدید و احساسی اینستاگرام و واتس آپ

متن های خاصی که زیر پست های اینستاگرام گذاشته می شود را کپشن گویند که بیانی احساسی برای عکس مورد نظر است. در ادامه با طومار همراه باشید تا تعدادی متن زیبا را با شما به اشتراک بگذاریم.

دیگر باید بروم
به جایی خارج از این خاک..
آنقدر دور شوم
آنقدر در بی نهایت غرق شوم
که یا راه برگشت را گم کنم
یا زمانی بازگردم
که از انسان، از تقابل انسان ها
و از گلوله های بی شمار،
چیزی باقی نمانده باشد.
آنوقت می آیم که
در چشم های هیچ حیوانی
ترس،پرسه نزند،
و هیچ درختی، قربانیِ سنگ و آهن نشود.

کپشن عاشقانه اینستا

گاهی
لحظه هايم از تو لبريز مي شود
از احساسم سر می روی
و فضای خانه ام 
پر می شود از دلتنگی
پشت كدام پنجره بايستم
كه تو را انتظار نكشد؟
و زير سقف كدام آسمان 
نفس بكشم
كه عطر تو گيجم نكند؟
دلتنگم 
و هيچ چيز جزتو
حال مرا خوب نخواهد كرد.... 

متن عاشقانه

در رستاخیزِ زمستانیِ نگاهت
سرما آنچنان ریشه دوانده
که بر 
تار و پودِ ارغوانی گونه هایم
غبار اندوه نشسته 
و گل واژه های مهر 
در شریانهای احساس
قندیل بسته اند ،
آه از دستانِ لرزان سرنوشت و
مرگ رویاهایی بی سرانجام 
در کالبدِ نیمه جان ثانیه ها...

***

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون می‌گشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود

متن عاشقانه

زن ها 
گاهي
عاشقانه هايشان را
دم مي كنند
و مي شود
همان چاي خوشرنگ
با عطر هل و دارچين
كه كنارِ حبه قندي از عشق
چقدر مي چسبد

گاهي
دلدادگي هايشان را
هر شب
همراه با عطر مريم
در خانه مي پاشند
و هر صبح
با تك بوسه اي
دلت را نشانه مي روند

زن ها
گاهي
دوستت دارم هايشان را
زير باران
با تو
بي چتر
قدم مي زنند

و گاهي ناگهان 
سكوت مي كنند
و تو بايد آنقدر مرد باشي
كه سكوت را در عمق چشمانشان
معنا كني...

***

آینه 
زن ها را خوب می فهمد
تمام غربت شان را 
پشت رژ قرمز 
خط چشم نازک
و لاک های رنگارنگشان 
پنهان می کنند 
هرصبح 
نقاب بی تفاوتی می زنند 
به روی دلی که 
آشوب و در هم است 
و لبخند 
مهمان ناخوانده ی 
بی قراری هرروز آن هاست

عکس هنری برای اینستاگرام

پيله كرده ام به خيالت
مگر نه اينكه
هر چه را فكر كنی 
جذب می كنی!
می دانم
جذب می كنم تو را روزی
و در دشت گل پونه های آغوشت 
پروانه می شوم

***

یک صبح بخیر که شاید عاشقانه هم نباشد
یک سلام به روزی که مثل بقیه روزهاست
یک قرار ملاقات معمولی در یک کافه معمولی تر
یک لبخند شاید هم پوزخندی به همه معمولی های دور و بر
یک بازگشت تنهایی به خانه ای خالی
و یک شب بدون بوسه و آغوش،
تازه فهمیده ام می تواند بهترین اتفاق ممکن باشد
تا بودن با کسی که اسم تنهایی را از ظاهر زندگی ات خط بزند 
اما بودنش سوهان روحت باشد

عکس های عاشقانه

ابتدا فكر ميكردم
شايد يک اتفاق ساده باشد،
تا اينكه بعد از او
هيچ اتفاق ديگری در من رخ نداد.

***

نمی توانم نامت را در دهانم
و تو را در درونم پنهان کنم .
گل با بوی خود چه می کند؟
گندمزار با خوشه اش؟
طاووس با دمش؟
چراغ با روغنش؟
با تو سر به کجا بگذارم؟
کجا پنهانت کنم؟

متن اینستاگرام

وقتی مردم، تو را در حرکات دستهايم،
موسيقی صدايم وتوازن گام هايم می بينند..

***

اگر مُرده‌ای، بیا و مرا بــبَر.
و اگر زنده‌ای هنوز...
لااقل،
خطی، خبری، خوابی، خیالی٬
بی انصاف...! 

***

میشود گاهی درونت لب به لب درگیر باشد
میشود احساس گنگی در دلت پاگیر باشد
جان به یک لحظه به یک ایده نگاهی بکند
ناگهان او با نگاهش در دلت جاگیر باشد
زندگی با خود،تو را در بند نان گیرد
باز اما قلب تو از شش طرف پیگیر باشد
با نگاهی بی اثر از حال تو،تنها امیدت 
بسته به این شایعه که درد جان،واگیر باشد 
شب شبیه یک خوره جان تو را سر میکشد
درد اما می کند این ادعا،شبگیر باشد
حس من،حس زنی دارای مهمانی غریب
آنچه خورده بر ته دیگِ غذا کفگیر باشد
حس من،حس کمانداری که با یک تیر خطا
پشت سرباز خودی خوابیده،غافلگیر باشد
حس من،حس معلم بی جوابِ یک سوال
دانش آموزِ زرنگش دائما پیگیر باشد
آه از دست زمان و این سوالِ بی جواب
آهِ دلگیر است،مراقب باش!دامنگیر باشد

متن احساسی

از صبح‌های دور از تو نگویم،
که مانند است به شب! 
که مانند است به اوجِ چله‌ی زمستان!
ابدی جان...
هر شب،
غمت در دل است و عشقت در سر
و هر صبح،
عشقت در دل و خاطره‌ات در سر!
طلوع کن صبحم را،
که عمریست بی خورشید
روزهایم شب میشود
و بی مهتاب،
شب‌هایم روز...

***

دلم باران...
دلم دریا...
دلم لبخند ماهی ها...
دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور...
دلم بوی خوش بابونه می خواهد...
دلم یک باغ پر نارنج...
دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِصبح شالیزار...
دلم صبحی...
سلامی...
بوسه ای...
عشقی...
نسیمی...
عطر لبخندی...
نوای دلکش تار و کمانچه...
از مسیری دورتر حتی...
دلم شعری سراسر دوستت دارم...
دلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می خواهد...
دلم مهتاب می خواهد که جانم را بپوشاند...
دلم آوازهای سرخوش مستانه می خواهد...
دلم تغییر می خواهد... دلم تغییر می خواهد...

متن عاشقانه

كدام زيبايي؟ كدام ثروت؟!
خبري از لباس هاي آنچناني آغشته به عطر تلخ نبود!
او را تنها به خاطر خودش دوست داشتم..
من براي خستگي هايش جانم را كنار گذاشته بودم...
باور كنيد دوست داشتن كسي دليل نمي خواهد
به خودت مي آيي
ميبيني يك او هست و يك همه چيز!
زماني ميرسد كه هربار چشم هاي بسته ات را باز مي كني
ميبيني او را بيشتر از قبل عاشق شده اي!

***

مرد مغرور قصه هاي من
از كنار عاشقانه هايم بي تفاوت نگذر
من تمام شب را 
با خيال عشق تو 
شعر مي كنم
و با يك نگاهت 
تاقله ي قاف آرزوها
پر مي كشم
با لبخندت 
پري هاي كوچك عشق
باله مي رقصند
و با بغضت
دلم چون اناري
مي تركد

مرد مغرور من
عشق را 
در پُك هاي سيگارت دود نكن
و از 
بيقراري هاي هر شبت
غصه نساز
رها شو
و دوست داشتن را فرياد بزن

محبوب من 
آغوشم 
بستر گرمي ست
براي سرد كامي هاي روزگارت
تو تنها يك قدم بردار
من قول مي دهم 
كه شانه هايم 
مأمن دل خستگي هاي تو باشد...
 

نویسنده: پریسا سعیدی

  • ۲۵ تیر ۱۳۹۸
مطالب مشابه

کانال تلگرامی طومار

۰ دیدگاه
دیدگاه ها
×