گفت و گویی خواندنی با نویسنده کتاب بوی نم تازه باران

گفت و گویی خواندنی با نویسنده کتاب بوی نم تازه باران

ما اغلب، همان مولکول های آشنا را در جاهایی که انتظارش را نداریم، دوباره استشمام می کنیم

چمن های تازه هرس شده، چوب سوخته، نسیم ساحل دریا و... توان اسرارآمیزی در برانگیختن احساسات و خاطرات ما دارد. در این گفت و گو ما درباره ی علم و روان شناسي بوها با بارنی شا barney shaw ، نویسنده ی کتاب «بوی نم تازه باران» صحبت می کنیم .

وقتی بویی به مشام ما می خورد، در واقع چه چیزی را استشمام می کنیم؟
مولکول های سبک و آلی را که از آن ماده پراکنده می شوند. اما همیشه مجموعه ای از آن ها را استشمام می کنیم و نه یک واحد مستقل مولکولی را. وقتی شما یک فنجان قهوه را بو می کنید، در واقع چیزی در حدود هشتصد مولکول به بینی تان وارد می شود که از بین آنها، نزدیک به سی مولکول ، نقش اصلی ایجاد بو را دارند.
ما اغلب، همان مولکول های آشنا را در جاهایی که انتظارش را نداریم، دوباره استشمام می کنیم. مثلا مولکولی در قهوه هست که در نان تازه، خیار و پوست بدن سالخوردگان هم پیدا می شود.

این مولکول ها چطور به بو تبديل می شوند؟
این مولکول ها توسط میلیون ها گیرنده ی عصبی در بین انسان شناسایی می شوند. تئوری های متعددی وجود دارد که دقیقا چطور این گیرنده ها، مولکول های بو را تشخیص می دهند و به مغز پیام می فرستند؛ شاید آن ها اندازه، حجم یا حتا ارتعاشات مولکول ها را شناسایی می کنند، اما به هرحال پیام ها به بخش بویایی مغز می رسند که دقیقا پشت ابروها قرار دارد. آن جا اطلاعات پراکنده ای که گیرنده های عصبی فراهم آورده اند، به هم می پیوندند و تبدیل به یک داده ی واحد می شوند، که بقیه ی بخش های مغز، به خصوص قشر گلابی شکل مغز، آن را به بویی که برایتان آشناست تفسیر می کند.

چرا بوها چنین قدرت خاصی در برانگیختن خاطرات دارند؟
پیاز بویایی در مغز به دو قسمت بسیار مهم دیگر، یعنی اسبک یا هیپوکامپوس، که در واقع عهده دار حافظه ی طولانی مدت است و به بادامه یا هسته ی آمیگدال که نقش مهمی در درک احساسات دارد نزدیک است.
ارتباط نزدیک این نواحی در مغز، شاید توضیحی باشد برای چگونگي طبيعت و مکانیزم بویایی و احساس کردن آن. بویایی و نزدیکي ناحیه ی آن در مغزبه بخش مرکزی - برخلاف بقیه ی حس ها که از طریق راه طولانی تری به نام تالاموس به بخش مرکزی مغز متصل می شوند. توضیحی ساده در این مورد است. وقتی از مردم بپرسید «بوی مورد علاقه تان چیست؟» بی درنگ به یادشان می آید و دلیل آن ارتباط و اتصال آن بوها به خاطرات گذشته و کودکی است. از طرف دیگر به فرهنگ هم مربوط است. آلمانی ها بوی مارزیپان (شیرینی ای از خمیر بادام و شکر و عصاره ي الكل بادام) را تشخیص می دهند، اما ژاپنی ها بوی آن را شبیه به خاک اره احساس می کنند. اگر از یک اتیوپیایی بپرسید بوهای مورد علاقه اش چیست، احتمالا کود یا پهن گاو یکی از آنهاست و یکی از بوهای جذاب برای مردم قبیله ی دوگون مالی، بوی پیاز است.
در عین حال بوهای نامطبوعی هم وجود دارد که به نظر می رسد از آنها هم خوش مان می آید، چون آن ها را با مزه ی خوب شان به یاد می آوریم، مثل بوی پنیر کپک زده یا بلوچیز و امثالش. اگر یک تکه پنیر کمبر را جلوی بیني یک کودک بگیریم، بینی اش را جمع می کند و آن را کنار می زند. این که بعدها از این بو خوشش خواهد آمد، به تدریج در حافظه اش شکل می گیرد.

کتاب بوی خوش باران

درباره ی ارتباط بین بو و خلق وخوی ما در این کتاب صحبت کرده اید...
ارتباط بین احساس ها و بوها دوطرفه است. اگر شما چیز بدبویی را استشمام کنید، احساس خشم و ناسازگاری پیدا می کنید و اگر به طور طبیعی، آدم ناسازگار و خشمگینی باشید، خیلی بیشتر نسبت به بوهای تند و زننده حساس می شوید. تحقیقات نشان داده که اگر فردی بوی مشکوکی که ماهیت آن را نمی داند استشمام کند، احساش شک در او برانگیخته می شود و در عین حال افرادی هم که ذاتا مشکوک هستند، خیلی بیشتر به بوهای نامشخص مشکوک می شوند. این ارتباط احتمالا به گذشته ی خیلی دور و دوران تکامل ما بر می گردد؛ زمانی که بوهای مشکوک و ناشناس، زنگ خطری برای انسان به شمار می آمدند و نشان دهنده ی فساد، خراب شدن یا غیرقابل استفاده بودن غذا یا چیزی دیگر بودند.

این که بتوانیم با بوهای خوش، مشام خود را پر کنیم، آیا در نگرش ما به دنیای اطراف مان تأثیری می گذارد؟
این که بتوانیم طیف وسیعی از بوها را شناسایی کنیم، مسلما به دنیای ما ابعاد وسیع تری می بخشد. من پسری نابینا دارم. بدیهی ست که نحوه ی ارتباط او با دنیا، با کسی که همه ی حس های اولیه را داراست، تفاوت دارد ومثل هم نیست. او گاهی از من می پرسد: «ساعت ۳ نیمه شب چه بویی می دهد؟» نگارش این کتاب به من کمک کرد که بتوانم معني آن چه استشمام می کنم را به رشته ی تحریر درآورم و به كلمات تبدیل کنم. همچنین به من یاد داد کسانی که بیشتر از دیگران به حس بویایی خود متکی هستند تا حس های دیگر، واکنش های احساسی تری به محیط اطراف خود نشان می دهند و همچنین احساس ترس، تنفر و لذت را بیشتر از بقیه ی افراد دارند.

بوی مورد علاقه خودتان چیست؟
بیکن سرخ شده. اما دومین بوی مورد علاقه ام، که خیلی هم طبیعی نیست، بوی قیر تازه ای ست که روی جاده ها برای آسفالت می کشند؛ بویی تند و غلیظ است، از ترکیب سه بوی دیگر یعنی شکلات، تخم مرغ فاسد و نفت. البته کمی هم بوی سولفور می دهد، که روی هم رفته آن را هیجان انگیزتر می کند!
 

  • ۲۱ تیر ۱۳۹۷
مطالب مشابه
۰ دیدگاه
دیدگاه ها
×