اسب هاىِ سفيد وسط حوض، تصوير فوزيه در آب نما و فضاى سبز، مناره هاى فلزى و نخل براى شبيه سازى كربلا، به شهرى با ميدان هاىِ تاريخ مصرف دار، بى هويت و بى رحم نزديك مى شويد، تصویری ناياب از آخرين روزهاىِ تردد "اتوبوس برقى" دور ميدان امام حسين ش

اسب هاىِ سفيد وسط حوض، تصوير فوزيه در آب نما و فضاى سبز، مناره هاى فلزى و نخل براى شبيه سازى كربلا، به شهرى با ميدان هاىِ تاريخ مصرف دار، بى هويت و بى رحم نزديك مى شويد، تصاويرى ناياب از آخرين روزهاىِ تردد "اتوبوس برقى" دور ميدان امام حسين و ابتداىِ خيابانِ هفده شهريور در شهر تهران در اواخرِ دهه هشتادِ خورشيدى را می بینید.

ميدان هاىِ تهران ديگر دارند از اصل و نسبِ خودشان دور مى شوند، هويت و اصالتى در ساخت و سازها و طرح هاىِ زيباسازى و عمرانى وجود ندارد، ميدان فوزيه يا امام حسين در هر دهه اى تصوير و اسم هاىِ متفاوتى داشته است، از ميدان سه يابو، تا فوزيه و بعدها هم امام حسين، با آب نما و مجسمه هاىِ اسب در دهه چهل تا حوض و فضاى سبز و سينما در دهه پنجاه، و حضور اتوبوس برقى ها از دهه هشتاد شروع شد و تا اوايل دهه نود ادامه داشت.

اتوبوس برقی ها يا همان "ترولى باس" ها روزگارى بخش جدايى ناپذير از تصوير ميدان فوزيه يا همان "امام حسين" بودند، وسیله حمل و نقلِ عمومی که انرژی مورد نیاز خود را از سیم‌ كشى ها و كابل های حامل جریان الکتریکی بالای سطح خیابان تهیه می‌کردند. دو شاخه سیم در نقش دو قطب لازم بود تا مدار الکتریکی کامل شود و اتوبوس برقى راه بيفتد. مسیر حرکت اين اتوبوس‌ها از قبل تعیین شده بود و نمى توانستند از مسیر مشخص‌شده خارج شوند. گاهى شلوغى و ازدحام خيابان باعث بيرون رفتن اتوبوس از خط بود، سيم هاى رابط از كابل هاى برق جدا مى شدند و اتوبوس خاموش مى شد.

اتوبوس برقی تهران

ايستگاه اتوبوس و صندلى مسافران در كنارِ دكه كوچك بليط فروشى براى من محبوب ترين گوشه ميدان بود، به سينماى تعطيل منتهى اليه شمالى نگاه مى كنم، مغازه هاى لباس سربازى، پوتين و گتر، كلاه شاپو، به بازار شلوغ و مكاره جنوب شرق، به طلافروشى ها و ماهى فروش هاى ابتداى خيابان دماوند، به گنبد فيروزه اى و كاشيكارى مسجد ميدان و خطى هاىِ رسالت، به كله پزى تنگ و تاريك، به دست فروش ها، صداى ممتد جرقه ها، و حركت اتوبوس برقى ها، و نسل هايى كه خاطراتشان را با برق فشار قوى به فراموشى مى سپارند. بوى نان قندى، گيشه سينما مراد و رنگين كمان، گاراژ شهرستانى، بوى اسفند سر صبح، ماهى فروش ها، ظل تابستان داغ و سياه زمستان هايش، فروشگاه قدس، بساط هاى آخر شب، دربست تا سرِ ايران مهر، كهن، سبلان، پل هوايى، صداى پيكور و بولدوزر و تخريب دوباره اين حجم، كربلاى حقيقى در فوزيه با فاز ولتاژ قوى و كجاست يارى دهنده اى كه "نصرتِ محقق فتح الفتوح خاطره هاى اين خاك قلمكار" باشد


بیشتر بخوانید

  • ۲۱ شهریور ۱۳۹۷
  • ۰
  • 72 کاربر | امتیاز: 5 از 5
کل نظرات (۰)