در این مقاله ما ۵ راه برای برطرف کردن نا امنی های تان و بالا بردن اعتماد به نفس تان به شما یاد می دهیم

تشخیص اینکه آیا یک نفر واقعا اعتماد به نفس بالایی دارد یا فقط در پنهان کردن نا امنی هایش مهارت دارد کار راحتی نیست. اغلب افرادی را می بینیم که شگفت انگیز و پر هیاهو هستند ولی در باطن افرادی خجالتی هستند.
در علم روانشناسی اصطلاح عزت نفس برای توصیف یک احساس کلی که شخص نسبت به ارزش درونی خود دارد به کار می رود. عزت نفس می تواند شامل دامنه ای از باور ها مثل عقیده ی فرد راجع به ظاهرش، تفکرات، احساسات و رفتار هایش باشد. هر فرد در خلوت شخصی اش از ذهنش می گذرد که چقدر نسبت به خودش، حرفه اش و ارتباطاتش خودباوری و اعتماد به نفس دارد. وقتی نسبت به توانایی های خود نگاه محدودی دارید این آغاز یک روند فرسایشی بر ذهن تان است.

با گذشت زمان و در حالی که احساسات منفی با احساس منفی همراه شده و به ذهن خودآگاه ما نفوذ می کنند و اوضاع بدتر هم می شود.

سرانجام مغز ما شروع می کند به ربط دادن این احساسات منفی به بقیه قسمت های نامرتبط زندگی مان. پیش از آنکه بفهمیم، این احساس منفی که از یک حادثه نشأت می گیرد به هرآنچه که انجام می دهیم سرایت می کند، چرا که تعیین کردن اینکه ریشه چنین ماجراهای بهم پیوسته ای دقیقا چیست کار دشواری ست.


در اینجا ما ۵ راه برای برطرف کردن نا امنی های تان و بالا بردن اعتماد به نفس تان به شما یاد می دهیم.

 

۱.    دست از مقایسه کردن توانایی های دیگران با ضعف های خودتان بردارید

اغلب زمانی که عزت نفس از ثبات برخوردار نیست، هویتی آسیب پذیر در ما خلق می شود که در هر محیطی و در میان هر جمعی قرار بگیریم بر ما تاثیر می گذارد. با ورود به فضاهای اجتماعی دست به این عادت می زنیم که فکر کنیم چقدر مردم در همه چیز خوب هستند و ما به هیچ دردی نمی خوریم، چقدر آن شخص بهتر از من صحبت می کند، آن یکی با چه اعتماد به نفسی ظاهر می شود، آن راهنما چقدر جذابتر و پر نفوذ تر از من است.
یک مسأله این است که متاسفانه فرقی نمی کند که در چه جمعی قرار داریم، بلکه فقط به دنبال پیدا کردن کاستی هایی در  خودمان هستیم. با گذشت زمان، این روند به تدریج شما را به سمتی می برد که نسبت به نقاط قوت تان بی اعتنا شوید و شما را در یک حالت ذهنی واکنش دهنده قرار می دهد و در نهایت منجر به اضطرابی می شود که مثل آوار بر عملکرد شما فرو می ریزد.
ضروریست که دست به کار شوید و مردم را تحسین کنید، به جای اینکه آن ها را رقیب خود ببینید از حضورشان به عنوان فرصتی برای بالا بردن مهارت های تان استفاده کنید. این رویکرد جدید، رفتار شما را تغییر می دهد، به ذهن تان آرامش می بخشد و کمک می کند که به احساسات تان سر و سامان دهید. ذهن شما بر اثر تکرار شروع به آموختن می کند. پس همین حالا این کار را آغاز کنید و خواهید دید که با گذشت زمان به جزیی از وجودتان تبدیل می شود.


۲.     نا امنی‌ ها را بعنوان ابزاری برای رسیدن به نتیجه به کار بگیرید.

هریک از نا امنی های تان برای شما یک سرنخ هستند. بله آنها خوشایند نیستند ولی نشانه هایی برای ریشه یابی هستند. سعی کنید بفهمید که در چه نقطه ای، افکار، احساسات و رفتار شما تبدیل به سرچشمه ای برای نواحی مختلف زندگی تان شد تا بشود پرده از این موضوع اساسی و مهم برداشت.
من مراجعی داشتم که معتقد بود در محیط کار و در میان همکارانش اعتماد به نفس بالایی دارد ولی در مقوله روابط احساسی احساس نا امنی می کرد. من متوجه شدم چیزی که برای این خانم بیش از همه ارزش داشت و به او احساس خوبی می داد این بود که به رسمیت شناخته شود. اگر بابت کارش او را تحسین می کردند احساس ارزشمندی و قابل تحسین بودن می کرد. خوشبختانه او در محیط کار، عملکرد خوبی داشت و همه تحسینش می کردند. با این حال وقتی که پا به خانه می گذاشت شوهرش هیچ چیزی از محاسن اون به زبان نمی آورد. او همچنان عاشق زنش بود ولی تصور می کرد همین که او این را می داند کافیست.  بنابراین زمانی که همسرش به او گفت که به رسمیت شناخته شدن تا چه اندازه برای او حیاتی ست مرد بلافاصله رفتارش را در رابطه شان تغییر داد. اکنون این خانم هم در محیط کار و‌ هم در کنار همسرش اعتماد به نفس بالایی دارد. از خودتان بپرسید که چه موقع یک کار را به درستی انجام می دهید؟  چه چیزی باعث می شود که احساس کامل بودن، خوشبخت بودن و دوست داشتنی بودن بکنید! آیا این ها در زندگی شما اتفاق می افتد؟ 


۳.    اهمیت دادن به اینکه مردم راجع به شما چه فکری می کنند خوب است اما نگران بودن نسبت به آن بی مورد است.

در محیط های اجتماعی بسیاری از مردم، اعمال و احساسات شان به این بستگی دارد که دیگران چگونه با آنها رفتار می کنند. این بقیه هستند که ارزش فردی و درونی آنها را تعیین می کنند. این یک الگوی فکری تعیین کننده است که باعث می شود روی هیچ موقعیت و شرایطی کنترل نداشته باشند. برای رفع این مشکل ابتدا باید بدانید که شما در حد آنچه در توانتان است با علاقه و احترام با دیگران رفتار می کنید. در این مورد به خودتان اعتماد داشته باشید که شما بهترین خودتان را ابراز می کنید و اگر متقابلا آن را دریافت نمی کنید به رویه تان خاتمه بدهید. همیشه به نیت تان توجه کنید. اگر خواسته تان صداقت و درستکاری ست همانطور با بقیه رفتار کنید که انتظار دارید با شما رفتار بشود.


۴.    تصور می کنید که مردم بیشتر از آنچه که هست از شما می دانند.

اگر در زندگی تان چیزی هست که نسبت به آن احساس عدم امنیت می کنید زمان زیادی برای فکر کردن به آن می گذارید. هر موقع که چیزی امنیت شما را تهدید می کند فورا از آن با خبر می شوید.
بدانید که فکر کردن زیاد به این موضوع مغز شما را نسبت به مواردی که به نا امنی های ذهنی تان مرتبط است حساس و گوش به زنگ می کند. اینکه همیشه هوشیار باشید مغزتان را برای محافظت از شما در برابر هر چیزی فعال می کند. با گذشت زمان شما شروع می کنید به فکر کردن به اینکه مردم قادرند فقدان اعتماد به نفس شما را ببینند و نسبت به نا امنی های تان آگاهند. شما می توانید این قوت قلب را به خودتان بدهید که هیچ کس واقعا نمی داند. شما فقط مدت زیادی با این طرز فکر زندگی کرده اید که در هر حرف و عملی از جانب دیگران انعکاس نا امنی تان را ببینید.


۵.    اعتماد به نفس از عمل می آید نه از نتیجه ی آن.

اولین قدم برای تغییر شخصیت، آگاهی ست. حالا که از این الگوهای فکری پنهان آگاه شدید می توانید اقدام به عمل کنید. اما همیشه به خاطر داشته باشید که این نفس عمل است که اعتماد به نفس را بالا می برد نه نتیجه ی آن. از وابسته بودن به نتیجه ی کارها یا عکس العمل های دیگران که می گویند شما خوب هستید یا نه دست بردارید. روی ذهن تان کار کنید که بدون دیدن نتیجه، اعتماد به نفس پیدا کنید. اینگونه قادر خواهید بود که کنترل عزت نفس تان را در دست بگیرید و دیگر جریانات و اطرافیان آسیب پذیر نباشید. 
 


بیشتر بخوانید

  • ۱۸ تیر ۱۳۹۷
  • ۷۸
  • 56 کاربر | امتیاز: 5 از 5
کل نظرات (۱)
  1. حسین۶۰
    • ۲۱ تیر ۱۳۹۷

    بسیار مفید بود